دست نوشته های شخصی

خسارت ناشی از عدم النفع 2

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:دوشنبه نوزدهم بهمنماه سال 1388-09:44 قبل از ظهر

چهارم بنای عقلا جوازی برمطالبه عدم النفع :

بنای عقلا بر آن است كه اگر شخصی مبادرت به از بین بردن مال موجود دیگری می كند ، یا او را ، از تحصیل نفع مسلمی كه مورد انتظار بود ، محروم می نماید ، عامل زیان مسوول جبران خسارت وارده است . براین اساس در قوانین دیگر كشورها نیز عدم النفع قابل مطالبه است .

بیان یك نكته :

بسیاری از فقها كه عدم النفع را قابل مطالبه نمی دانند ، دلیل آنها عدم تحقق غضب برحبس انسان آزاد یا جلوگیری نمودن او از كار خود است كه در نتیجه ، شخص منع كننده یا حابس                    مسؤول نیست . در جواب این دسته از فقیهان بایستی گفت كه ؛ ضمان ، منحصراً دائر مدار تحقق غضب نیست .  به بیان دیگر هیچ ملازمه ای بین عدم تحقق غضب و عدم ضمان وجود ندارد .  چه بسا ممكن است برای اثبات ضمان به قاعده لاضرر ، اتلاف و تسبیب متمسك شد .

  با توجه به مطالب بیان شده عدم النفع در صورتی قابل مطالبه است كه ؛

اولاً ، عدم النفع محقق الحصول باشد .

ثانیأ ، برای مطالبه آن بتوان بیكی از قواعد فقهی و قانونی استناد كرد یعنی بین عدم النفع و فعل مانع رابطه سببیت وجود داشته باشد .

مطالبه عدم النفع در قوانین موضوعه :

یكم ماده‌9 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور كیفری مصوب 1378

[..... ضرر و زیان قابل مطالبه به شرح ذیل می باشد :

ضررو زیان های مادی كه در نتیجه ارتكاب جرم حاصل شده است .

منافعی كه ممكن الحصول بوده و در اثر ارتكاب جرم ، مدعی خصوصی از آن محروم می شود . ] در این ماده قانونی دو شرط برای مطالبه عدم النفع ذكر شده است :

ممكن الحصول بودن منفعت ( كه به نظر می رسد منظور از ممكن الحصول بودن همان محقق الحصول بودن منفعت است . )

این عدم نفع ناشی از ارتكاب جرم باشد .

براین اساس اگر عدم النفع ممكن الحصولی واقع شود ولی ناشی از ارتكاب جرم نباشد قابل مطالبه نیست . لذا علی الاصول در اینگونه دعاوی بایستی ابتدا مجرمیت و وقع جرم اثبات گردد و آنگاه اگر عدم نفع یا تفویت منفعت ممكن الحصول بود می توان توسط شاكی خصوصی مورد مطالبه قرارگیرد .

دوم‌ تبصره‌2‌ماده‌515 قانون آیین دادرسی‌دادگاههای‌عمومی‌و انقلاب درامور‌مدنی‌مصوب‌1379

این تبصره در باب نهم با عنوان مطالبة خسارت و اجبار به انجام تعهد ذیل ماده 515 چنین اشعار                می دارد ؛ [خسارت ناشی از عدم النفع قابل مطالبه نیست و خسارت تأخیر تأدیه در موارد قانونی ، قابل مطالبه می باشد . ]

برای تبیین این تبصره لازم است ماده 515 كه این تبصره یكی از تبصره های آن است وعلی الاصول باید مرتبط با این ماده قانونی باشد مورد مطالعه قرار گیرد . 

ماده 515: خواهان حق دارد ضمن تقدیم دادخواست یا در اثنای دادرسی و یا به طور مستقل جبران خسارت ناشی از دادرسی یا تأخیر انجام تعهد یا عدم انجام آن را كه به علت تقصیر خوانده نسبت به اداء حق یا امتناع از آن به وی وارد شده یا خواهد شد ، همچنین اجرت المثل را به لحاظ عدم تسلیم خواسته یا تأخیر تسلیم آن از باب اتلاف و تسبیب از خوانده مطالبه نماید ....

دادگاه در موارد یاد شده میزان خسارت را پس از رسیدگی معین كرده و ضمن حكم راجع به اصل دعوا یا به موجب حكم جداگانه محكوم علیه را به تأدیه خسارت ملزم خواهد نمود . در صورتی كه قرارداد خاصی راجع به خسارت بین طرفین منعقد شده باشد ، برابر قرارداد رفتار خواهد شد . ]

توضیح و بیان چند نكته : ( بیان نظرات )

این‌ماده قانونی حدود‌‌ 6 ماه پس از تصویب ماده 9 قانون آیین دادرسی كیفری تصویب شده است .  علیرغم این فاصله نزدیك ، قانونگذار در ماده 9عدم النفع ممكن الحصول را قابل مطالبه دانسته ولی در این تبصره كه قانون لاحق است خسارت ناشی از عدم النفع را قابل مطالبه ندانسته است . كه تفاوت و تغییر در وضع قانون ضمن عجیب بودن ، حاوی مطالبی چند است :

آیا تبصره 2ماده 515 قانون مدنی ناسخ ماده 9 قانون آیین دادرسی است ؟

لذا در هیچ حالتی خسارت عدم النفع قابل مطالبه نیست ؟

آیا خسارت عدم النفع فقط وقتی قابل مطالبه است كه ناشی از ارتكاب جرم باشد ؟ و فقط     عدم النفع ناشی از غیر جرم قابل مطالبه نیست ؟

آیا اینكه در تبصره 2 ماده 515 پس از بیان غیر قابل مطالبه بودن عدم النفع بلافاصله سخن از قابل مطالبه بودن خسارت تأخیر تأدیه در موارد قانونی آورده بیان این مطلب است كه خسارت تأخیر تأدیه چیزی سوای خسارت ناشی از عدم النفع است ؟ كه به نظر می رسد خسارت تأخیر تأدیه از مصادیق خسارت عدم النفع است .

در یك اظهار نظر می توان گفت كه با توجیه منطقی ، منظور قانونگذار از قابل مطالبه نبودن خسارت ناشی از عدم النفع ، مطلق خسارت نیست ، بلكه منظور ، خسارت محتمل الحصول است و نه محقق الحصول ، قواعدی مانند : قاعدة لاضرر و اتلاف و تسبیب و بنای عقلا (كه قبلاً بیان شد ) مؤید این تفسیراست . از طرفی با توجه به اینكه قانونگذار در ادامه تبصره 2 ماده 515 خسارت تأخیر تأدیه را قابل مطالبه دانسته ، این اظهار نظر بیشتر تقویت می شود .  زیرا ، خسارت تأخیر تأدیه ، خود یكی از مصادیق خسارت عدم النفع است .

نظریه دیگر موضوع را اینگونه تبیین می نماید كه ؛ تبصره 2 كه خسارت ناشی از عدم النفع را قابل مطالبه ندانسته است در ارتباط و مكمل ماده اصلی یعنی 515 قانون آیین دادرسی است لذا نمی توان مطلب جدیدی را كه تعارضی و عدم مطابقتی با اصل ماده داشته باشد بیان نماید .  بنابراین لازم است یك بار دیگر ماده 515 را مورد بررسی قراردهیم .

در این ماده اشعار می دارد كه ؛ [ خواهان حق دارد ضمن تقدیم دادخواست یا در اثنای دادرسی و یا به طور مستقل ؛

جبران خسارت ناشی از دادرسی

تأخیر انجام تعهد یا عدم آن را به علت تقصیر خوانده نسبت به اداء حق یا امتناع از آن كه به وی ( خواهان ) وارد شده یا خواهد شد .

و همچنین اجرت المثل را به لحاظ عدم تسلیم خواسته یا تأخیر تسلیم آن از باب اتلاف و تسبیب از خوانده مطالبه نماید ...] و آنگاه در تبصره 2 بیان داشته كه ؛ [ خسارت ناشی از عدم النفع قابل مطالبه نیست . ...]

با توجه به لزوم ارتباط بین ماده قانونی و تبصره های آن می توان چنین نتیجه گرفت كه ؛

جبران‌خسارت ناشی از‌دادرسی‌قابل مطالبه است ولی‌عدم‌النفع ناشی‌از دادرسی‌قابل مطالبه نیست .

خسارت ناشی از تأخیر انجام تعهد یا عدم انجام آن به علت تقصیر خوانده قابل مطالبه است ولی عدم النفع ناشی از تأخیر انجام تعهد یا عدم انجام آن قابل مطالبه نیست .

اجرت المثل به لحاظ عدم تسلیم خواسته یا تأخیر تسلیم قابل مطالبه است ولی خسارت عدم نفع ناشی از عدم تسلیم خواسته یا تأخیر تسلیم قابل مطالبه نیست .

بنابراین عدم امكان مطالبه خسارت عدم النفع منحصر در موارد فوق است نه اینكه مطلق مطالبه خسارت عدم النفع قابل مطالبه نباشد .  كما اینكه عدم النفع ممكن الحصول و ناشی از جرم را ماده 9 قانون آیین دادرسی قابل مطالبه دانسته است .

حاصل كلام اینكه :

مطالبه خسارت عدم النفع محقق الحصول بطور مطلق قابل وصول است مگر وقتی كه این خسارت یا محتمل الحصول باشد و یا علیرغم محقق الحصول بودن ناشی از دادرسی ، تأخیر انجام تعهد یا عدم انجام آن و عدم تسلیم خواسته یا تأخیر آن نباشد . در غیر این موارد خسارت عدم النفع قابل مطالبه است .  مثل آنكه كسی با حفر كانال مالك اتومبیل را از نفع حاصل از مسافركشی محروم نماید .  كه این عدم النفع قابل مطالبه می باشد . 

*     *     *    *     *   

تذکر :

علی الظاهر در مراجع قضایی اغلب قضات محترم با عنایت به تبصره 2 ماده 515 قانون آیین دادرسی مدنی ، مطلق خسارت عدم النفع را قابل مطالبه نمی دانند و حكم به رد دعوی خواهان عدم النفع می دهند .  مگر اینكه دعوی مشمول ماده 9 قانون آیین دادرسی كیفری شود كه در صورت ممكن الحصول بودن و ناشی از جرم بودن عدم النفع ، آنرا قابل مطالبه می دانند .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خسارت ناشی از عدم النفع 1

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:دوشنبه نوزدهم بهمنماه سال 1388-09:42 قبل از ظهر

یكم تعاریفی كه از عدم النفع شده است :

مقدمتا توضیح این مطلب لازم است كه ، ضرری كه به شخص وارد می شود ممكن است مادی یا معنوی باشد . ضرر مادی خود به دو قسم قابل تقسیم است ؛

قسم اول از دست رفتن مال موجود یا خسارت مثبت

قسم دوم تفویت منافع یا خسارت منفی كه همان عدم النفع است .

عدم النفع عبارت از ممانعت از وجود پیدا كردن منفعتی كه مقتضی آن حاصل شده است مثل ؛ توقیف غیرقانونی شاغل به كار كه موجب حرمان او از گرفتن مزد شود .

عدم النفع گاهی ضررمحسوب می شود .  در این صورت عبارت است از ؛ حرمان از نفعی كه به احتمال قریب به یقین حسب جریان عادی امور و اوضاع و احوال خصوص مورد ، امید وصول به آن نفع ، معقول و مترقب و مقدور بوده باشد .

عدم النفع محروم شدن شخص ، از فایده مورد انتظار است .

برخی گفته اند ؛ هنگامی از عدم النفع یا تفویت منفعت سخن به میان می آید كه در نتیجه عمل زیانبار ، دارایی شخص فزونی نیافته است ، در حالی كه اگر این واقعه رخ نمی داد بر طبق روند عادی عدم النفع عبارت است از فوت شدن منافع محقق الحصولی كه شخص از آن محروم شده است .

اقساط عدم النفع :

الف عدم النفع محقق الحصول

ب عدم النفع محتمل الحصول

الف : عدم النفع محقق الحصول: عبارت است از ؛ فوت شدن منفعت كه هرگاه ، فعل معین موجود     نمی شد ، محققاً آن منفعت به متضرر می رسید و فعل مزبور سبب منحصر نرسیدن منفعت شده است .

مثال : شخصی در خیابان در جلوی گاراژی جوی عمیقی می كند و مانع از خروج اتومبیل كرایه ای               می شود .  بدین ترتیب این شخص مانع رسیدن منفعتی شده است كه مالك اتومبیل از كاركردن به دست           می آورد .

ب عدم النفع محتمل الحصول : عبارت است از ، تفویت منفعت كه هرگاه فعل معین موجود نمی شد احتمال داشت كه عاید طرف گردد . 

مثال : توزیع كننده روزنامه ، روزنامه ای كه در آن اعلان مزایده ملكی درج شده است را به مشترك آن روزنامه نمی رساند و او در مزایده شركت نمی كند .  مشترك روزنامه پس از اطلاع بر این امر علیه توزیع كننده ، اقامه دعوی می نماید و خسارت وارده خود را از او مطالبه می نماید ، بدین سبب كه اگر روزنامه را به او می رسانیدند ، او در مزایدة اعلان شده شركت و برنده می شد و از آن مبلغی به عنوان منفعت استفاده می نمود و چون توزیع كننده ، روزنامه را به موقع نرسانده است ، باید خسارت این عدم النفع را به مشترك بپردازد . دراین مثال چون شركت در مزایده و برنده شدن شخص محرز نیست ، عدم النفع محتمل الحصول بوده و قابل مطالبه نیست .

بیان یك نكته :

در قابل مطالبه بودن ، یا نبودن عدم النفع ، محل بحث عدم النفع محقق الحصول است والا در اینكه عدم النفع محتمل الحصول قابل مطالبه نیست محل نزاعی نیست .

>در مطالبه عدم نفع باید بین فعل و عدم پیدایش نفع رابطه سببیت موجود باشد زیرا ممكن است فعلی صورت گیرد ولی سبب تفویت منفعت نباشد .

قواعدی كه مطالبه عدم النفع را محقق می نماید :

قاعده لاضرر

قاعده اتلاف

قاعده تسبیت

جواز مقابله به مثل

بنای عقلا

یكم قاعده لاضرر موجبی برای مطالبه عدم النفع :

بیان قاعده و تعریف آن :

قاعده : لاضررو لاضرار فی الاسلام ( در اسلام  حكمی كه موجب ضرروزیان شود نیست )


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

امنیت انسانی در آینه قانون اساسی 2

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:شنبه دهم بهمنماه سال 1388-09:54 قبل از ظهر

امنیت شخصی شهروندان :

اصل سی ودوم قانون اساسی اشعار می دارد ؛ ]هیچ كس را نمی توان دستگیر كرد مگر به حكم وترتیبی كه قانون معین می كند درصورت بازداشت ، موضوع اتهام باید باذكر دلایل بلافاصله كتبا" به متهم ابلاغ وتفهیم شود وحداكثرظرف مدت بیست وچهارساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال ومقدمات محاكمه‌،‌در اسرع وقت فراهم گردد . متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود .[
- اصل سی وسوم قانون اساسی بیان می دارد ؛
] هیچ كس را نمی توان از محل اقامت خود تبعید كرد یا از اقامت درمحل مورد علاقه اش ممنوع یا به اقامت در محلی مجبور ساخت ، مگر درمواردی كه قانون مقرر دارد .[

امنیت حریم خصوصی درقانون اساسی :

دراصل 25 قانون اساسی مذكور است ؛]بازرسی ونرساندن نامه ها ، ضبط وفاش كردن مكالمات تلفنی ، افشای مخابرات تلگرافی وتلكس ، سانسور ، عدم مخابره ونرساندن آنها ، استراق سمع وهرگونه تجسس ممنوع است مگر به حكم قانون[


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

امنیت انسانی در آینه قانون اساسی 1

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:شنبه دهم بهمنماه سال 1388-09:45 قبل از ظهر

انسان ها درطول اعصار وكلیه امصار دو دغدغه عمده داشته اند یكی ناچیزی وگرسنگی ودیگرعدم امنیت . خداوند در قرآن مجید ودر سوره قریش ، خدای كعبه را اینگونه معرفی می فرماید .]الذی اطعمهم من جوعٍ وآمَنهم من خوفٍ[ (آن خدایی كه قریش را از گرسنگی رهانید وبا اعطاء امنیت ، ترسشان را ازمیان برد .) وبدین نحو رفع گرسنگی وایجاد امنیت كاری خدایی تلقی می گردد. در گذشته های دور دربعضی سرزمین ها یا دولتی نبود ویا اگر بود درقبال رفع جوع وایجاد امنیت هیچ مسئولیتی احساس نمی كرد . اكنون دولت ها درقبال امنیت انسانی كه از حقوق اساسی یك شهروند است دو وظیفه دارند ؛

مخدوش نكردن امنیت موجود شهروندان

ایجاد شرایط لازم برای حفظ امنیت ملت

آنچه كه ذكر آن لازم است ، این نكته است كه دولت ها مراعات نمایند برای حفظ امنیت شهروندان ، دیگر حقوق اساسی آنان را تهدید ننمایند . زیرا اگر به مفهوم عام وكلی از امنیت توجه كنیم ؛ امنیت عبارت از تأمین خاطری است كه براساس آن ، افراد در جامعه ای كه زندگی می كنند ، نسبت به حفظ جان ، حیثیت وحقوق مادی ومعنوی خود هراسی نداشته باشد . این گستردگی در مفهوم وموضوعات امنیت ، بخش وسیعی از حقوق وفعالیت های انسانی ر ا دربرمی گیرد كه تأمین همة آن به سهولت میسور نیست وبرای تحقق آن كار هماهنگ از جانب تمام قوای حكومتی را می طلبد . دراین مقاله با نام امنیت انسانی در آینه قانون جمهوری اسلامی درخصوص اقسام امنیت ، با محوریت امنیت قضایی سخن خواهیم گفت . در تهیه این مطلب از مقاله امنیت قضایی در وبلاگستان حقوقی ومقاله تحلیلی برمفهوم امنیت انسانی وشاخص های آن در فصلنامه پژوهشی ، تحلیلی وآموزشی مجد(حقوقی) استفاده نموده ام . دیگر منابع ؛ قرآن مجید وقانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بوده است .       
ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مبانی حقوقی قراردادهای اداری پیمانکاری 4

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:شنبه دهم بهمنماه سال 1388-09:42 قبل از ظهر

تهیه و تكمیل اسناد و پیشنهادها

تسلیم پیشنهاد درمهلت مقرر درپاكت لاك ومهرشده به محلی كه درآگهی معین شده است .

دریافت رسید تحویل پیشنهادها

پیشنهادها درپاكت های مجزا (تضمین درپاكت (الف) / پیشنهاد فنی بازرگانی درپاكت (ب) و پیشنهاد قیمت درپاكت (ج)) قرارگرفته و همه پاكت ها را درلفاف مناسب و لاك و مهر شده قرارمی گیرد .

تذكر :

مناقصه گزار موظف است درمهلت مقرر همه پیشنهادهای ارائه شده را دریافت ، ثبت و تاجلسه بازگشایی از پاكت ها مواظبت نماید .

هرگونه تسلیم ، تحویل ، اصلاح ، جایگزینی و یا پس گرفتن پیشنهاد باید به صورت قابل گواهی ودر مهلت ومكان مقرر دراسناد مناقصه انجام شود .

نظر به اینكه دراین بخش سخن از اسناد مناقصه رفته است ذیلاً این اسناد معرفی می گردند :

نام ونشانی مناقصه گزار

نوع و مبلغ تضمین مناقصه

محل ، زمان ومهلت دریافت اسناد ، تحویل پیشنهادها و گشایش آنها

>مبلغ پیش پرداخت و تضمین حسن انجام كار

>مدت اعتبار پیشنهادها

شرح كار ، مشخصات فنی بازرگانی ، استانداردها ، نوع ، كمیت و كیفیت كالا یا خدمات

برنامه ریزی انجام كار یا تحویل كالا

معیار و روش ارزیابی كیفی مناقصه گران

>روش تهیه و مهلت مقرر برای تسلیم پیشنهادها و تعداد نسخه های آنها

متن قرارداد شامل موافقت نامه ، شرایط عمومی و خصوصی پیمان و ضمائم آن

صورتجلسه ها و توضیحات درصورت ابهام

 سایراسنادی كه به تشخیص مناقصه گزار لازم باشد .

شركت كننده درمناقصه درصورت ابهام یا ایرادی می تواند از مناقصه گزار توضیح بخواهد .

تقدیم پیشنهاد ، از لحاظ حقوقی برای پیشنهاد دهنده تعهد ایجاد می كند و او مكلف است درصورتی كه برنده مناقصه شناخته شد ، با اداره مناقصه گزار ، قرارداد منعقد نماید . تخلف از این تعهد موجب ضبط سپرده او خواهد شد .

>پیشنهاد ارائه شده قابل پس گرفتن نیست .

درپیشنهاد ، باید فقط قیمت جنس یا اجرت كارقید شود و سایرشرایط معامله درآگهی یا دفترچه مشخصات ، به طور یكجانبه از طرف اداره معین گردیده است . و پیشنهاد دهنده یا باید آن را دركل بپذیرد یا آنكه اصلاً از شركت درمناقصه صرفنظر كند .

ز : گشایش پاكات (پیشنهادات) :

پیشنهاد مناقصه گران به ترتیب ذیل درزمان و مكان مقررگشوده می شود :

->تهیه فهرست اسامی دریافت كنندگان اسناد ، پیشنهاد دهندگان ، حاضران درجلسه

بازكردن و كنترل پاكت الف (پاكت تضمین)

بازكردن پاكت ‹‹ب›› درصورت موجود بودن (پاكت پیشنهاد فنی بازرگانی)

بازكردن پاكت ‹‹ج›› (پاكت پیشنهاد قیمت) و كنترل آن ، و حذف پاكات غیرقابل قبول درمناقصات یك مرحله ای

تحویل پاكت فنی بازرگانی به كمیته مربوط جهت بررسی درمناقصات دو مرحله ای

تهیه و تنظیم و امضاء صورتجلسه گشایش پاكات توسط اعضاء كمیسیون

تحویل پاكتهای قیمت (پاكت ج) و پاكت تضمین (پاكت الف) پیشنهادات رد شده به مناقصه گزار برای استرداد به ذینفع .


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مبانی حقوقی قراردادهای اداری پیمانکاری 3

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:شنبه سوم بهمنماه سال 1388-02:02 بعد از ظهر

شرح فرایند برگزاری مناقصه عمومی :

الف : تعریف واژگان و تركیبات :

مناقصه گزار : دستگاههای دولتی شامل قوای سه گانه جمهوری اسلامی ایران اعم از وزارتخانه ها ، سازمانها و مؤسسات و شركتهای دولتی ، مؤسسات انتفاعی وابسته به دولت ، بانكها و مؤسسات اعتباری دولتی ، شركتهای بیمه دولتی ، مؤسسات و نهادهای عمومی غیردولتی (درمواردی كه آن بنیادها و نهادها از بودجه كل كشور استفاده می نمایند) . مؤسسات عمومی ، بنیادها و نهاد های انقلاب اسلامی ، شورای نگهبان قانون اساسی و همچنین دستگاهها و واحدهایی كه مشمول قانون برآنها مستلزم ذكر یا تصریح نام است ، اعم از این كه قانون خاص خود را داشته ویا از قوانین و مقررات عام تبعیت نمایند نظیر وزارت جهاد كشاورزی ، شركت ملی نفت ایران ، شركت ملی گاز ایران ، شركت ملی صنایع پتروشیمی ایران ، سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران ، سازمان بنادر وكشتیرانی جمهوری اسلامی ایران ، سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران ، سازمان صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران وشركتهای تابعه آنها مناقصه گزار محسوب می شوند .

مناقصه گر : شخصی حقیقی یا حقوقی است كه اسناد مناقصه را دریافت و درمناقصه شركت              می نماید .

كمیته فنی بازرگانی : هیأتی است با حداقل سه عضو خبره فنی بازرگانی صلاحیتدار كه از سوی مقام مجاز دستگاه مناقصه گزار انتخاب وارزیابی فنی بازرگانی پیشنهادهای مناقصه گران را به           عهده دارند .

ارزیابی كیفی مناقصه گران : عبارت است از ارزیابی توان انجام تعهدات مناقصه گران توسط كمیته فنی بازرگانی .

ارزیابی فنی بازرگانی پیشنهادها : فرایندی است كه درآن مشخصات ، استانداردها ، كارآیی ، دوام و سایرویژگی های فنی بازرگانی پیشنهادهای مناقصه گران، توسط كمیته فنی بازرگانی .

ارزیابی مالی : فرایندی است كه درآن مناسب ترین قیمت از بین پیشنهادهایی كه از نظر فنی بازرگانی پذیرفته شده اند برگزیده می شود .

ارزیابی شكلی : عبارت است از بررسی كامل بودن اسناد و امضاء آنها ، غیرمشروط و خوانا بودن پیشنهاد قیمت .

انحصار : انحصار درمعامله عبارت است از یگانه بودن متقاضی شركت درمعامله كه به نحو ذیل         تعیین می شود .

-        اعلان هیأت وزیران برای كالاها و خدماتی كه درانحصار دولت است .

-        انتشار آگهی عمومی و ایجاب تنهایك متقاضی برای انجام معامله .

برنامه زمانی مناقصه : سندی است كه درآن زمان و مهلت برگزاری مراحل مختلف مناقصه ، مدت اعتبار پیشنهادها و زمان انعقاد قرارداد مشخص می شود .

ترك تشریفات مناقصه : درمواردی كه انجام مناقصه براساس گزارش توجیهی دستگاه مناقصه گزار به تشخیص هیأت سه نفره تعیین شده میسر نباشد ، می توان معامله را به طریق دیگری انجام داد . دراین صورت هیأت ترك تشریفات مناقصه با رعایت صرفه و صلاح دستگاه ترتیب انجام این گونه معاملات را با رعایت سایرمقررات مربوط درهرمورد برای یك نوع كالا یا خدمت تعیین و اعلام        می نماید .

هیأت رسیدگی به شكایات : به منظور رسیدگی به دعاوی بین مناقصه گر و مناقصه گزار این هیأت تشكیل می گردد .

ب : كمیسیون مناقصات :

برای اداره و متمركز كردن امور مربوط به مناقصه یا مزایده درهروزارتخانه یا مؤسسه دولتی كمیسیون به نام ‹‹ كمیسیون مناقصه ›› یا مزایده تشكیل می گردد . وظایف این كمیسیون را قانون مناقصات مصوب سال 1383 معین نموده است .

تركیب كمیسیون :

1-     رییس دستگاه مناقصه گزار یا نماینده وی

2-    ذی حساب یا بالاترین مقام عالی دستگاه مناقصه گزارحسب مورد

3-    مسئول فنی دستگاه مناقصه گزار یا واحدی كه مناقصه به درخواست وی برگزارمی شود .

توضیح : كمیسیون با حضور هر سه نفر اعضاء فوق الذكر رسمیت دارد و تصمیمات كمیسیون با رأی اكثریت اعضاء معتبر خواهد بود .


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مبانی حقوقی قراردادهای اداری پیمانکاری 2

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:شنبه سوم بهمنماه سال 1388-01:55 بعد از ظهر

بخش چهارم : قرارداد پیمانكاری

مقدمه :

درحقوق خصوصی ، اصل برآزادی قراردادهاست ؛ ولی درحقوق عمومی دولت از این آزادی كه افراد درروابط خود دارند برخوردارنیست . دولت قانوناً نه می تواند به دلخواه خود پیمانكار خود را انتخاب نماید و نه می تواند به میل خود شرایط قرارداد را تعیین كند . علت این محدودیت هم آن است كه معاملات دولتی برای عموم و به حساب خزانه و بیت المال منعقد می گردد و لذا مقتضای معامله ایجاب می كند كه نسبت به انعقاد و اجرای پیمان نظارت بیشتری معمول شود تا اموال عمومی حیف و میل نگردد .

ترتیب انعقاد پیمانها :

الف : مزایده : مزایده ترتیبی است كه درآن فروش كالایی كه مورد نظر دولت است از طریق اعلان بین عموم داوطلبان عرضه می شودتا قراردادباكسی كه حداكثر قیمت را پیشنهادكرده است منعقد گردد .

اشكال مزایده :

1-    مزایده حضوری (حراج) : كه دراجرای آن نیاز به تشریفات خاصی از قبیل دادن پیشنهاد كتبی یا سپردن وثیقه نقدی یا تشكیل كمیسیون و یا تنظیم صورت مجلس نیست و بیشتردرمواقع كم اهمیت مورد استفاده قرارمی گیرد .

2-    مزایده كتبی : كه اجرای آن احتیاج به تشریفات خاصی مثل اخذ پیشنهاد نرخ كتبی و سپردن وثیقه نقدی و . . . می باشد .

ب : مناقصه : فرایندی است رقابتی برای تأمین كیفیت مورد نظر (طبق اسناد مناقصه ) كه درآن تعهدات موضوع معامله به مناقصه گری كه كمترین قیمت متناسب را پیشنهاد كرده باشد واگذار         می شود .

 

اقسام مناقصه :

1-    مناقصه عمومی : ترتیبی است كه درآن انجام عمل و یا خرید كالای موردنیازدولت از طریق اعلان بین عموم داوطلبان احتمالی پیمانكاری به مسابقه گذاشته می شود (از طریق آگهی عمومی) تا قرارداد با برنده مسابقه ، یعنی كسی كه نازلترین قیمت متناسب را پیشنهاد
می كند منعقد گردد .

2-   مناقصه محدود : مناقصه ای است كه درآن به تشخیص و مسئولیت بالاترین مقام دستگاه مناقصه گزار ، محدودیت برگزاری مناقصه عمومی با ذكر ادله تأیید شود . فراخوان مناقصه محدودازطریق ارسال دعوتنامه برای مناقصه گران صلاحیت دار(براساس ضوابط)به‌اطلاع‌ مناقصه‌‌گران‌می رسدبه‌عبارت‌دیگرمسابقه پیمانكاری بین افراد محدودی برگزار می گردد.

طبقه بندی انوان مناقصات :

حسب قانون برگزاری مناقصات مصوب سال1383 مناقصات از نظرمراحل بررسی به دو نوع ؛ یك مرحله ای و دومرحله ای تقسیم شده است .

یكم - مناقصه یك مرحله ای : مناقصه ای است كه درآن نیازی به ارزیابی فنی بازرگانی پیشنهادها نباشد . دراین مناقصه پاكت های پیشنهاد نرخ در یك جلسه گشوده و درهمان جلسه برنده مناقصه تعیین می شود .

دوم - مناقصه دو مرحله ای : مناقصه ای است كه به تشخیص مناقصه گزار ، بررسی فنی بازرگانی پیشنهادها لازم باشد . دراین مناقصه ، كمیته فنی بازرگانی تشكیل می شود و نتایج ارزیابی فنی بازرگانی پیشنهادها را به كمیسیون مناقصه گزارش می كند تا برنده مناقصه تعیین گردد .


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مبانی حقوقی قراردادهای اداری پیمانکاری 1

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:شنبه سوم بهمنماه سال 1388-01:53 بعد از ظهر

درحقوق اداری می خوانیم ؛ اعمال دولت از آن جهت كه برای افراد حق و تكلیف ایجاد می نماید قابل تقسیم بندی به ابعاد مختلفی است :

-        اعمال حقوقی دولت از نظر هدف و غایت به اعمال سیاسی واداری ،

-        و از نظر محتوا و ماهیت به اعمال قانونگذاری و قضایی و اجرایی ،

-        و از نظر موضوع به اعمال حاكمیت و اعمال تصدی ،

-        و از لحاظ صوری به اعمال یكجانبه (ایقاع) و دوجانبه (عقد) تقسیم می شود .

مشهورترین این اعمال ، اعمال حقوقی یك جانبه و دوجانبه (ایقاعات و عقود) می باشند كه این اصطلاح برگرفته از اصطلاح فقهی است . مقابل این تقسیم بندی :

ایقاع : یك عمل حقوقی یك جانبه است ناشی از اراده و قصد انشای یك طرف . بدین ترتیب در تكوین ایقاع فقط یك اراده دخالت دارد . درحقوق اداری ، اعمال حقوقی یكجانبه ، اساس روابط حقوقی دولت را تشكیل می دهد ، زیرا دولت حاكمیت دارد و دربسیاری از موارد ، اراده او به تنهایی برای ایجاد وضع حقوقی كافی است . اعمال حقوقی یكجانبه اداری به دوقسم :

-        عام و غیرشخصی مثل آیین نامه و بخشنامه های اداری .

-        انفرادی وشخصی مثل صدور گواهینامه و پروانه كسب . تقسیم می گردد .

عقد : یك عمل حقوقی دو جانبه است ناشی از توافق دو اراده (دوطرف) كه هركدام ازآنها مقاصد جداگانه دارند ، به گونه ای كه تعهد یك طرف ، علت تعهد طرف دیگراست .

نكته ای كه لازم است بدان اشارتی رود تفاوتی است كه بین اعمال حقوق خصوصی و اعمال حقوق اداری وجود دارد . درحقوق خصوصی چون اصل در برابری حاكمیت اراده افراد (دوطرف) اصل است و اراده كسی به تنهایی نمی تواند الزام و تكلیفی علیه دیگری به وجود آورد . بنابراین اساس روابط حقوق زندگی اجتماعی برعقد و قرارداد (مثل عقد ازدواج ، معاملات دربازار و قرارداد وكالت) است و به ندرت ایقاعات (مثل طلاق ، فسخ و . . . ) مورد استفاده هستند . اما درحقوق عمومی و اداری ، با توجه به حاكمیتی كه دولت دارد ، در روابط حقوقی ، اصل براعمال و تصمیمات یكجانبه یعنی ایقاع استوار است . به این ترتیب مقامات اداری و اجرایی درحدود وظایف و صلاحیت های خود تصمیماتی می گیرند و اعمالی انجام می دهند كه اصولاً نیازی به توافق با افراد نیست و برای افراد ایجاد حق یا تكلیف می نماید . البته بخش دیگری از اعمال اداری ، اعمال دوجانبه (قراردادها) هستند كه سخن ما دراین نوشتار درخصوص اینگونه قراردادها می باشد . علیهذا پس ازبیان تعریف های لازم و مبانی و آثار قراردادهای اداری ، سه قسم قرارداد اداری یعنی ؛ قرارداد ازطریق مناقصه ، مزایده و معامله مستقیم مورد بررسی قرار می گیرد . بدیهی است چون بنابر اختصار است درحد امكان از اطاله كلام و ذكر توضیح اضافات خودداری شده است .


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مهریـــــــه 4

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:یکشنبه بیست و هفتم دیماه سال 1388-09:15 قبل از ظهر

نمونه تقاضای وصول مهریه

از طریق اجراییه  ثبتی

مسئول محترم دفترخانه ازدواج شماره ............................... شهرستان .............................................
 احتراماً با توجه به تصویر مصدق عقدنامه پیوست كه اصل آن در آن دفترخانه تنظیم شده است ،  اینجانبه ........................... در تاریخ .................... درقبال مبلغ............................................... بعنوان مهریه به عقد ازدواج دائم همسرم آقای ................................... در آمده ام . بطوریكه مستحضرید چون مهریه بعنوان دین بر ذمه زوج بوده و عندالمطالبه قابل وصول می باشد ، نامبرده با وجود درخواست های مكرر اینجابنه عمداً از تأدیه مهریه قانونی اینجانبه امتناع می نماید ، لذا خواهشمند است به موجب این درخواست ضمن صدور اجراییه ، نسبت به وصول مهریه اینجانبه اقدام لازم را بعمل آورید .

                                                                                                                        امضاء زوجه

نشانی زوج : .....................................................................................................

نشانی زوجه : ...................................................................................................

-         لازمه وصول مهریه از طریق ثبت آنست كه عقدنامه رسمی و ثبتی باشد .

-     دفترخانه پس از وصول تقاضانامه مراتب را به زوج ابلاغ می نماید . چنانچه زوج حاضر به پرداخت مهریه نباشد ، زوجه تقاضای اجرای مفاد سند عقدنامه را در خصوص مهریه می نماید .

-     اگر از طرف زوجه مالی از زوج معرفی گردد كه جزء مستثنیات دین نباشد ، مال معرفی شده از طرف اجرای ثبت به نفع زوج توقیف می‌گرددواگرزوج فاقدمال بوده ولی كارمنددولت باشد با تقاضای زوجه یك سوم حقوق وی تا پرداخت كل مهریه به نفع زوجه توقیف و به زوجه پرداخت میگردد .


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مهریـــــــه 3

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:یکشنبه بیست و هفتم دیماه سال 1388-09:12 قبل از ظهر

ششم شرایط مهریه :

1-   مهریه باید ارزش مالی داشته باشد ، بنابراین آنچه را كه فاقد ارزش مالی است نمی توان بعنوان مهریه تعیین كرد .

2-  مهریه باید مالی باشد كه از نظر شرع و قانون قابل نقل و انتقال و معامله باشد ، لذا نمیتوان حیوانات حرام گوشت و مشروبات الكلی را بعنوان مهریه قرارداد .

3-  زوج مالی را می تواند مهریه قراردهد كه خود مالك آن باشد .  لذا اموال عمومی یا مال موقوفه را نمی توان مهر قرارداد .

4-  مهریه هم می تواند عین معین باشد (مثل یكدستگاه اتومبیل) و هم می تواند انجام عمل یا حرفه آموزی یا تدریس باشد مثلاً می توان آموزش كامپیوتر به زوجه را مهریه قرارداد . 

****************

هفتم مهریه در نكاح منقطع (مهردر صیغه) :

-     در عقد نكاح منقطع (صیغه) منبای وقوع عقد تعیین مهر است .  عدم ذكر مهر در نكاح منقطع موجب بطلان آن خواهد بود .

-     درماده 1095 قانون مدنی مقرر می دارد ؛ [درنكاح منقطع ، عدم ذكر مهر در عقد موجب بطلان است .] از این حكم چنین بر می آید كه توافق درباره مهر ونكاح با هم ارتباط دارد وبطلان هر یك در دیگری اثر می گذارد .

-         مهرالمتعه و مهرالمثل در نكاح منقطع مصداقی ندارد .

-         درنكاح منقطع موت زن در اثناء مدت ازدواج موجب سقوط مهر نمی شود .

-         درنكاح منقطع اگر شوهر تا آخر مدت با زن همبستری نكند موجب سقوط مهر نیست .

-     در نكاح منقطع اگر مرد قبل از نزدیكی تمام مدت نكاح را به زن ببخشد ، زن مستحق دریافت نصف مهریه مقرره است .  بنابراین ، اگر بعد از چند ماه شوهر باقی مدت را به زن ببخشد ، درصورتی كه نزدیكی واقع نشده باشد ، زن مستحق نصف مهر است .

-     شرط خیار نسبت به مهر در نكاح منقطع درست نیست .  زیرا نفوذ آن موجب می شود كه فسخ مهر سبب بطلان نكاح شود .


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مهریـــــــه 2

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:یکشنبه بیست و هفتم دیماه سال 1388-09:10 قبل از ظهر

آیا حق حبس برای شوهر نیزوجود دارد ؟

گفته آمده كه حق حبس در معاملات برای طرفین معامله است و معلوم شد كه ماده 1085 قانون مدنی این حق را برای زن قائل شده است .  اكنون سوال اینست كه آیا شوهر می تواند پرداخت مهریه را منوط به تمكین نماید ؟ در پاسخ می توان گفت كه این سكوت ماده 1085 قانون مدنی در خصوص قائل شدن حق حبس برای مرد از دو جهت است یكی اینكه عقد نكاح در ارتباط با مهریه جزء عقود معوض نیست . دوم اینكه قانونگذار نخواسته است پیمان روحانی زناشویی را با اینگونه گروكشی های ناگوار خدشه دار نماید و چهره معنوی ازدواج را از بین ببرد . نتیجه اینكه چون به صراحت ماده ای قانونی دال بر وجود حق حبس برای مرد وجود ندارد قرینه ای است كه این حق برای وی موجود نیست .

موارد سقوط حبس برای زن :

1-  به موجب ماده 1085 قانون مدنی اگر برای پرداختن مهریه علت و مدتی معین شده باشد (یعنی از حالت حال بودن مهریه خارج شود )حق حبس برای زن ساقط و زن مكلف است بلافاصله پس از اجرای عقد از شوهر تمكین نماید .

2-  به موجب ماده 1086 قانون مدنی كه اشعار می دارد ؛ [اگر زن قبل از اخذ مهر به اختیار خود به ایفای وظایفی كه در مقابل شوهر دارد قیام نمود دیگر نمی تواند از حكم ماده قبل استفاده كند مع ذلك حقی كه برای مطالبه مهر دارد ساقط نخواهد شد .] اگر زن بعد از اجرای عقد به میل خود حاضر به نزدیكی با شوهر شود دیگر نمی تواند پس از آن از حق حبس استفاده كند و حق مذكور در چنین حالتی ساقط می شود .

ماده 1086 قانون مدنی : [اگر زن قبل از اخذ مهر به اختیار خود به ایفاء وظایفی كه درمقابل شوهر دارد قیام نمود دیگر نمی تواند از حكم ماده قبل (ماده 1085) استفاده كند مع ذلك حقی كه برای مطالبه مهر دارد ساقط نخواهد شد .] مفهوم این ماده قانونی سقوط حق حبس در شرایطی است ولی ساقط كننده حق مطالبه مهریه را نمی كند .

ماده 1087قانون مدنی : [اگر در نكاح دائم مهر ذكر نشده یا عدم مهر شرط شده باشد ، نكاح صحیح است و طرفین می توانند بعد از عقد مهر را به تراضی معین كنند و اگر قبل از تراضی بر مهر معین بین آنها نزدیكی واقع شود زوجه مستحق مهر المثل خواهد بود .]

ماده 1088 قانون مدنی : [در مورد ماده قبل اگر یكی از زوجین قبل از تعیین مهر و قبل از نزدیكی بمیرد ، زن مستحق هیچگونه مهری نیست .] بدین ترتیب در صورت فوت زن یا شوهر قبل از تعیین مهر و قبل نزدیكی ، مهر المثل ساقط می شود .

ماده 1089 قانون مدنی : [ممكن است اختیار مهر به شوهر یا شخص ثالثی داده شود . در این صورت شوهر یا شخص ثالث می تواند مهر را هر قدر بخواهد معین كند .]

توضیحی در خصوص این ماده قانونی :

-     میزان مهر توسط یكی از زوجین و یا توافق طرفین صورت میگرد . گاهی ممكن است تعین میزان مهریه به دیگری واگذار شود .  در این صورت زن اختیار مهر را به دیگری تفویض می نماید . لیكن بایستی توجه داشت این تفویض اختیار در تعیین مهر توسط شخص ثالث وقتی صحیح است كه زن و شوهر عاقل و رشید باشند .  و اگر یكی از زوجین به دلیل كمی سن یا بیماری روانی ، اهلیت لازم برای توافق در امور مالی را نداشته باشد توافق باطل یا غیر نافذ است هر چند كه نكاح نیز درست باشد . مثلاً دختری كه به سن رشد نرسیده اگر ازدواج نماید و درباره تعیین مهر با داور (ثالث) یا شوهر به توافق برسد ، نفوذ این قرارداد موكول به تنفیذ ولی یا قیم اوست .  بنابراین زن یا شوهری كه به طور مستقل اختیار توافق درباره تعیین مهر المسمی را دارد ، حق تعیین داور را نیز داراست . 


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مهریـــــــه 1

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:یکشنبه بیست و هفتم دیماه سال 1388-09:02 قبل از ظهر

پس از وقوع عقد نكاح ، زن و شوهر به حكم قانون حقوق و تكالیف گوناگونی در برابر هم پیدا می كنند كه برخی جنبه مالی و بعضی جنبه معنوی و عاطفی دارد .  قانونگذار و در حقوق اسلام برای جبران نقض ارث زن و جلوگیری از طلاقهای بی مورد و اثبات پایمردی و علاقه مرد به اتحاد با زن مقرر كرده است كه مرد هنگام ازدواج ، مالی را به عنوان مهریه به زن بدهد . در باب میزان و شرایط پرداخت این مال همسران می توانند با هم توافق نمایند .  بدین ترتیب پس از توافق بر سرمیزان مهریه و عقد نكاح بنابر اصل استقلال مالی زنان در اسلام ، زن ، مالك مهریه می گردد .  میزان مهریه كف وسقف معینی ندارد و از یك ریال تا میلیونها تومان می تواند باشد . البته نكته ای را كه در این بین نباید از نظر دور داشت نه سبك بودن مهریه چیزی از ارزش زن می كاهد و نه سنگین بودن آن ضامن دوام و بقای زندگی مشترك است . مهریه را ؛ مهر ، صداق ، صداقیه ، كابین و فرض هم می نامند .  مهر عندالمطالبه است به این معنا كه به محض انعقاد عقد نكاح زوجه مالك مهر شده و می تواند آنرا از شوهر مطالبه نماید .  پرداخت مهریه تعهد شوهراست و ثروت پدر و مادر و فامیل داماد هیچ تضمینی برای پرداخت مهریه نیست .  بدین ترتیب خویشاوندان داماد هیچ تعهدی در قبال مهریه به عروس ندارند مگر اینكه كتباً و رسماً ضمن درج در عقدنامه بپذیرند كه مهریه را آنان پرداخت نمایند .  پس مهریه دینی است كه شوهر بر عهده می گیرد و از دیون واجبه (دیونی كه در صورت مطالبه پرداخت آن فوریت داشته واز اولویت برخوردار است ) . می باشد . در اینجا ذكر این مطلب نیز لازم است كه زن ، هم می تواند و هم حق دارد تا مهریه به او پرداخت نشده از انجام وظایف زناشویی و همبستری با شوهر امتناع نماید اما درصورتی كه حتی فقط یكبار همبستری صورت گیرد ، این حق از زن سلب
می گردد و پس از آن امتناع از انجام تكالیف زناشویی و به اصطلاح عدم تمكین از شوهر برای دریافت مهریه نه تنها وجهه قانونی ندارد ، بلكه حق نفقه را هم از زن سلب می كند .

در این مختصر عناوینی هم چون معناو تعریف مهریه ، ماهیت حقوقی مهریه ، مهریه در قانون مدنی ، زمان تعیین مهریه ، اقسام مهریه ، شرایط مهریه ، مهریه در نكاح منقطع (صیغه ) ، طریقه مطالبه مهریه از مجرای ثبت و مراجع قضایی و مهریه به نرخ روز به روش محاسبه آن ، مورد بررسی قرار
می گیرد .


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جرائم وتخلفات انتظامی پزشکی 4

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:چهارشنبه بیست و سوم دیماه سال 1388-11:47 قبل از ظهر

 

مصادیق تخلفات انتظامی پزشكان :

1-  شاغلان حرفه های پزشكی ووابسته ملكفندبدون توجه به ملیت، نژاد ، مذهب وموقعیت اجتماعی سیاسی واقتصادی بیماران حداكثرتلاش ممكن را در حدود وظایف حرفه ای خود بكارببرند . متخلفین حسب قانون تشكیل سازمان نظام پزشكی محاكمه ومجازات خواهندشد.

2-  شاغلان حرفه های پزشكی ووابسته باید طبق موازین علمی ، شرعی وقانونی ونظامات دولتی صنفی وحرفه ای انجام وظیفه كرده وازهرگونه سهل انگاری درانجام وظایف قانونی بپرهیزند درغیراینصورت متخلف به تخلف انتظامی محسوب می شوند.

3-    شاغلان حرفه های پزشكی ووابسته حق افشای اسرار ونوع بیماری بیمار ، مگر به موجب قانون را ندارند.

4-  پزشكان ، دندانپزشكان ومتخصصان ودكترهای حرفه ای علوم آزمایشگاهی ، ماماها وكایروپراكتورها موظف به پذیرش آن تعداد بیمارهستند كه بنا به تشخیص سازمان نظام پزشكی حسب موردمعاینه دقیق وانجام آزمایشهای آن ها دریك زمان مناسب میسر باشد . متخلفین حسب قانون مجازات خواهندشد.

5-  انجام امورخلاف شئون پزشكی توسط شاغلان حرفه های پزشكی ووابسته ممنوع است وپزشكی كه مرتكب اعمالی می شود كه هتك جامعه پزشكی می نماید متخلف محسوب می گردد.

6-     دیگرازتخلفات ، تحمیل مخارج غیرضروری به بیماران است .

7-  ایجاد رعب وهراس دربیماریا تشریح غیرواقعی وخامت بیماری یا وخیم جلوه دادن بیماری ممنوع است ومرتكب ، متخلف است.

8-  تجویزداروهای روان گردان ومخدر به گونه ای كه به حالت اعتیاددرآید ممنوع است مگر درمواردی كه بیماری روانی یا ازدردهای شدیدناشی از بیماریهای غیرقابل علاج رنج ببرد یاضرورت پزشكی مصرف آنها را ایجاب كند . متخلفین به حسب قانون مجازات می شوند.

9-  شاغلان حرفه های پزشكی ووابسته مكلفند تعرفه های خدمات درمانی مصوب ابلاغ شده از طرف وزارت بهداشت ، درمان وآموزش پزشكی را رعایت كنند والا تخلف انتظامی مرتكب شده اند.

10- شاغلان حرفه های پزشكی ووابسته مكلفند درمواقعی كه به منظورپیشگیری از بیماریهای واگیردار یا درهنگام بروز بحران وسوانح از سوی وزارت بهداشت ، درمان وآموزش پزشكی یا مراجع تعیین شده از طرف وزارت یادشده به آنان اعلام می شود همكاری ممكن ولازم را معمول دارند . درغیراینصورت متخلف قلمداد می گردند .

11- جذب بیماراز مؤسسات بهداشتی ، درمانی ، دولتی ووابسته به دولت وخیریه به مطب شخصی یا بخش خصوصی ، بیمارستان ودرمانگاه خصوصی وبالعكس به منظوراستفاده مادی توسط شاغلان حرفه های پزشكی ووابسته ممنوع بوده وتخلف به حساب می آید.


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جرائم وتخلفات انتظامی پزشکی 3

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:چهارشنبه بیست و سوم دیماه سال 1388-10:50 قبل از ظهر

شروط تحقق جرم افشاء سرتوسط پزشك:

1-  صفت مرتكب كه حسب قانون باید طبیب، جراح ، ماما ویا داروفروش وكلیه كسانیكه به مناسبت شغل یا حرفه خود محرم اسرار می شوند( مثلا" پرستان).

2-  سری بودن آنچه فاش شده است . درتعریف سربیان شده كه ، عبارت است ازامری كه نوعا" داعی براخفاء آن داشته باشند ، بنابراین اگر افرادی به ندرت میل به اخفاء امری نداشته         با شند ودراظهار آن اقدام كنند ضرری به ماهیت سری بودن آن امر ندارد ، یعنی سری بودن آن را نفی نمی كنند ودرتعریفی دیگر سراینگونه تعریف شده است كه ، سرهرچیزی است كه افشای آن باعث ورود ضرر به شهرت وحیثیت وكرامت شخص است .

3-  افشاء سرصورت گرفته باشد . یعنی اطلاع دیگران برسربه هرطریقی خواه نوشتن یا گفتن یا اشاره وامثال اینها . لازم نیست كه افشاء رازعلنی باشد بلكه افشاء با اطلاع دادن به یك نفرهم محقق می شود .

4-  وجودسوء نیت ویاقصدمجرمانه درعمل افشای سر. بنابراین كسی كه قانونا" موظف به حفظ اسراربوده درصورتی مجرم شناخته می شود كه با علم واطلاع به محرمانه بودن سرمزبورمبادرت به افشای آن نموده است . بدین ترتیب افشای سربه علت اهمال یا           بی احتیاطی ویا بی مبالاتی پزشكی مجازاتی ندارد.

5-  پزشك به موجب قوانین خاص ملزم به افشای اسرار نشده باشد . مثلا" ماده 13 قانون طرزجلوگیری از بیماری های آمیزشی وبیماریهای واگیردار چنین اشعار می دارد، ]پزشكان آزاد وكلیه بنگاههای بهداری كه معاینه ودرمان بیماریهای آمیزشی می نمایند ، موظف اند در آخرهرماه عده بیماریهای آمیزشی را كه دیده اند وقبلا" به پزشك دیگری مراجعه ننموده اند بدون ذكر نام ومشخصات بیمار به بهداری بفرستند . طریقه ی فرستادن شماره بیماران به موجب آیین نامه ای است كه بهداری كل تعیین خواهد كرد .[

طبق ماده 19 قانون فوق الاشاره ، هرپزشك معالج مكلف است درموقع مشاهده یكی از بیماریهای واگیردارنامبرده را فورا" به بهداری محل اطلاع دهد.

-وبا واسهالهای وبایی شكل

 - طاعون                                - اسهال خونی

- تب زرد                                - مننژیت سریرواسپیتان

-تیفوئید                                  - تب عرق گز

-تیفوس                                  - مالاریا

-آبله                                      - فلج اطفال

-مخملك                                 - تب مالت

-سرخچه                                 -دیگربیماریها دراماكن پرجمعیت مثل سیاه سرفه درمدارس

-دیفتری


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جرائم وتخلفات انتظامی پزشکی 2

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:چهارشنبه بیست و سوم دیماه سال 1388-10:44 قبل از ظهر

مسوولیت مدنی پزشك :

هرگاه طبیبی گرچه حاذق ومتخصص باشد درمعالجه هایی كه شخصا" انجام می دهد یا دستورآن را صادرمی كند هرچند با اذن مریض یا ولی اوباشد ، باعث تلف جان یانقص عضو یاخسارت مالی شود ضامن بود ، مسوولیت مدنی دارد.

توجه : برای اینكه پزشك ازنظرمدنی هم مسوول قلمداد نگرددمی بایست قبل از شروع به درمان یا اعمال جراحی از بیمار ، اولیاء ویا نمایندگان قانونی او برائت حاصل نماید .

 

خلاصه بحث:

الف اگرپزشك فقط مأذون از طرف بیماریا ولی یا نمایندگان وی باشد وبرائت حاصل ننموده باشد ، درصورت مشروع بودن عمل جراحی یا طبی ورعایت كلیه موازین علمی وفنی مربوطه هرچندبراثر اقدام پزشك بیمار دچارمرگ یا آسیب گردد ، پزشك مجرم نیست ولی موظف به  جبران خسارت است یعنی مسوولیت كیفری نداشته ولی مسوولیت مدنی دارد.

ب اگر پزشك مأذون باشد وبرائت نیز حاصل نموده باشد ، درصورتیكه عمل جراحی یا طبی مشروع بوده وكلیه موازین علمی وفنی مربوط نیزرعایت شده باشد هرچند براثراقدام پزشك ، بیماردچار مرگ یا آسیب گردد ، پزشك نه مسوولیت كیفری دارد ونه مسوولیت مدنی .

ج پزشك غیرمأذونی كه در غیرموارد فوری مبادرت به درمان بیمار نماید وكلیه موازین علمی وفنی را برای نجات جان بیمار به كار گیرد. حتی بدون اینكه از وی خطایی سر زده باشد ، چنانچه براثر درمان اتفاقا" مرگ یا جراحتی حادث گردد ، بدلیل عدم استیندان از بیمار ، ولی یا نمایندگان قانونی او ، از نظركیفری مسوول بوده وجنایت حاصله شبه عمد محسوب شده كه مستحق پرداخت دیه است.

چهارم ارتكاب قتل وایراد صدمات بدنی درحكم شبه عمددرجریان درمان:

تعریف جنایت درحكم شبه عمد : هرگاه براثر بی احتیاطی یا بی مبالاتی یا عدم مهارت وعدم رعایت مقررات مربوط به امری قتل یا ضرب ویا جرح واقع شود به نحوی كه اگر آن مقررات رعایت می شد حادثه ای اتفاق نمی افتادقتل ویاضرب ویا جرح درحكم شبه عمد خواهد بود .

تعریف بی احتیاطی : بی احتیاطی انجام عملی است كه یك شخص محتاط مرتكب آن نمی شود وبی احتیاط كسی است كه بدون توجه به نتایج عملی كه عرفا" قابل پیش بینی است اقدام به عملی می كند كه منتهی به قتل یاصدمات بدنی یاتضررشخص دیگر می شود درتشخیص       بی احتیاطی باید به عرف مراجعه كرد مثلا" اگرپرستاری بدون علم وآگاهی از محتوی وآثارداروییی آن را تزریق كند بی احتیاطی كرده است ویا اگرپزشكی پای بیمار را آنچنان محكم ببنددكه جریان خون قطع ومنجربه قطع پاگردد مرتكب بی احتیاطی شده است .

تعریف بی مبالاتی:

بی مبالاتی به معنای انجام ندادن كاری است كه یك فرد متعارف آن را باید انجام دهد           بی مبالاتی هم مانند بی احتیاطی دارای مفهوم عرفی است . مثلا" اگر پزشكی كه آمپول         پنی سیلین را بدون انجام تست وبدون اینكه سابقه ی تزریق را از بیمار بپرسد به بیمار تزریق كند ، مرتكب بی مبالاتی شده است.

تعریف عدم مهارت : عدم مهارت به معنای عدم تبحر وتخصص لازم در كاری است فقدان مهارت ممكن است مادی یا معنوی باشد.

عدم مهارت مادی یا بدنی نداشتن چابكی وتردستی و ورزندگی وتمرین كافی است دراموری كه حسن انجام آن مستلزم داشتن توانایی خاص است .

مراد از عدم مهارت معنوی ضعف اطلاعات وناآگاهی شخص درانجام امری است كه اجرای صحیح آن منوط به وجود دانش كافی است .


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جرائم وتخلفات انتظامی پزشکی 1

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:چهارشنبه بیست و سوم دیماه سال 1388-10:33 قبل از ظهر

فصل اول جرائم پزشكی

 

با توجه به اعمال واقدامات پزشكی ، جرائم پزشكی را می توان به دو دسته تقسیم كرد :

الف دسته ی اول جرائمی كه نتیجه مستقیم اقداماتی پزشكی است . كه به آن جرائم ناشی از اعمال پزشكی گویند.

ب- دسته ی دیگر از جرائم پزشكی كه عمل مجرمانه در آنها عمل پزشكی محسوب نمی شود لذا به اینگونه جرائم ، جرائم مرتبط با اعمال پزشكی اطلاق می گردد.

الف جرائم ناشی از اعمال پزشكی :

خصوصیات این نوع جرائم :

دراین نوع جرائم علاوه برشخصیت مرتكبی كه پزشك باشد ، فعل زیانبار باید یك عمل پزشكی ودرمانی تلقی گردد .

یكم ارتكاب قتل عمدی درجریان درمان

تعریف قتل عمد : قتل عمدی ، عبارتست از رفتار بدون مجوز قانونی عمدی وآگاهانه یك انسان به نحوی كه منتهی به مرگ انسان دیگر شود به عبارت ساده قتل عمد عبارت از اخراج نفس وروح معصوم الدم از روی عمد وعدوان .

 مواردی كه قتل عمدی محسوب می شود : حسب ماده 206 قانون مجازات اسلامی درموارد ذیل قتل عمدی است.

1-  مواردی كه قاتل با انجام كاری قصد كشتن شخص معین یا فردیا افرادی غیرمعین از یك جمع را دارد خواه آن كار نوعا" كشنده باشد یا نباشدولی درعمل سبب قتل شود.

2-    مواردی كه قاتل عمدا" كاری را انجام دهد كه نوعا" كشنده باشد هرچندقصدكشتن شخصی را نداشته باشد.

3-  مواردی كه قاتل قصدكشتن را ندارد وكاری را كه انجام می دهد نوعا" كشنده نیست ولی نسبت به طرف براثربیماری ویا پیری یا ناتوانی یا كودكی وامثال اینها نوعا" كشنده باشد وقاتل نیزبه آن آگاه باشد.


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نفقه ونحوه طرح دعاوی حقوقی و جزایی مطالبه نفقه 2

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:دوشنبه بیست و یکم دیماه سال 1388-02:29 بعد از ظهر

حال این سوال مطرح می گردد كه در حالت تعارض پرداخت نفقه ، مالیات و مطالبات سازمان تأمین اجتماعی كدامیك بر سایرین مقدم است ؟

درپاسخ می گوییم ؛ نفقه زوجه حتی بر طلب دولت بابت مالیات و طلب سازمان تأمین اجتماعی مقدم است . یعنی اول باید نفقه همسر پرداخت گردد . در توجیه این نظر می توان گفت كه ؛[قانون مالیاتهای مستقیم و قانون تأمین اجتماعی ، عام و قوانین مربوط به نفقه زن ، خاص است و عام هیچگاه ناسخ خاص محسوب نمی شود .]

پنجم شرایط تحقق نفقه :

1-   عقد دائم (ماده 1106 قانون مدنی اشعار می دارد ؛ در عقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است ) لذا در عقد نكاح منقطع (صیغه) شوهر الزامی به پرداخت نفقه ندارد . مگر اینكه در شرط ضمن عقد منقطع پرداخت خرجی شرط شده باشد .

2-   تمكین زن از شوهر (حسب ماده 1108 قانون مدنی ؛ هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع كند مستحق نفقه نخواهد بود .)


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نفقه ونحوه طرح دعاوی حقوقی و جزایی مطالبه نفقه 1

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:دوشنبه بیست و یکم دیماه سال 1388-02:28 بعد از ظهر

نفقه در لغت به معنای آنچه انفاق كنند و یاصرف خرج معیشت عیال و اولاد نماینده هزینه زندگی عیال و اولاد . به بیان دیگر رفع نیازهای مالی زن و هزینه گذران زندگی خانواده(خرجی) را نفقه گویند . در  اصطلاح حقوقی و تعریفی كه قانون مدنی اصلاحی سال 1381 در ماده 1107 ، از نفقه نموده است ؛[نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسكن ، البسه ، غذا ، اثاث منزل و هزینه های درمانی وبهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض] و با توجه به ماده 1106 قانون مدنی كه اشعار می دارد ؛[در عقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است .] این مطلب آشكار می گردد كه شرع و قانونگذار بدون توجه به استقلال یا عدم استقلال مالی زن وظیفه تأمین مخارج زندگی را به عهده مرد گذاشته است بنابراین گرچه زن ثروتمند باشد و یا شاغل ، رافع مسئولیت مرد در تأمین نفقه نیست .

نكته قابل ذكر آن است كه در موارد نفقه ، رجوع به عرف رایج نقش تعیین كننده دارد كه این نظر با نظریه صاحب جواهر(از فقهای بنام) همخوانی دارد جایی كه بعد از انتقاداز كسانی كه نفقه را منحصر به اشیاء معینی دانسته و مخصوصاً هزینه دارو ،  عطر ، سرمه و حمام را استثناء كرده اند ، رجوع به عرف را برای تعیین محتوای نفقه مرجح می داند و توضیح می دهد كه اگر مبنای نفقه احتیاج زن باشد ، استثناء دارو و سایر اشیاء مذكور وجاهت ندارد .

دراین نوشتار ، پس از بیان مطالبی در خصوص نفقه ( بامحوریت نفقه زن ) به بررسی نحوه اقامه دعوی كیفری و حقوقی در محاكم قضایی به منظور مطالبه نفقه می پردازیم . و در آخر نمونه هایی از برگ دادخواست و اظهارنامه و شكواییه را جهت آشنایی با تنظیم آنها در بخش ضمائم ارائه می دهیم .

مبحث اول مطالبی پیرامون نفقه و قوامین مرتبط با آن :


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جرم شناسی اخذ پورسانت درمعاملات دولتی

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:چهارشنبه شانزدهم دیماه سال 1388-09:27 قبل از ظهر

یكم تعریف لغوی واصطلاحی پورسانت :

 

1-         معنی لغوی : پورسانت برگرفته ازلغت فرانسوی pourcentage (پورسانتاژ)و واژه انگلیسی percent (درصد) می باشد . درفارسی واژه پورسانت استعمال عام یافته وبا بیان آن ، معنی مقصودحاصل می گردد. فرهنگستان زبان وادب فارسی ، واژه «درصدانه» را معادل پورسانت قرارداده واعلام كرده است .بهرحال منظور ، درصدی ازسود ویا حق دلالی است .

2-         تعریف پورسانت : پورسانت یادرصدانه عبارت است مال یاچیزباارزشی كه مأموران وكارمندان خریددولت در اجرای معاملات دولتی ، ازفروشندگان كالا درداخل یا خارج كشور، كه معمولا" به صورت درصدمعینی ازمبلغ كالا می باشد به نفع خودیاشخص موردنظرخوداخذمی كنند.

 

دوم : مبانی جرم شناسی اخذپورسانت :

1-    مبنای شرعی : آیه 188 سوره مباركه بقره را می فرماید ؛]لاتاكلوا اموالكم بینكم بالباطل(اموالی كه بین شما ردوبدل می شودبه حرام ونامشروع نخورید.)[ اخذ پورسانت برمبنای‌این‌آیه‌ازمصادیق اكل مال نامشروع وبه حرام است ولذا خدااز آن منع فرموده است .

- اخذ پورسانت چون موجب ورودضرر وزیان به دولت ودر نهایت به مرم می گردد حسب قاعده فقهی «لاضرر» كه ایراد ضرربه غیر را منع فرموده نامشروع وحرام است .

2-        مبنای اخلاقی بزه اخذ پورسانت :

اخذپورسانت توسط مأموران خریدودست اندركاران معاملات دولتی موجب سلب اعتماد مردم به كارگزاران شده ، زیرا مردم كارگزاران خود را امین دانسته ولذا این سلب اعتماد توسط مأموران دولتی بعلت تمامیت خواهی ونفع شخصی به لحاظ اخلاقی نكوهیده وناپسند است .

3-       مبنای حقوقی وقانونی جرم اخذ پورسانت :

 


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گفتاری در شرایط قتلی كه مانع از ارث میشود

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:یکشنبه سیزدهم دیماه سال 1388-07:35 قبل از ظهر

آغازین سخن :

درقانون مدنی وقتی موانع ارث بری وارث ازمورث برشمرده می شود از قتل بعنوان یكی از موانع نام برده می شده . بدین معنی كه اگر مثلا" پدری فرزند خود را ویا فرزندی پدرخود را بكشد از مورث مقتول ارث نمی برد . علت وضع چنین قانونی شاید به سبب جلوگیری از تحقق بعضی نیات سوء باشد كه انگیزه های مادی عمده ترین موجب ارتكاب چنین جرمهایی است .یعنی ممكن است فرزندی با این هدف كه زودتر به میراث پدری دست یابد ، اقدام به قتل پدر می نماید . كه با وجود چنین ماده قانونی ومحرومیت فرزند از ارث بری پدر ، انگیزه قتل پدر منتفی می شود وبدین ترتیب از ارتكاب جرم قتل جلوگیری بعمل آمده است.

اصولا" انتقال تركه وقتی از متوفی به وارث صورت می گیرد كه موجبات وشرایط ارث مهیا وفراهم باشد واین انتقال وقتی كامل می شود كه مانعی جلوی اثر مقتضی را نگیرد. این علل بازدارنده را ‹‹موانع ارث›› گویند كه حسب ماده 880 قانون مدنی قتل از موانع ارث است .در این مقاله تلاش شده تامشخص كند كه چگونه قتلی مانع ارث بری است وآیا مثلا" اگر فرزندی به حكم قانون عامل قتل پدرباشد ، از ارث بردن محروم می گردد؟

یكم تعریف قتل

قتل عبارت است از خاتمه دادن به حیات انسان زنده به گونه عمدی یاغیرعمدی (خطایی)

دوم – تعریف قتل عمدی:

قتلی است كه قاتل به موجب قانون ، حق اقدام به آن را ندارد ودرصورت ارتكاب ، مستحق مجازات است.

سوم – اقسام وتعاریف قتل غیرعمد:

1-      قتل خطای شبیه عمد: وآن درصورتی است كه جانی قصدفعلی را كه نوعا" سبب جنایت نمی شود ،داشته باشد وقصدجنایت را نسبت به مجنی علیه نداشته باشد مثل آنكه كسی را به قصدتأدیب به نحوی كه نوعا" سبب جنایت نمی شود ، بزند واتفاقا" موجب جنایت گردد.

2-      قتل خطای محض : وآن درصورتی است كه جانی نه قصدجنایت نسبت به مجنی علیه را داشته باشد ، نه قصدفعل واقع شده بر او را ، مانند آنكه تیری را به قصدشكاررها كند وبه شخص برخورد نماید و او را به قتل برساند.

چهارم –قتل بالمباشره : قتلی است كه مستقیما" وبدون واسطه توسط شخص قاتل انجام شود.

پنجم – قتل به تسبیب: كه در آن جانی ، سبب تلف شدن دیگری شود ولی خودش مستقیما"مرتكب قتل نگردد . مثل اینكه فردی به قصدكشتن دیگری ، چاهی را درسر راه وی حفركند وروی آن را بپوشاندبه گونه ای كه مجنی علیه با عبور از آن داخل چاه بیفتد وموجب مرگ او گردد.

ششم – شرایط قتل مانع ارث

1-               عمدی بودن قتل : بنابراین درقتل شبه عمدوخطایی، قاتل از ارث مورث(مقتول) ممنوع نخواهدبود.

 

 


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :11
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic