دست نوشته های شخصی

انواع شرکت 14

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:چهارشنبه بیست و چهارم شهریورماه سال 1389-11:16 قبل از ظهر

ب تصفیه شركت :

بعد از انحلال شركت ، امر تصفیه بطریق ذیل آغاز و صورت می گیرد :

1-     وصول مطالبات شركت .

2-    نقد كردن دارایی شركت

3-    پرداخت دیون شركت

4-    تقسیم دارایی باقیمانده شركت بین شركاء

تذكر : در شركت بامسؤولیت محدود امر تصفیه به عهده مدیران شركت می باشد . مگر اینكه اساسنامه یا اكثریت مجمع عمومی شركت ترتیب دیگری مقرر داشته باشد .

وظایف مدیر یا مدیران تصفیه :

-        مدیران تصفیه ( مدیران شركت كه برای تصفیه تعیین شده اند ) مكلفند اسامی خود را به اداره ثبت شركت ها اعلام نمایند .

-        مدیر تصفیه در حكم وكیل شركاء بوده و می تواند از طریق دادگاه هم انتخاب گردد .

-      رسیدگی به حسابهای شركت و تنظیم ترازنامه و حساب سود وزیان به هنگام انحلال آن ، اجرای تعهدات شركت ، وصول مطالبات و نقد كردن دارای شركت و پرداخت دیون شركت و تقسیم دارایی باقیمانده بین شركاء از وظایف مدیران تصفیه می باشند .

مسؤولیت مدنی و جزایی مدیران تصفیه :

مسؤولیت مدنی اگر مدیران تصفیه از مقررات قانونی و یا اساسنامه تخلف نمایند و از این تخلف به اشخاص ذی نفع ضرروزیانی وارد گردد ، متضرر می تواند پس از اثبات تقصیر فاعل زیان و رابطه سببیت بین فعل زیان آور و ضرر وارده جبران خسارت وارده را مطالبه نماید .

مسؤولیت جزایی : در صورتی كه مدیران تصفیه بر خلاف قوانین عام ، مرتكب جرایمی از قبیل خیانت در امانت ، كلاهبرداری و غیره شوند ، طبق قوانین جزایی تعقیب و مجازات می شوند .

اشخاص ذیل در شركت با مسؤولیت محدود كلاهبردار محسوب می شوند :

1-    مؤسسین و مدیرانی كه بر خلاف واقع پرداخت تمام سهم الشركة نقدی و تقدیم و تسلیم سهم الشركة غیر نقدی را در اوراق و اسنادی كه باید برای ثبت شركت بدهند اظهار كرده باشند . 

2-    كسانی كه به وسائل متقلبانه سهم الشركة غیر نقدی را بیش از قیمت واقعی آن تقویم كرده باشند .

3-    مدیرانی كه با نبودن صورت دارایی یا به استناد صورت دارایی مزور منافع موهومی را بین شركاء تقسیم كنند .

 


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یك سال،یكصد پست

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:شنبه بیستم شهریورماه سال 1389-08:06 بعد از ظهر

یك سال، یكصد پست

 

اكنون یك سال از راه اندازی وبلاگ سفیر قانون می گذرد.این یكصدمین پست این وبلاگ است.هدف آشنا نمودن شهروندان با حقوق و مسایل قضایی است. امید است با توجه به بنیه ی اندك علمی ام، توانسته باشم این هدف را گر چه اندك محقق ساخته باشم.

آنچه درپی خواهد آمد مطلب كوتاهی است در مقایسه وتوضیح، بین دوقانون نفت.قانون نفت مصوب 1353 ومصوب1366 .اگر بخت یاروحوصله حاصل،بحث های حقوقی راادامه خواهم داد

آیا نفت هنوز هم ملّی است ؟!

( مقایسه ای بین قانون نفت مصوب 8/5/1353 و مصوب 9/7/1366 )

 

در سایت نفت نیوز خواندم که کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی تصویب نمود که تعطیلی عید فطر به سه روز ا فزایش یا بد و در مقا بل ؛ روزهای 29 اسفند سالروز ملی شدن صنعت نفت و دوازده فروردین روز جمهوری اسلامی ایران غیر تعطیل اعلام شود !! ( سودا چنین خوش است که یک جا کند کسی ) . البته با ملاحظه ی این مصوبه تعجب نمودم . نه از این روی که چرا مجلس شورا در یک اقدام ، هم یک اثر برجسته ملی را حذف نمود و هم اثر جمهوریت اسلامی ایران را ؛ بلکه بدان روی که چرا ، این قدر دیر ؟ ! این اقدام علی القاعده بایستی در سال 66 و پس از تصویب قانون نفت در تاریخ 9 / 7 / 1366 ( و البته در زمان صدارت آقای موسوی ) صورت می گرفت ! .

برای توضیح این تعجب باز نگا هی داشته ام به قوا نین نفت مصوب سالهای 1353 و 1366 . که با بیان آن به این جانب حق خواهید داد که چرا از این دیراعلام كردن حذف ملی بودن صنعت نفت تعجب كرده ام.                                    

 

یکم : نگاهی به قانون نفت مصوب 1353 :

بند یک ماده سه قانون نفت مصوب 1353 :

منا بع نفتی و صنعت نفت ایران ملی است و اعمال حق مالکیت ملت ایران در زمینه اکتشاف ، توسعه ، تولید بهره برداری و پخش نفت در سرتاسر کشور و فلات قاره منحصراً به عهده ی شرکت ملی نفت ایران است که رأساً یا بوسیله نمایندگی ها و پیمانکاران خود در آن باره اقدام خواهد کرد

بند یک ماده 4 قانون نفت مصوب 1353 :

تصمیم درباره آزاد کردن یا بستن ، تعیین یا تغییر حدود بخشهای نفتی در هر مورد با شرکت ملی نفت ایران است .

( تا اینجا معلوم می شود که در این قا نون ؛ نفت ( صنعت و منابع آن ) ملی و در مالکیت ملت ایران است و اعمال این مالکیت بر عهده شرکت ملی نفت ایران. )

ماده 19 قانون نفت مصوب 1353 ( مالکیت نفت ) :

نفت تولید شده از منا بع نفتی ایران در مالکیت شرکت ملی نفت ایران خوا هد بود . شرکت مزبور نمی توا ند هیچ قسمت از نفت را مادام که استخراج نشده است به غیر ا نتقال دهد .

بند 3 ماده 25 قانون نفت مصوب 1353 :

کلیه اراضی و تأسیسات ثا بت در مالکیت شرکت ملی نفت ایران خوا هد بود .

ماده 28 قانون نفت مصوب 1353 ( منابع ایران ) :

طرف قرارداد ، مکلف خواهد بود که در اجرای تعهدا تی که به موجب قرارداد بر عهده دارد همواره منا فع ایران را ملحوظ دارد .

دوم : نگاهی به قانون نفت مصوب 1366 :

ماده 2 قانون نفت مصوب 1366 :

منا بع نفت ایران جزء ا نفال و ثروت های عمومی است و طبق اصل 45 قانون اساسی در اختیار حکومت اسلامی می باشد و کلیه تأسیسات و تجهیزات و دارایی ها و سرمایه گذاریهایی که در داخل و خارج کشور توسط وزارت نفت و شرکتهای تابعه به عمل آمده و یا خواهد آمد ، متعلق به ملت ایران و در اختیار حکومت اسلامی خواهد بود .

اعمال حق مالکیت و مالکیت نسبت به منا بع و تأسیسات نفتی متعلق به حکومت اسلامی است که بر اساس مقررات و اختیارات مصرح این قانون به عهده وزارت نفت می باشد که بر طبق اصول و برنامه های کلی کشور عمل نماید .

ذکر نکاتی در خصوص این ماده قانونی :

1ـ معنای لغوی و تعریف فقهی انفال :

ـ ا نفال در لغت به معنای ؛ غنیمت ها ، بهره ها و بخشش هاست . ( فرهنگ معین )

ـ تعریف ا نفال در اصطلاح فقهی ؛ ا نفال اموالی است که به موجب قا نون متعلق به شخص اول اسلام ( پیغمبر یا امام ) می باشد . این اموال عبارتنداز : اراضی  ا نفال /  جنگلهای طبیعی و نیزارها و نظایر آن / اموال کسیکه وارث قا نونی ندارد / اموال شخصی رؤسای ممالک خارجی که در جنگ با حکومت اسلامی مغلوب می شوند / اشیاء مطلوب و بندگان خوب و زیبا که از غنیمت جنگ قبل از تقسیم آن خود پیغمبر (ص) یا امام (ع) جدا کند و آنها را « صفایا » می نامند / غنیمت جنگی در جنگی که بدون دستور امام صورت گرفته باشد / دریا ها و اقیا نوس ها و رود های طبیعی که ملک اشخاص شناخته نشده است / آنچه که از دریا ها و رود ها صید می شود ما نند مروارید و ما هی و غیره . ( ترمینولوژی حقوق . دکتر محمد جعفر لنگرودی )

تعریف اراضی انفال : ( در فقه )

عبارتنداز : زمین موات / اراضی غیر موات اجا نب در صورتی که بدون اعمال قدرت ( بوسیله نیروهای مسلح مسلمین ) به حکومت اسلام واگذار شده باشد . / اراضی غیر موات اجا نب در صورتیکه با اعمال قدرت نیروهای مسلح در جنگی که بدون اذن امام (ع) صورت گرفته به ج چنگ آمده باشد / اراضی بدون مالک / زمینهایی که صاحبان آنها به علل آسما نی یا زمینی بکلی نا بود و یا از آنها دست کشیده باشند . /  اراضی خالصه ی رؤسای ممالک خارجی مغلوب در جنگ با حکومت اسلامی / اراضی متوفایی که وارث قا نونی ندارد /  سواحل دریا ها و رودخا نه ها که از آب خارج می شوند . ( ترمینولوژی حقوق ـ دکتر محمد جعفر لنگرودی )

[حال چگونه نفت جزء ا نفال قرار می گیرد؟ پر سش این است.]

2_ تعریف اموال ( ثروتهای عمومی)

ـ اموال و مشترکات عمومی ، که برای استفاده ی مستقیم تمام مردم آماده است ، یا اختصاص به حفظ مصالح عمومی داده شده و دولت ، تنها از جهت ولایتی که بر عموم دارد ، می توا ند آن را اداره کند . ما نند ؛ معا بر عمومی ، ساحل دریا و رودخا نه های قا بل کشتیرا نی . . . .

( طبیعت این اموال اقتضاء می کند که به مالکیت خصوصی در نیاید ولی مورد استفاده ی مردم قرار می گیرد . )

ـ دولت نمی توا ند اموال و مشترکات عمومی را ا نتقال دهد . (بر گرفته از کتاب اموال و مالکیت_ ناصر کاتوزیان.)

اصل 45 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران :

ا نفال و ثروتهای عمومی از قبیل زمین های موات یا رها شده ، معادن ، دریا ها ، دریاچه ها ، رودخا نه ها و سایر آبهای عمومی ، کوهها ، دره ها ، جنگلها ، نیزارها ، بیشه های طبیعی ، مرا تعی که حریم نیست ، ارث بدون وارث و اموال مجهول المالک و اموال عمومی که از غاصبین مسترد می شود در اختیار حکومت اسلامی است تا بر طبق مصالح عامه نسبت به آنها عمل نماید . تفصیل و ترتیب استفاده از هر یک را قا نون تعیین می کند .

3_ تعریف حق تمتع و حق استیفاء :

حق تمتع : حق دارا شدن حق معین است در مقا بل حق استیفاء ( ترمینولوژی حقوق دکتر لنگرودی )

حق استیفاء : حق اعمال حقی که قبلاً دارا بوده است . ( ترمینولوژی حقوق ـ دکتر لنگرودی )

(( صغیر بر مال خود مالکیت دارد ولی حق استیفاء ندارد . لذا ولی او اعمال اجرای حق می کند . ))

تأملی در ماده 2 قانون نفت مصوب 1366 :

اول ـ در ا بتدای این ماده بیان شده ؛ [ منا بع نفت کشور جزء ا نفال و ثروتهای عمومی است . . . ]

در تعریف ا نفال بیان شد که مصادیق ا نفال متعلق به شخص اول اسلام ( پیغمبر یا امام ) است . منا بع نفتی حسب این تعریف جزء ا نفال است . بنا براین دیگر در مالکیت مردم نیست ، یعنی نفت ملی نیست . دلیل این بیان_ عبارت ادامه ماده مذکور است که اشعار می دارد ؛ [ . . . و طبق اصل 45 قا نون اساسی ، در اختیار حکومت اسلامی است . . . ] . گرچه از متن اصل 45 قا نون اساسی نمی توا ن برداشت کرد که نفت ، جزء ا نفال است . حال چگونه قا نونگذار به موجب ماده 2 قا نون نفت ؛ نفت را جزء ا نفال محسوب کرده است مشخص نیست . بهرحال این ماده ، نفت را از ملی بودن خارج و در مالکیت و اختیار حکومت اسلامی قرار می دهد . ( جالب آنست که نه در اصل 45 قا نون اساسی و نه در این ماده ، نام « ایران » را به « حکومت اسلامی » اضا فه نکرده ا ند . یعنی بیان نشده ؛ « حکومت اسلامی ایران » فقدان این واژه در قا نون اساسی و ماده 2 قا نون نفت مصوب 1366 ، می توا ند تبعات قا نونی و حقوقی و . . . فراوا نی داشته باشد . آیا منا بع نفت ایران در اختیار دیگر حکام اسلامی هم هست ؟ در این صورت استقلال ایران چه می شود؟ )

دوم : در این ماده ، « ثروتهای عمومی » را بهمراه ا نفال آورده است . در کنار هم قرار دادن ا نفال و ثروتهای عمومی ، ایجاد ا بهام می کند . آیا مقصود قا نونگذار آن بوده که ، ثروتهای عمومی مترادف ا نفال است ؟ یا می خواسته این ماده را با اصل 45 قا نون اساسی هما هنگ نماید تا آن نتیجه دلخواه گرفته شود که ، « در اختیار حکومت اسلامی می باشد » ؟

بنا به تعریف ؛ دولت به نمایندگی از مردم فقط حق اداره ثروتهای عمومی را دارد و مالکیتی بر آن ندارد . بنا براین آیا مقصود قا نونگذار آن بوده است که ؛ منا بع نفتی ، ثروت عمومی است که اداره آن به حکومت اسلامی واگذار شده ؟ در این صورت آیا این ماده و نیز اصل 45 قا نون اساسی با آیه یکم سوره مبارکه ا نفال که می فرماید : [ یسئلونک عن الانفال قل الانفال لله و الرسول . . . ] تعارضی ندارد ؟  و این که در این ماده بیان داشته ؛ « در اختیار حکومت اسلامی می باشد » ، « اختیار » به معنای « مالکیت است » یا « حق استیفاء » . اگر اختیار به معنای مالکیت باشد که اثبات این نظر را می نماید که نفت ملی نیست . و اگر اختیار به معنای حق استیفاء است و مالکیت از آن مردم است ؟ پس ؛ حکومت اسلامی سمت ولایی دارد و مفهوم آن این است که مردم محجورند و حکومت اسلامی ( و البته حاکم اسلامی ) به عنوان ولی استفاده و اداره از آن مالکیت را به عهده دارد . ممکن است گفته شود ؛ حکومت اسلامی به نمایندگی از مردم ( نه ولایت ) منا بع نفت را اداره و در جهت منا فع موکلین خود صرف می کند که البته این بیان ، با مفهوم حکومت اسلامی که نقش حکومتی و ولایی دارد نه نمایندگی منا فات دارد . ( دقت شود ) .

سوم ـ کمی بعد از عبارت ؛ « در اختیار حکومت اسلامی می باشد . . . » آمده : [ . . .  متعلق به ملت ایران و در اختیار حکومت اسلامی خواهد بود . ] . این تعلق ، در خصوص تأسیسات و تجهیزات و . . . است نه در مورد « منا بع نفتی » . مفهوم این عبارت از ماده 2 قا نون نفت آنست که ؛ تجهیزات و . . . متعلق به ملت ایران است ولی همین تجهیزات هم در اختیار حکومت اسلامی است .

علی رغم اینکه « تعلق » مترادف « مالکیت » نیست و تعلق ا فاده ی مالکیت نمی کند  معنای این عبارت آنست که ؛ [ تجهیزات و . . . در ارتباط با ملت ایران و در اختیار حکومت اسلامی خواهد بود . ] مضا فاً بر این ، اگر تعلق را به معنای مالکیت هم بگیریم مفهوم عبارت ، تأیید نظریه صغیر و ولایت است .

خلاصه مطلب تا اینجای ماده 2 :

ـ منا بع نفتی جزء ا نفال و در اختیار ( مالکیت ) حکومت اسلامی است .

ـ تجهیزات و تأسیسات و . . . نفتی متعلق به ملت ولی آن هم در اختیار حکومت اسلامی است .                                                                                                                                                                                                                                {مشخص نیست حکومت اسلامی کدام کشور ! . }                                                            

چهارم ـ در ادامه این ماده ، قا نونگذار دچار فراموشی و تناقض شده . زیرا بیان داشته ؛ [ اعمال حق حاکمیت و مالکیت نسبت به منا بع و تأسیسات نفتی متعلق به حکومت اسلامی است . . . ] یعنی اگرچه در سطور قبل سخنی از « مالکیت » نبوده ، در اینجا به صراحت « مالکیت » بر « منا بع » و « تأسیسات نفتی » را متعلق به حکومت اسلامی معرفی میكند.

( البته اعمال این مالکیت را به وزارت نفت محول کرده است . )

نتیجه بحث :

1ـ با تصویب قا نون نفت مصوب 1366 منا بع و صنعت نفت دیگر وصف « ملی » را ندارد .

2ـ اگر گفته شود که منا بع نفتی در مالکیت مردم ، ولی برای اداره در اختیار حکومت اسلامی است می گوییم با آیه یکم سوره ا نفال چه می کنید که ا نفال را در مالکیت خدا و رسولش ( و به تبع حاکم واجد شرایط اسلامی ) معرفی می کند و قا نونگذار نفت را جزء ا نفال معرفی کرده است؟ .

3ـ در قا نون نفت مصوب 1353 منا بع نفتی و صنعت نفت به صراحت ملی اعلام شده و به مالکیت ملت ایران بر آن تصریح شده است . ولی در قا  نون نفت مصوب 1366 چنین صراحتی نیست و لذا بی جا نیست که حداقل بپرسیم با تصویب قا نون نفت در سال 1366 آیا هنوز هم نفت ملی است ؟ !

4ـ پرسش جدید آن است که وقتی گفته می شود ؛ منا بع نفتی در اختیار حکومت اسلامی است و محدوده مرزی و جغرا فیایی را مشخص نمی کنیم مشکلات حقوقی بین المللی ایجاد نمی کند ؟ .

سخنی هم با نمایندگان مجلس:

شاید در توجیه این عمل خود بگویید: ما روز را حذف نکرده ایم,بلکه فقط تعطیل بودن آن روز را برداشته ایم.بسیار خوب تعطیلی روز عاشورا را هم بر دارید آنگاه خواهید دید که از قیام حسینی اثری باقی نخواهد ماند.پس به آنچه می کنیدبیندیشید.

 

والله اعلم باالصواب




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انواع شرکت 13

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:دوشنبه پانزدهم شهریورماه سال 1389-09:47 قبل از ظهر

مبحث ششم شركت مختلف سهامی

تعریف : شركت مختلف سهامی شركتی است كه در تحت اسم مخصوص بین یك عده شركای سهامی و یك یا چند نفرشركت ضامن تشكیل می شود .

اقسام شریك در شركت مختلف سهامی :

1-      شریك ضامن : كه میزان مسؤولیت آنها درقبال قروض شركت تضامنی است .

2-     شریك غیر ضامن ( سهامی) : كه در حكم سهامدار شركت های سهامی بوده و حدود و مسؤولیت آنان تا میزان آورده شان می باشد .

توضیح :

-      در شركت مختلط سهامی وجود یك شریك ضامن برای تشكیل شركت كافی است ولی شریك سهامی            ( غیر ضامن) حتماً باید بیش از یك نفر باشد .

-        شركت مختلط سهامی برای امورتجارتی تشكیل می گردد . 

-        در این شركت سهم الشركه شركای غیر ضامن به سهام یا قطعات سهام تقسیم شده و مانند شركت های سهامی قابل نقل و انتقال است .

-        در اسم شركت باید عبارت «شركت مختلط »و لااقل اسم یكی از شركای ضامن قید شود .

وضعیت حقوقی شركای شركت :

-      ­در شركت مختلط سهامی ، شركای سهامی كه سرمایه آنهابه صورت سهام با ارزش مساوی درآمده و مسؤولیت آنان در مقابل بدهی شركت تامیزان همان سرمایه ای است كه در شركت سرمایه گذاری نموده اند ، حق دخالت در امور شركت را ندارند و فقط حق نظارت برآن را دارند .

-        شركای سهامی مكلفند آورده خود را كاملاً پذیره نویسی كرده و لااقل ثلث آن را به صورت نقد در موقع تأسیس شركت تأدیه نمایند .

-      شركت یا شركای ضامن كه سرمایه آنها به صورت سهام در نیامده ، در صورت تعدد شریك ضامن ، مسؤولیت آنان در مقابل طلبكاران و روابط آنها با یكدیگر تابع مقررات شركت است .

-        شركای ضامن ، مدیریت شركت را به عهده دارند .

-        شریك ضامن ملزم به سرمایه گذاری نبوده و فقط با انجام كار و فعالیت صنعتی خود ، اداره امور شركت را عهده دار می گردد .

-        سرمایه در این نوع شركت توسط شركای سهامی تأمین می شود .

-      شریك ضامن در قبال مدیریت شركت ، در پایان سال مالی قسمتی از منافع شركت را كه معمولاً به نسبت یك دوم ، یك سوم و یا یك چهارم خواهد بود دریافت می نماید .

تشكیل شركت مختلط سهامی :

این شركت با موافقت شریك یا شركای ضامن و با تنظیم شركتنامه و اساسنامه با شرایط ذیل تشكیل می گردد .


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انواع شرکت 12

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:دوشنبه پانزدهم شهریورماه سال 1389-09:45 قبل از ظهر

انحلال و تصفیه شركت با مسؤولیت محدود

الف- انحلال : شركت بامسؤولیت محدود در موارد ذیل منحل می شود :

1-     وقتی كه شركت موضوعی را كه برای آن تشكیل شده است انجام داده یا انجام آن غیر ممكن شده باشد .

2-    در صورتی كه شركت برای مدت معین تشكیل گردیده و آن مدت منقضی شده باشد . مگر اینكه مدت قبل از انقضاء تمدید شده باشد .

3-    در صورت ورشكستگی

4-    در صورت تصمیم عده ای از شركاء كه سهم الشركة آنها بیش از نصف سرمایة شركت باشد .

5-   در صورتی كه به واسطة ضررهای وارده نصف سرمایه شركت از بین رفته و یكی از شركاء تقاضای انحلال كرده و محكمه دلایل او را موجه دیده و سایر شركاء حاضر نباشند سهمی را كه در صورت انحلال به او تعلق می گیرد پرداخته و او را از شركت خارج كنند .

6-    در مورد فوت یكی از شركاء اگر به موجب اساسنامه پیش بینی شده باشد .


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انواع شرکت 11

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:یکشنبه سی و یکم مردادماه سال 1389-01:02 بعد از ظهر

دوم وظایف و اختیارات هیأت نظار:

1-      كنترل آورده نقدی و غیر نقدی شركت

2-     كنترل دفاتر و دارایی شركت

3-    دعوت مجمع عمومی عادی و فوق العاده ( مجمع عمومی شركاء سالی یكبار و مجمع عمومی فوق العاده در صورت نیاز)

سوم مسؤولیت هیأت نظار:

در صورتی كه تصمیمات و اقدامات هیأت نظار بر خلاف قوانین حاكم باشد ، مسؤولیت آن متوجه اعضاء هیأت خواهد بود .  ضمنأ هیأت نظار در صورت تبانی در مورد تقویم سهم الشركه غیر نقدی به بیش از قیمت واقعی آن ، علاوه بر مسؤولیت تضامنی در مقابل اشخاص ثالث ، مشمول مجازات جزایی مقرره در قانون تجارت نیز         خواهند بود .

 

 

 


انحلال و تصفیه شركت با مسؤولیت محدود

الف- انحلال : شركت بامسؤولیت محدود در موارد ذیل منحل می شود :

1-     وقتی كه شركت موضوعی را كه برای آن تشكیل شده است انجام داده یا انجام آن غیر ممكن شده باشد .

2-    در صورتی كه شركت برای مدت معین تشكیل گردیده و آن مدت منقضی شده باشد . مگر اینكه مدت قبل از انقضاء تمدید شده باشد .

3-    در صورت ورشكستگی

4-    در صورت تصمیم عده ای از شركاء كه سهم الشركة آنها بیش از نصف سرمایة شركت باشد .

5-   در صورتی كه به واسطة ضررهای وارده نصف سرمایه شركت از بین رفته و یكی از شركاء تقاضای انحلال كرده و محكمه دلایل او را موجه دیده و سایر شركاء حاضر نباشند سهمی را كه در صورت انحلال به او تعلق می گیرد پرداخته و او را از شركت خارج كنند .

6-    در مورد فوت یكی از شركاء اگر به موجب اساسنامه پیش بینی شده باشد .

ب تصفیه شركت :

بعد از انحلال شركت ، امر تصفیه بطریق ذیل آغاز و صورت می گیرد :

1-     وصول مطالبات شركت .

2-    نقد كردن دارایی شركت

3-    پرداخت دیون شركت

4-    تقسیم دارایی باقیمانده شركت بین شركاء

تذكر : در شركت بامسؤولیت محدود امر تصفیه به عهده مدیران شركت می باشد . مگر اینكه اساسنامه یا اكثریت مجمع عمومی شركت ترتیب دیگری مقرر داشته باشد .

وظایف مدیر یا مدیران تصفیه :

-        مدیران تصفیه ( مدیران شركت كه برای تصفیه تعیین شده اند ) مكلفند اسامی خود را به اداره ثبت شركت ها اعلام نمایند .

-        مدیر تصفیه در حكم وكیل شركاء بوده و می تواند از طریق دادگاه هم انتخاب گردد .

-      رسیدگی به حسابهای شركت و تنظیم ترازنامه و حساب سود وزیان به هنگام انحلال آن ، اجرای تعهدات شركت ، وصول مطالبات و نقد كردن دارای شركت و پرداخت دیون شركت و تقسیم دارایی باقیمانده بین شركاء از وظایف مدیران تصفیه می باشند .

مسؤولیت مدنی و جزایی مدیران تصفیه :

مسؤولیت مدنی اگر مدیران تصفیه از مقررات قانونی و یا اساسنامه تخلف نمایند و از این تخلف به اشخاص ذی نفع ضرروزیانی وارد گردد ، متضرر می تواند پس از اثبات تقصیر فاعل زیان و رابطه سببیت بین فعل زیان آور و ضرر وارده جبران خسارت وارده را مطالبه نماید .

مسؤولیت جزایی : در صورتی كه مدیران تصفیه بر خلاف قوانین عام ، مرتكب جرایمی از قبیل خیانت در امانت ، كلاهبرداری و غیره شوند ، طبق قوانین جزایی تعقیب و مجازات می شوند .

اشخاص ذیل در شركت با مسؤولیت محدود كلاهبردار محسوب می شوند :

1-    مؤسسین و مدیرانی كه بر خلاف واقع پرداخت تمام سهم الشركة نقدی و تقدیم و تسلیم سهم الشركة غیر نقدی را در اوراق و اسنادی كه باید برای ثبت شركت بدهند اظهار كرده باشند . 

2-    كسانی كه به وسائل متقلبانه سهم الشركة غیر نقدی را بیش از قیمت واقعی آن تقویم كرده باشند .

3-    مدیرانی كه با نبودن صورت دارایی یا به استناد صورت دارایی مزور منافع موهومی را بین شركاء تقسیم كنند .


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انواع شرکت 10

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:یکشنبه سی و یکم مردادماه سال 1389-01:00 بعد از ظهر

-        دیگر تعهدات شركاء عبارتند از :

v     - رقابت غیر قانونی

v     - توزیع سود موهوم

v     - عدم تغییر تابعیت شركت مگر به اتفاق آراء

-      مدیرانی كه بدون تنظیم ترازنامه یا با استناد به صورت دارایی مزور، سود موهومی را بین شركاء تقسیم نمایند ، كلاهبردار محسوب و مجازات خواهند شد .


مسؤولیت مدنی و جزایی راجع به تشكیل شركت :

یكم مسؤولیت مدنی :

-      در مورد مسؤولیت مدنی مؤسسین نسبت به اشخاص متضرر از تأسیس شركت باید به مقررات خاص قانون تجارت و قانون مدنی توجه نمود .

-      تأسیس شركت با مسؤولیت محدودی كه تمام سرمایه نقدی تأدیه و تسلیم نشده و سرمایه غیر نقدی آن تقویم و تسلیم نشده باشد باطل است و از درجه اعتبار ساقط است . در این صورت شركایی كه بطلان مستند به عمل آنها باشد و نیز هیأت نظار و مدیرانی كه در حین حدوث سبب بطلان در سمت خود باقی بوده و به وظایف خود عمل ننموده باشند ، به نحو تضامنی مسؤول می باشند .

-      اگر مؤسسین شركت در تأسیس شركت از مقررات قانونی یا اساسنامه مربوط تخلف نمایند و از این تخلف به سایر شركاء و یا اشخاص ثالث ضرروزیانی وارد گردد ، هر ذی نفع می تواند با توسل به مقررات عام پیش بینی شده راجع به مسؤولیت مدنی در دادگاه صلاحیت دار طرح دعوی نمایند .


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انواع شرکت 9

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:یکشنبه سی و یکم مردادماه سال 1389-12:58 بعد از ظهر

مبحث دوم شركت با مسؤولیت محدود

تعریف : شركت بامسؤولیت محدود ، شركتی است كه بین دو یا چند نفر برای امور تجارتی تشكیل شده و هر یك از شركاء بدون اینكه سرمایه به سهام یا قطعات سهام تقسیم شده باشد ، فقط تا میزان سرمایه خود در شركت مسؤول قروض و تعهدات شركت است .

توضیح:

-        سرمایه به سهم الشركه تقسیم می شود نه به سهام . در این شركت ورقه ای بنام سهم الشركه صادر                  نمی شود .

-        مسؤولیت شركاء در مقابل دیون و قروض شركت درحدود سهم الشركه ای است كه هر شریك سرمایه گذاری نموده است .

-        سهم الشركه آزادانه قابل نقل و انتقال نمی باشد .

-        شركت با مسؤولیت محدود حداقل بین دو نفر و حداكثر بین هر چند نفر كه باشد ، تشكیل می گردد .

-        در اسم شركت باید عبارت «با مسؤولیت محدود » قید شود .  والا آن شركت در مقابل اشخاص ثالث تضامنی محسوب خواهد شد .

-      اسم شركت نباید متضمن اسم هیچ یك از شركاء باشد والا شریكی كه اسم او در اسم شركت قید شده در مقابل اشخاص ثالث حكم شریك ضامن در شركت تضامنی را خواهد داشت .


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انواع شرکت 8

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:شنبه سی ام مردادماه سال 1389-02:10 بعد از ظهر

اختیارات بازرسان :

بازرسان اختیار دارند در هر موقع از سال مالی ، رسیدگی و بازرسی لازم را انجام داده و اسناد و مدارك و اطلاعات راجع به شركت را از مسؤولین شركت مطالبه نموده رسیدگی كنند .

مسؤولیت مدنی و جزایی بازرسان :

یكم مسؤولیت مدنی بازرسان :

-      ­مسؤولیت مدنی بازرسان درمقابل شركت و اشخاص ثالث نسبت به تخلفاتی كه در انجام وظایف خود مرتكب می شوند تابع قواعد عام مربوط به مسؤولیت مدنی بوده و مسؤول جبران خسارات وارده به زیان دیدگان هستند .

-      درصورتی كه تصمیمات بازرسان برخلاف مقررات قانونی و یا اساسنامه شركت باشد ، هر ذینفع می تواند از مراجع قضایی ذیصلاح صدور حكم بطلان تصمیمات را درخواست نماید.

دوم مسؤولیت جزایی بازرسان :

-      هركس با وجود منع قانونی عمداً سمت بازرس را در شركت سهامی قبول كند به حبس تأدیبی از دوماه تا شش ماه یا به جزای نقدی از بیست هزارریال تا یكصد هزارریال یا به هردو مجازات محكوم خواهد شد .

-      هركس درسمت بازرس شركت سهامی عمداً درباره اوضاع شركت به مجمع عمومی گزارش خلاف واقع دهد یا گزارشات خلاف را تصدیق نماید به حبس تأدیبی از 3 ماه تا 2سال محكوم خواهد شد .

-        درصورتی كه بازرسان جرایم دیگری را كه در مقررات جزایی پیش بینی شده ، مرتكب شوند ، مطابق همان مقررات مجازات خواهند شد .

بیان دو نكته :

1-     تعیین حق الزحمة بازرس با مجمع عمومی عادی است .

2-    بازرس نمی تواند در معاملاتی كه با شركت یا به حساب شركت انجام می گیرد به طور مستقیم یا                    غیر مستقیم ذینفع شود .


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انواع شرکت 7

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:شنبه سی ام مردادماه سال 1389-02:08 بعد از ظهر

الزامات قانونی مدیران شركت سهامی :

1-    هیأت مدیره مكلف است در اولین جلسة خود یك رئیس و یك نائب رییس از اشخاص حقیقی كه مدت ریاست آنها نباید بیشتر از مدت عضویت در هیأت مدیره باشد ، برای هیأت مدیره انتخاب نمایند . ( مدت مدیریت مدیران از دو سال تجاوز نخواهد كرد . )

2-     رییس هیأت مدیره علاوه بر دعوت واداره جلسات هیأت مدیره ، مكلف است مجامع عمومی سهامداران را در موارد ذیل فراخواند :

-        مجمع عمومی عادی سالیانه شركت

-        دعوت مجمع عمومی عادی یا فوق العاده بنا به درخواست سهامدارانی كه اقلاً  سهام شركت را مالك              می باشند .

-        دعوت مجمع عمومی عادی به طور فوق العاده در مواقع مقتضی

-        دعوت مجمع عمومی فوق العاده در مواردی كه لزوماً در آن مجمع بایستی اخذ تصمیم شود .

3-   رییس هیأت مدیره در موارد كه مجمع عمومی( عادی و فوق العاده ) نتواند درباره موضوعات مطروحه در دستور جلسه اتخاذ تصمیم نماید ، اعلام تنفس نموده و تاریخ جلسة بعدی را حداكثر تا دو هفته بعد تعیین    می نماید .

4-   در زمان انتخاب مدیران و بازرسان ، تصویب ترازنامه ، افزایش و كاهش سرمایه و تغییر در اساسنامه و انحلال شركت ، باید یك نسخه از صورتجلسه مجمع یا هیأت مدیره به مرجع ثبت شركت ها ارسال گردد .  ( توسط رییس هیأت مدیره یا سایر مدیران )

5-    برای تشكیل جلسات هیأت مدیره حضور بیش از نصف اعضای هیأت مدیره الزامی است . 

6-   هیأت مدیره موظف است در هر سال مالی 5 درصد از سود خالص شركت را به عنوان اندوخته قانونی كسر نماید .  و چون اندوخته قانونی به ده درصد سرمایه شركت رسید ، این كسر كردن اختیاری است .

7-   برای هر یك از جلسات هیأت مدیره باید صورتجلسه ای كه اسامی مدیران حاضر یا غایب در جلسه و  خلاصه ای از مذاكرات و تصمیمات متخذه با قید تاریخ در آن ذكر شده ، تنظیم و حداقل به امضای اكثریت مدیران حاضر در جلسه برسد .

8-   پیشنهاد هیأت مدیره در مورد افزایش یا كاهش سرمایه باید متضمن توجیه علت و شامل گزارشی دربارة امورشركت از ابتدای سال مالی در جریان و اگر تا آن موقع مجمع عمومی عادی نسبت به حسابهای مالی قبل تصمیم نگرفته باشد ، حاكی از وضع شركت از اول سال مالی قبل باشد .


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انواع شرکت 6

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:دوشنبه چهارم مردادماه سال 1389-07:26 قبل از ظهر

-      در مورد انتخاب مدیران در مجمع ها ، تعداد آراء هر رأی دهنده در عدد مدیرانی كه باید انتخاب شوند ضرب می شود و حق رأی هر رأی دهنده برابر حاصلضرب مذكور خواهد بود .

-      رأی دهنده می تواند آراء خود را به یك نفر بدهد یا آن را بین چند نفری كه مایل باشد تقسیم كند ، اساسنامه شركت نمی تواند خلاف این ترتیب را مقرر دارد .

-      مجمع عمومی عادی باید سالی یكبار در موقعی كه در اساسنامه پیش بینی شده است برای رسیدگی به ترازنامه و حساب سود وزیان سال مالی قبل و صورت دارایی و مطالبات و دیون شركت و صورت حساب دورة عملكرد سالیانة شركت و رسیدگی به گزاش مدیران و بازرس یا بازرسان و سایر امور مربوط به حسابهای سال مالی تشكیل شود . 

-        تقسیم سود و اندوخته بین صاحبان سهام فقط پس از تصویب مجمع عمومی جایز خواهد بود .

-      از مذاكرات و تصمیمات مجمع عمومی صورت جلسه ای توسط منشی ترتیب داده شده كه به امضاء هیأت رئیسه مجمع می رسد و یك نسخه از آن در مركز شركت نگهداری خواهد شد .

-      در مواردی كه تصمیمات مجمع عمومی متضمن یكی از امور ذیل باشد یك نسخه از صورت جلسة مجمع باید جهت ثبت به مرجع ثبت شركتها ارسال گردد .

1-     انتخاب مدیران و بازرس یا بازرسان

2-    تصویب ترازنامه

3-    كاهش یا افزایش سرمایه و هر نوع تغییردر اساسنامه

4-    انحلال شركت و نحوة تصفیه آن

مسئوولیت مدنی و جزایی ارگان تصمیم گیرنده :

الف مسئوولیت مدنی

1-    اگر مجمع عمومی عادی یا فوق العاده بدون رعایت مقررات قانونی تصمیماتی اتخاذ كند سهامداران زیان دیده ، طلبكار، صاحب سهم انتفاعی كه در سود یا مزایای متعلقه به وی لطمه وارد شده و یا از این تصمیمات شركت متضرر شده می تواند بطلان تصمیمات را از دادگاه تقاضا نماید ، دادگاه حكم بطلان تصمیمات مذكور را صادر می نماید ولی مدیران و بازرسان و سهامداران شركت در مقابل اشخاص ثالث نمی توانند به این بطلان استناد نمایند .

2-    اشخاص ثالث می توانند پس از قطعیت حكم بطلان صادره ، از كسانی كه مسؤول بطلان بوده اند خسارت وارده را اخذ نمایند .

3-   كسانی كه به صاحبان سهام و اشخاص ثالث در اثر بطلان ، خساراتی وارد كرده باشند . مسؤولیت تضامنی خواهند داشت ( یعنی برای مطالبه زیان به هر كدام می توان مراجعه كرد .)

4-    اگر مجمع عمومی تابعیت شركت را تغییردهد و یا تعهدات صاحبان سهام را افزایش دهد این دو عمل باطل خواهد بود .

مسئوولیت جزایی :

1-    اگر هیأت رئیسه هر مجمع عمومی از تنظیم صورت جلسه توسط منشی از مذاكرات و تصمیمات مجمع عمومی ( كه آن تصمیمات به امضاء هیأت رئیسه نیز رسیده است) خودداری نماید به جزای نقدی از بیست هزارریال تا دویست هزارریال محكوم خواهد شد . 

2-   هر كس عامداً مانع حضور صاحب سهم در جلسات مجامع عمومی سهامداران بشود و یا هر كس با خدعه ونیرنگ خود را دارنده سهم یا قطعات سهم معرفی نماید و به این طریق در اخذ رأی در مجمع عمومی صاحبان سهام شركت نماید به حبس تأدیبی از 3ماه تا یكسال یا به جزای نقدی از بیست هزارریال تا دویست هزارریال یا به هر دو مجازات محكوم خواهد شد .

3-   هر كس كه از اعلام مطالب مندرج در ماده 106 لایحه اصلاحی قانون تجارت ( انتخاب مدیران و بازرسان ، تصویب ترازنامه ، افزایش و كاهش سرمایه و تغییر در اساسنامه و انحلال شركت ) و یا سایر موارد مقرر در قانون كه باید به مرجع ثبت شركتها اعلام گردد ، بعضاً یا كلاً خودداری كند و یا مطالب خلاف واقع به مرجع مذكور اعلام دارد به حبس تأدیبی از 3 ماه تا 2سال یا به جزای نقدی از بیست هزارریال تا دویست هزارریال یا به هر دو مجازات محكوم خواهد شد .


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انواع شرکت 5

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:دوشنبه چهارم مردادماه سال 1389-07:22 قبل از ظهر

بیان چند نكته :

-        در شركتهای سهامی خاص تشكیل مجمع عمومی مؤسس الزامی نیست .

-        در شركتهای سهامی عام و خاص دعوت از كارشناس رسمی برای برآورد آورده های غیر نقدی لازم است .

دوم مجمع عمومی عادی ، وظایف و اختیارات آن

الف : حد نصاب برای تشكیل مجمع و اتخاذ تصمیم :

-        در مجمع عمومی عادی حضور حداقل بیش از نصف دارندگان سهامی كه حق رأی دارند ضروری است . 

-      اگر در اولین دعوت حد نصاب سهامداران حاصل نشد ، برای بار دوم به مجمع دعوت صورت می گیرد . در این جلسه با حضور هر عده از صاحبان سهام كه حق رأی دارند ، جلسه رسمیت می یابد .

-        تصمیمات در مجمع عمومی عادی ، همواره با اكثریت نصاب به علاوه یك آرای حاضر درجلسه رسمی ، معتبر می باشد .

-        در مورد انتخاب مدیران و بازرسان اكثریت نسبی كافی خواهد بود .

ب : وظایف مجمع عمومی عادی :

-        اخذ تصمیم نسبت به كلیه امور شركت بجز آنچه در صلاحیت مجمع عمومی مؤسس و فوق العاده است .

-        استماع گزارش و پیشنهاد هیأت مدیره و بازرسان شركت در مورد وضع مالی و خط مشی آینده و اخذ تصمیم دربارة آنها

-        تصویب ترازنامه سالیانه و حساب سود وزیان

-        تعیین حق الزحمة مدیران و بازرسان و تعیین جانشینان در خاتمه مأموریت آنان .

-        تعیین روزنامه كثیرالانتشار كه آگهی های شركت در آن درج می شود .

اختیارات مجمع عمومی عادی:

1-     رسیدگی به حسابهای شركت وتقسیم سود

2-   تقسیم ده درصد سود ویژه سالیانه بین صاحبان سهام ( منظور از سود ویژه آن است كه از وضع تمام مخارج شركت مانند ، هزینه تجارتی و مخارج بهره برداری و...از درآمد كل شركت ) از سود ویژه به میزان 5درصد جهت تشكیل ذخیره قانونی شركت ، تا زمانی كه میزان آن به ده درصد سرمایة اصلی شركت برسد ، برداشت می شود و بعد از آن برداشت به عنوان ذخیره قانونی ، اختیاری خواهد بود .

3-    انتخاب مدیران و بازرسان

4-    تعیین روزنامه كثیرالانتشار به مدت یك سال .

سوم مجمع عمومی فوق العاده :

الف : حد نصاب برای تشكیل مجمع فوق العاده و اتخاذ تصمیم :

-      مجمع عمومی فوق العاده با حداقل دارندگان بیش از یك دوم سهامی كه حق رأی دارند با نمایندگان آنها در جلسه ، رسمیت خواهد داشت .

-      اگر این حد نصاب در اولین دعوت حاصل نشد ، دعوت دوم بعمل می آید و حد نصاب در این مجمع با حضور بیش از یك سوم سهام صاحبان سهام با حق رأی شركت است .

-        تصمیمات مجمع عمومی فوق العاده با شركت دو سوم آراء صاحبان سهام حاضر در جلسه معتبر است .


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انواع شرکت 4

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:یکشنبه ششم تیرماه سال 1389-08:42 قبل از ظهر

طرح اساسنامه :

طرح اساسنامه باید شامل نكات ذیل باشد .

-        نام شركت

-        موضوع شركت به طور صریح و منجز

-        مدت شركت

-        مركز اصلی شركت و محل شعب آن اگر تأسیس شعبه مورد نظر باشد .

-        مبلغ سرمایه شركت و تعیین مقدار نقد و غیرنقد آن به تفكیك

-      تعداد سهام بی نام و با نام و مبلغ اسمی آنها و در صورتی كه ایجاد سهام ممتاز مورد نظر باشد ، تعیین تعداد و خصوصیات و امتیازات اینگونه سهام

-      تعیین مبلغ پرداخت شده هر سهم و نحوه مطالبه بقیة مبلغ اسمی هر سهم و مدتی كه ظرف آن باید مطالبه شود كه به هر حال از پنج سال متجاوز نخواهد بود .

-        نحوة انتقال سهام با نام

-        طریقه تبدیل سهام با نام به سهام بی نام و بالعكس

-        در صورت پیش بینی امكان صدور اوراق قرضه ، ذكر شرایط وترتیب آن

-        شرایط و ترتیب افزایش و كاهش سرمایة شركت

-        مواقع و ترتیب دعوت مجامع عمومی

-        مقررات راجع به حد نصاب لازم جهت تشكیل مجامع عمومی و ترتیب اداره آنها

-        طریقه شور و اخذ رأی و اكثریت لازم برای معتبر بودن تصمیمات مجامع عمومی

-      تعداد مدیران وطرز انتخاب و مدت مأموریت آنها و نحوة تعیین جانشین برای مدیرانی كه فوت یا استعفاء            می كنند یا محجور یا معزول و یا به جهات قانونی ممنوع می گردند .

-        تعیین وظایف و حدود اختیارات مدیران

-        تعداد سهام تضمینی كه مدیران باید به صندوق شركت بسپارند .

-        قید اینكه شركت یك بازرس خواهد داشت یا بیشتر و نحوة انتخاب و مدت مأموریت بازرس

-        تعیین آغاز و پایان سال مالی شركت و موعد تنظیم تراز نامه و محاسبه سود و زیان و تسلیم آن به بازرسان و مجمع عمومی سالانه

-        نحوه انحلال اختیاری شركت و ترتیب تصفیة امور آن

-        نحوه تغییر اساسنامه

 


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انواع شرکت 3

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:یکشنبه ششم تیرماه سال 1389-08:40 قبل از ظهر

فصل دوم : شركتهای تجارتی

پیشگفتار :

دریك تقسیم بندی شركتها را می توان به دو قسم ذیل تقسیم كرد :

1-     شركتهای سرمایه

2-    شركتهای شخص

شركتهای سرمایه : در شركتهای سرمایه ، فقط سرمایه مورد توجه قرار می گیرد ، نه شخص سرمایه گذار . زیرا در این نوع شركتها ، مسوولیت هر یك از سهامداران در مقابل اشخاص ثالث به حصة خود كه سهم نامیده می شود محدود می گردد از مشخصات بارز شركتهای سرمایه ، قابل انتقال بودن سهام آن است .  در این نوع شركت با فوت سهامدار ، اوراق سهام به وراث وی منتقل می شود .  ولی با فوت و یا ورشكستگی یا ممنوعیت قانونی و قضایی سهامدار ، شركت همچنان به حیات خود ادامه می دهد .  شركتهای : سهامی خاص و عام ، مختلط سهامی ، و تعاونی جزء شركتهای سرمایه ای محسوب می شوند .

شركتهای شخص : در این نوع شركتها ، شخصیت و روابط شركاء با یكدیگر اهمیت مخصوص دارد و مسؤولیت هر یك از شركای ضامن در مقابل اشخاص ثالث ، نامحدود و تضامنی است و شخص ثالث می تواند برای وصول طلب خود به فرد فرد شركاء مراجعه نماید و شریك ضامن ، ملزم به تأدیه طلب شركت می باشد .  سهم الشركه در حال حیات یا پس از فوت شركاء قابل انتقال نیست ، مگر با رضایت سایر شركاء شركتهای : تضامنی ، نسبی ، مختلط غیر سهامی و شركت بامسئولیت محدود از جمله شركتهای شخص می باشند . 

قبل از ورود به بحث شركتهای تجاری به تعریف آن پرداخته و چند اصطلاح مورد بررسی قرار                می گیرد . 

شركتهای تجاری : در ترمینولوژی حقوقی شركتهای تجاری اینگونه تعریف شده است ؛ [نوعی از شركت عقدی است كه به موجب قوانین تجارت صورت می گیرد و منشاء پیدایش شخصیت حقوقی ایی در حقوق خصوصی می گردد و گاهی خود آن شخصیت‌حقوقی              ( نه عقد شركت ) را هم شركت تجاری نامند ] این اصلاح در مقابل شركت مدنی بكارمی رود .

تعریف سهام : سهم قسمتی از سرمایة شركت سهامی كه مشخص كننده میزان مشاركت و تعهدات و منافع صاحب آن در شركت سهامی می باشد .  ورقه سهام ، سند قابل معامله است كه نمایندة تعداد سهامی است كه صاحب آن در شركت سهامی دارد . سهام ممتاز : اگر برای بعضی از سهام شركت بارعایت مقررات قانون تجارت مزایایی قائل شوند این گونه سهام را سهام ممتاز نامند .


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انواع شرکت 2

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:دوشنبه بیست و چهارم خردادماه سال 1389-09:43 قبل از ظهر

خاتمه یافتن اذن در تصرف :

اذن در تصرف در اداره اموال مشترك در موارد ذیل خاتمه پیدا می كند :

الف : انقضاء مدت مأذونیت یا رجوع از آن درصورت امكان رجوع

1-   انقضاء مدت مأذونیت : اذن تصرف در مال مشترك خواه به وجه ملزمی باشد یا نباشد ، به انقضاء مدت خاتمه پیدا می كند و پس از آن مأذون نمی تواند تصرفی در مال مشترك نماید . 

2-  رجوع از اذن در صورت امكان رجوع : اذن دهنده می تواند هر زمان از اذن خود رجوع كند و پس از آن مأذون دیگر حق تصرف در مال مشترك را ندارد . 

ب :  در صورت فوت یا محجور شدن یكی از شركاء :

1-   درصورت فوت یكی از شركاء : اذن در تصرف یك نوع نمایندگی می باشد كه شریك نسبت به اموال خود داده است و چون فوت كند و اموال به ورثه منتقل شود ، مأذون در اداره مال مشترك چون نمایندگی از ورثه ندارد و اذن هم قابل انتقال به وراث نیست ، دیگر حق تصرف نداشته و اذن خاتمه پیدا می نماید . 

2-  در صورت محجور شدن یكی از شركاء : اگر یكی از شركاء ؛ مجنون یا سفیه یا ورشكسته شد ، محجور شده و حق تصرف در اموال شركت از او سلب می شود و به تبع آن اذن او در اداره اموال مشترك به غیر خاتمه می یابد .

تقسیم اموال شركت :

هر شریك مال مشترك می تواند هر وقت كه بخواهد تقاضای تقسیم مال مشترك را بنماید مگر در موارد كه تقسیم به موجب قانون ممنوع یا شركاء به وجه ملزمی ملتزم برعدم تقسیم شده باشند .

اقسام تقسیم اموال شركت :

الف : تقسیم به تراضی : در صورتی كه تمامی شركاء به تقسیم مال مشترك و طرز آن راضی باشند ، تقسیم به نحو تراضی به عمل می آید . علت این امر آن است كه هر یك از شركاء حق تصرف وانتفاع در مال مشترك دارند و تقسیم نیز نوعی تصرف است . 

ب : تقسیم اجباری ( تقسیم از طریق دادگاه ) :

درصورتی كه یكی از شركاء تقسیم مال مشترك را بخواهد و دیگر شركاء موافق نباشند ، شریك خواستار افراز سهم ( تقسیم مال) می تواند از دادگاه تقاضای تقسیم مال مشترك را بنماید .  لازم به توضیح است كه دادگاه در صورتی اقدام به تقسیم می كند كه تقسیم بر ضرر ممنع ( شریكی كه به این تقسیم و نحوة آن راضی نیست ) نباشد . كه در این صورت اجبار به تقسیم نمی شود و باید تقسیم به تراضی صورت گیرد . ضرری كه مانع از تقسیم اجباری است ، عبارت است از نقصان فاحش قیمت سهم تقسیم شده نسبت به قیمتی كه در حال ؛ رواج داشته باشد و عادتاٌ این اختلاف قیمت قابل تسامح نباشد .

نكته : اگر تقسیم مال مشترك موجب از مالیت افتادن تمام مال مشترك و یا سهم هر یك از شركاء شود ، این تقسیم ممنوع است . اگر چه شركاء به این تقسیم تراضی نمایند ، دادگاه چنین تقاضای تقسیمی را نمی پذیرد .

اقسام نحوه تقسیم مال مشترك توسط دادگاه :

1-   تقسیم افراز : اگر مال مشترك مثلی باشد ( مانند حبوبات و امثال آن ) ویاچیزی باشد متساوی الاجراء ( مانند : ده هزار متر مربع زمین) كه تمام اجزاء آن دارای یك ارزش باشد .  در این صورت تقویم                ( تعیین معادل ریالی ) مال لازم نیست ، و مال به نسبت سهام شركاء افراز می شود  . 

2-  تقسیم تعدیل : اگر نتوان برای هر یك از ورثه یك شریك از اموال انتفاعی سهمی معین نمود ولی بتوان بدون دادن اضافه از خارج به بعضی از شركاء مال مشترك را تقسیم كرد ، ( این حالت وقتی است كه مال مشترك قیمی باشد ) ، ابتدا مال را تقویم ، آنگاه به اعتبار ارزش آن بین شركاء به نحو تساوی تقسیم               می شود . 

3-  تقسیم به رد : وقتی مال مشترك قیمی باشد ( مثلاً هر گاه دو دكان بین دو نفر مشاع باشد و هر یك نصفی از آن را مالك باشد ) .  و نتوان بدون دادن اضافه از خارج به بعضی از شركاء ، مال مشترك را تقسیم كرد ، در چنین حالتی مال به تعداد شركاء تقسیم می شود و شریكی كه سهم ارزشی بیشتری نصیب او شده باید مابه التفاوت را به دیگر شریك بدهد . در مثال مذكور دودكان كه به لحاظ مساحت و قیمت یك اندازه نیستند بر روی هم قیمت گذاری می شود . ( مثلاً دو میلیون و دویست هزارتومان ) سپس این دو مغازه بین دو نفر تقسیم می شود و آنكه دكان بزرگتر نصیب وی شده بایستی یكصد هزار تومان به شریكی كه دكان كوچكتر نصیب او شده رد نماید . تقسیم مزبور را به اعتبار دادن اضافه از خارج از طرف یكی از شركاء به دیگری تقسیم به رد گویند . 

ترتیب تقسیم :

تقسیم مال مشترك چه به افراز باشد و یابه تعدیل و یارد ، در دو مرحله ذیل صورت می گیرد . 

الف تعدیل  سهام : تعدیل سهام عبارت از تقسیم  مال مشترك به سهام متساوی از حیث قیمت است و تقسیم آن بین شركاء

ب استقراع ( تقسیم به وسیله قرعه ) : درصورتی كه پس از تعدیل سهام شركاء ( در تقسیم به روش تعدیلی ) به تعیین سهم ، بین خود تراضی نمایند ، هر سهم اختصاص به صاحب آن پیدا خواهد نمود ، و چنانچه تراضی نشود ، سهم هر یك  به قرعه تعیین می گردد . 

فروش اجباری مال مشترك : اگر تقسیم مال مشترك موجب ضرر فاحش یا از مالیت افتادن سهم بعضی یا تمامی شركاء شود و به یكباره قابل تقسیم نباشد ( مثل ، جواهرات ، خانه كوچك و... ) هر یك از شركاء می توانند درخواست فروش مال مشترك را نموده وسهم خود را از قیمت فروش دریافت نماید . 

اثر تقسیم مال مشترك :

هر یك از شركاء پس از تقسیم ، مالك مستقل سهم خود می شود و هر تصرفی كه بخواهد می تواند در آن بنماید و نسبت به سهم دیگر شركاء حقی ندارد .

مواردی كه می توان تقسیم مال مشترك را بر هم زد :


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انواع شرکت 1

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:یکشنبه شانزدهم خردادماه سال 1389-12:08 بعد از ظهر

شركت جزء مباحث حقوق مدنی است بنا به تعریف عبارت است از اجتماع حقوق مالكین متعدد در شی‌ واحد به نحو اشاعه فصل هشتم قانون مدنی اختصاص به بیان مواد قانونی این عقد دارد .  و شركتهای تجارتی از مباحث حقوق تجارت است و شامل شركتهای سهامی عام و خاص ، شركت تضامنی ، شركت با مسؤلیت محدود ، شركت نسبی ، شركت مختلط غیرسهامی ، شركت مختلط سهامی و شركتهای تعاونی می شود . 

این نوشتار در دو فصل تنظیم شده است ؛ فصل اول به مبحث شركت و فصل دوم به توضیح مكفی در خصوص شركتهای تجارتی اختصاص یافته است . در تهیه این مختصر از كتب ، قانون مدنی ، حقوق مدنی از دكتر كاتوزیان ، حقوق تجارت نوشته دكتر محمود عرفانی ، حقوق مدنی از دكتر سید حسین امامی و قانون تجارت استفاده شده است .  امید است برای آگاهی از این دو مبحث حقوقی كافی باشد . 

فصل اول شركت ، اقسام و احكام آن .

در یك تقسیم بندی شركت بر دو قسم است :

-        شركت غیر عقدی یا شركت بطور مطلق

-        شركت عقدی

یكم شركت غیر عقدی :

شركت غیر عقدی عبارت است از اجتماع حقوق مالكین متعدد در شی واحد به نحو اشاعه . مال مشترك غیر عقدی گاهی عین خارجی است مثل ؛خانه و باغ مشترك . و گاهی منفعت است مثل ؛ منفعت خانه مورد اجاره و گاهی مشترك ، حق است مثل حق خیار و شفعه و طلب كه در اثر فوت مورثه به ورثه منتقل می شود .

هر شركتی را سببی است . گاهی سبب اختیاری است و گاهی قهری . بدین اعتبار دو قسم شركت به لحاظ سبب آن می توانیم داشت :

الف : شركت اختیاری : كه به یكی از امور و سبب ذیل حاصل می شود ؛

1-   شركت اختیاری ناشی از عقدی از عقود مثل اینكه چند نفر ملكی را اجاره نمایند كه این شركت در انتفاع ناشی از عقد اجاره است . ( این نوع شركت با شركت عقدی تفاوت دارد زیرا در اینجا عقد اصلی مثلاً اجاره است و شركت به واسطه آن حاصل می شود . )

2-  شركت اختیاری گاهی ناشی از عمل شركاست .  مثل اینكه چند نفر به امر كسی عملی را انجام دهند و در عوض یك صندوق میوه دریافت كنند كه آن چند نفر در این صندوق میوه شریك هستند . 

ب : شركت قهری : این نوع شركت در نتیجه یكی از امور ذیل حاصل می شود :

1-      هرگاه كسی فوت كند و ورثه متعدد باشند ، ورثه به نحو قهری در ماترك شریك هستند . 

2-   امتزاج چند مال در هم موجب شركت قهری صاحبان مال در مال ممزوج می شود .  مثل اینكه چند كشاورز گندم خود را در یك انبار جمع آوری كنند و بطور مشترك از آن استفاده نمایند .  در چنین حالتی امتزاج عامل و سبب شركت چند كشاورز شده است .

 


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بررسی ونقد محاكم غیرقضایی رسیدگی به شكایات وحل اختلاف 2

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:شنبه یکم خردادماه سال 1389-01:06 بعد از ظهر

1-    نماینده وزارت بهداشت ، درمان وآموزش پزشكی (رییس هیات تجدیدنظر كننده) .

2-    یك قاضی به انتخاب وزیر دادگستری .

3-    یك نفر به انتخاب شورای عالی تامین اجتماعی .

4-    نماینده سازمان تامین اجتماعی (به انتخاب هیات مدیره ومدیر عامل سازمان) .

5-   نماینده كارفرما به انتخاب اتاق بازرگانی وصنایع ومعادن (در امور بازرگان وصاحبان صنایع) یا یك نفر نماینده اتاق اصناف(در مورد افراد صنفی وصاحبان حرف ومشاغل آزاد) .

ذكر دونكته :

1-    مطالبات سازمان تامین اجتماعی درعداد مطالبات ممتاز می باشد.

2-   مطالبات سازمان درحكم مطالبات مستند به اسناد لازم الاجراء بوده وطبق مقررات مربوط به اجرای مفاد اسناد رسمی به وسیله مامورین اجرای سازمان قابل وصول است .

بررسی ونقد :

-     این مراجع گرچه درسازمان تشكیل می شود وسازمان هم ذینفع در مطالبات است ، ولی نظر به اینكه ذینفع دیگری در پرونده وجود دارد(كارگر) به میزان قابل توجهی نسبت به مراجع رسیدگی مالیاتی عادلانه تر است .

-     ریاست هیات تشخیص(گرچه فاقد قدرت نفوذ واجد رای یكسان با دیگر اعضاء است) با نماینده وزارت بهداشت است . این گزینش می تواند عادلانه كردن مرجع را سبب شود.

-     نقطه ضعف هیات تشخیص بدوی آنست كه نمایندگان كارفرما وكارگران به انتخاب غیر(اتاق بازرگانی و... یا وزارت بهداشت ودرمان...) درجلسه حضور دارند. ولذا با ماهیت نمایندگی تعارض دارد. زیرا نماینده را خود شخص انتخاب می كند، نه دیگری. درتركیب هیات درحقیقت كارفرما وكارگر حضور ندارند.(گرچه نمایندگان كارفرما وكارگر هم می توانند درجلسه حضور واداء توضیح نمایند، ولی چون در اصدار رای نقشی ندارند، حضور این نمایندگان چندان تاثیری در صدور رای ندارد.)

-     اشكال دیگر هیات بدوی تشخیص آنست كه اعضاء هیات فاقد اطلاعات حقوقی هستند(وحتی حسابرسی) و در این هیات جای قاضی خالی است .

-     درهیات تجدیدنظر تشخیص مطالبات گرچه یك قاضی وجود دارد ولی سمت استماع دفاعیات طرفین وصدور رای را ندارد، بلكه ایشان هم در هیات واجد یك رای است .

-       درهیات تجدیدنظر تشخیص مطالبات جای نماینده كارگر خالیست .

-     شایان ذكر است كه نماینده كارفرما توسط دیگری انتخاب می شود ولی نماینده سازمان تامین اجتماعی توسط خود سازمان ، واین گزینش، توازن عادلانه را در هیات تجدیدنظر كننده برهم می زند.

-     حسب قانون ، مطالبات سازمان درحكم اسناد لازم الاجراء بوده وحسب مقررات مربوط به اجرای مفاد اسناد رسمی ، توسط مامورین اجرای سازمان قابل وصول است . نكته قابل ذكر اینست كه اگر مطالبات سازمان درحكم اسناد لازم الاجراست . وبرای اجرای آن به آیین نامه مربوط به اجرای مفاد اسناد رسمی عمل می شود، چرا اجراء ‌توسط مامورین اداره تامین صورت می گیرد؟ این تعدد مراكز اجرای آراء واسناد لازم الاجراء مطلوب نیست . بهتر بود درصورت قطعی شدن رای ومحرز شدن میزان مطالبه سازمان وعدم پرداخت مؤدی ، اجرای حكم هیات بدوی یا تجدیدنظر توسط اجرائیات اداره ثبت اسناد صورت می گرفت. همانگونه كه آراء قطعی هیات های تشخیص وحل اختلاف اداره كار توسط اجرای احكام مدنی دادگستری به موقع اجراء در می آید.

-     در اینجا هم اگر كارفرما یكی از موسسات دولتی باشد، نمی تواند نسبت به رای قطعی هیات بدوی یا تجدیدنظر تشخیص مطالبات سازمان  به دیوان عدالت اداری اعتراض برد.

 


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بررسی ونقد محاكم غیرقضایی رسیدگی به شكایات وحل اختلاف 1

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:شنبه یکم خردادماه سال 1389-01:04 بعد از ظهر

به موجب اصل 159 قانون اساسی، مرجع رسمی رسیدگی به نظلمات و شكایات قوه قضائیه شامل دادسراها ودادگاه هاست . ولی در برخی موضوعات ، مرجع رسیدگی وحل اختلاف ، اداری است و بعضاً این سازمان ها (مثل ، سازمان امور مالیاتی) دارای هیات های تشخیص و حل اختلاف و... و اجرای احكام اند. بدین ترتیب این مراجع رسیدگی كننده، درحالی در مقام صدور حكم قطعی هستند كه خود مدعی یا خواهان دعوی محسوب می شوند. یكی از حقوقدانان غربی گفته است ، وقتی مقام تعقیب وتحقیق یكی شد لرزه براندام جامعه می افتد. درموضوع این بررسی و نقد ، مدعی و مقام تشخیص وصدور حكم قطعی یكی است . ولذا تنها به حسن نیست اكتفا كردن كافی نیست و با عدالت مغایرت دارد. اینكه مثلاً ، مؤدی می تواند در جلسه رسیدگی هیات حل اختلاف مالیاتی شركت نماید و یا اعضاء هیات نبایستی از بین مامورین امور مالیاتی باشند كه بر روی پرونده كار كرده اند ، نمی تواند این روند ناصواب را ترمیم نماید. بنابراین به نظر می رسد لازم است در ادامه به كار اینگونه مراجع تجدید نظر نمود و آنها را به نحو عادلانه و مطلوب بازسازی كرد كه البته وضعیت مطلوب آنی است كه مرجع ثالثی این گونه رسیدگی ها را انجام دهد. در این نوشته با مراجعه به قوانین مربوط ضمن معرفی چند مرجع حل اختلاف غیر قضایی. آنها را مورد نقد وبررسی قرار خواهیم داد. با این امید كه قانونگذاران محترم با دید عنایت به این نقد بنگرند.


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اظهارنامه‌وكاربرد و تنظیم آن

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشتماه سال 1389-07:28 قبل از ظهر

اظهارنامه از اوراق قضایی است كه وقتی بخواهیم حق خود را از دیگری قبل از اقامه دعوی و برای تامین دلیلی برای دعاوی آتی مطالبه نماییم از برگه اظهارنامه استفاده می شود .  تفاوت تنظیم و ارسال اظهارنامه برای طرف مقابل با بیان شفاهی مطلب مورد دعوی و اقامه دعوی در مراجع قضایی در اینست كه؛ بیان شفاهی به علت غیر مضبوط بودن نمی توان از آن در اقامه دعوی در مراجع قضایی استفاده كرد .  و اقامه دعوی قضایی مستلزم تنظیم دادخواست یا شكوائیه و صرف وقت به منظور برگزاری جلسات رسیدگی در محاكم می باشد .  مضافاً بر اینكه در حقیقت اظهارنامه به نوعی رفع دعوی به طریقه مصالحه و كدخدامنشی است ضمن آنكه از پاسخ اظهارنامه می توان در دعاوی احتمالی آتی در مراجعه قضایی به عنوان دلیل استفاده نمود . بدین ترتیب تنظیم و ارسال اظهارنامه برای مخاطب (طرف مقابل) به طور رسمی اقدام به مطالبه حق می باشد .

البته این نكته را نبایستی از نظر دور داشت كه مدعی حق زمانی می تواند حق خود را از طریق اظهارنامه مطالبه نماید كه حسب قانون یا عرف و یا براساس توافق طرفین موعد مطالبه حق رسیده باشد گاهی و در برخی موارد ارسال اظهارنامه قبل از اقامه دعوا لازم است. مثلاً؛ وقتی محلی را به طور امانی به شخص واگذار نموده باشیم وشخص از استرداد مال امانی استنكاف نماید ، با ارسال اظهارنامه برای وی ، اخطار می نمائیم كه ید امانی مخاطب با این  ابلاغ مرتفع شده . در این صورت اگر متصرف بازهم محل واگذاری را تخلیه و تحویل ندهد  ، ید امانی او تبدیل به ید عدوانی شده وشخص متصرف عدوانی محسوب می گردد كه می توان برعلیه او دعوی رفع تصرف عدوانی در مراجع قضایی اقامه نمود . نكته لازم به تذكر آنست كه اظهارنامه فقط برای مطالبه حق نیست بلكه هركس می تواند هر نوع اظهاری راجع به معاملات و تعهدات خود با طرف مقابل را از طریق ابلاغ اظهارنامه كه طریقه رسمی ابلاغ اظهارات است، بیان نماید .  

 ماده 156 قانون آیین دادرسی مدنی در خصوص تنظیم و ارسال اظهارنامه چنین اشعار می دارد كه؛               ] هركس می تواند قبل از تقدیم دادخواست، حق خود را به وسیله اظهارنامه از دیگری مطالبه نماید، مشروط بر این كه موعد مطالبه رسیده باشد. به طور كلی هركس حق دارد اظهاراتی را كه راجع به معاملات و تعهدات خود با دیگری است و بخواهد به طور رسمی به وی برساند، ضمن ارسال اظهارنامه به طرف ابلاغ نماید .[

این مختصر به منظور آشنایی همكاران و خوانندگان با اظهارنامه تهیه و تنظیم شده و در تدوین آن از كتابهای : قانون آیین دادرسی مدنی، ترمینولوژی حقوق، مطلب مندرج در مجله حقوقی دادرسی با عنوان حقوق و زندگی، آیین نگارش حقوقی نوشته آقای بهمن كشاورز استفاده شده است . با این امید كه دوستان خواننده را به كار آید .


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نگاهی به قانون ثبت احوال ودعاوی راجع به شناسنامه 2

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:دوشنبه ششم اردیبهشتماه سال 1389-09:16 قبل از ظهر

وفات هر شخص اعم از ایرانی وخارجی و همچنین ولادت طفلی كه مرده به دنیا آمده باید بلافاصله به اداره ثبت احوال اعلام گردد . ومراتب فوق در مورد ایرانیان مقیم خارج به نزدیكترین كنسولگری اعلام می شود و گواهی فوت به هركس كه متقاضی باشد تسلیم می گردد .

-         مهلت اعلام وفات ده روز از تاریخ وقوع یا وقوف برآن است .

-         واقعه وفات باید طبق تصدیق پزشك ودرصورت نبودن پزشك باحضور دونفرگواه ثبت گردد.

-         دلیل‌‌فوت‌غایب‌مفقودالاثرجهت صدورگواهی فوت حكم‌قطعی‌موت‌فرضی‌صادره‌ازدادگاه‌می‌باشد .

-         اعلام وفات وامضاء سند ثبت وفات به ترتیب به عهده یكی از اشخاص زیر است :

1-     نزدیكترین خویشاوند متوفی كه در موقع وفات حاضر بوده است .

2-     متصدی یا صاحب مكانی كه وفات درآن رخ داده است یا نماینده او .

3-     هرشخصی كه در موقع وفات حاضر بوده است .

4-     ماموران انتظامی یا كدخدا

-         در موارد زیر اعلام وفات بعهده مقامات زیر است :

1-   در صورتیكه وفات دراثر بروز سوانح از قبیل زلزله، سیل، طوفان و آتش سوزی واقع شود . مقامات انتظامی یا گروههای امدادی حاضر درمحل مكلفند واقعه را ضمن ارسال حاوی نام و نام‌‌خانوادگی‌وحتی المقدورشماره شناسنامه ومحل صدور شناسنامه وسن متوفی اعلام نمایند .

2-   وفات نظامیانی كه در زمان صلح در سربازخانه ویا ضمن مانورهای نظامی یا درزمان جنگ واقع می شود بوسیله فرمانده قسمت با تعیین نام ونام خانوادگی وشماره شناسنامه ومحل صدور شناسنامه اعلام می گردد.

د صدور شناسنامه :

-         صدور شناسنامه وسایر خدمات سجلی كه در مقابل دریافت وجه انجام می شود از دیگر وظایف اداره ثبت احوال هر منطقه است .

-         ذكر تاریخ هجری قمری از هنگام اجرای طرح تعویض شناسنامه برای نوزادان الزامی است .

-     شناسنامه های جدید افرادی كه به سن 15 سال تمام می رسند باید مصدق به عكس همان سال و اثر انگشت وكلاسمان انگشت نگاری صاحب آن باشد .

-     شناسنامه اولیه باید در سی سالگی تمام با عكس همان سال صاحب آن تجدید شود صاحب شناسنامه پس از رسیدن به سن سی سالگی یك سال برای تجدیدعكس مهلت دارد .

-     سازمان ثبت احوال كشور مكلف است به مجرد وصول اعلام ترك تابعیت ویا اخراج از تابعیت اشخاص از وزارت امور خارجه ترك تابعیت ویا اخراج از تابعیت را در دفاتر واسناد مربوط منعكس وشناسنامه را معدوم نماید .


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نگاهی به قانون ثبت احوال ودعاوی راجع به شناسنامه 1

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:دوشنبه ششم اردیبهشتماه سال 1389-09:11 قبل از ظهر

شناسنامه برگ هویت هر انسات است ولذا پدر ومادر مكلفند در بدو تولد فرزند نسبت به نامگذاری شایسته واخذ شناسنامه برای فرزند خود اقدام نمایند تا به مولود جدید هویت روشن وشفاف ببخشند . بدیهی است همه خوانندگان این نوشتار دارای شناسنامه بوده واغلب برای فرزندان خود شناسنامه دریافت نموده اند . ولی نظر به اینكه اغلب مشاهده می شود رفع اشكالات شناسنامه ای واحیاناً تغییر سن ونام موضوع مبتلی بهی برای برخی بوده و از طرف دیگر وظایف ادارات ثبت احوال وقانون آن برای اكثر همكاران موضوعی نا آشناست . مطالبی كه در پی خواهد آمد تهیه وتنظیم شده است . ابتداء تاریخچه ای از تدوین قانون ثبت و پیدایش شناسنامه در ایران ذكر شده است . آنگاه وظایف ادارات ثبت احوال بطور مختصر بیان گردیده است و پس از اشاره ای و نگاهی به قانون تخلفات ، جرایم ومجازاتهای مربوط به اسناد سجلی مصوب سال 1370 ، نحوه طرح چند دعوی مربوط به امور سجلی در مراجع قضایی بیان داشته شده است وبا این امید كه مفید فایده باشد .


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :11
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...  
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic