سفیر قانون tag:http://hooghooghi.mihanblog.com 2019-10-20T14:47:50+01:00 mihanblog.com چند اصل در امور کیفری ( 3 و پایانی ) 2016-11-20T19:06:37+01:00 2016-11-20T19:06:37+01:00 tag:http://hooghooghi.mihanblog.com/post/245 جواد مزروعی نوزدهم ــ لزوم انتخاب و احراز عنوان مجرمانه توسط                قاضی : چه شاکی و چه مرجعی که یک واقعه ی کیفری را به دادگاه گزارش می کند فقط وظیفه ی توصیف « عمل مجرمانه » را دارد . بنابراین ، انتخاب « عنوان مجرمانه » بر عهده ی مقام قضایی است . زیرا به موجب قانون تطبیق جرم و عمل ارتکابی متهم با مواد قانونی بر عهد ه ی دادگاه است . نکته : اگر شاکی عنوان خاصی را برای اتهام انتسابی تعیین کند ( مثل

نوزدهم ــ لزوم انتخاب و احراز عنوان مجرمانه توسط

               قاضی :

چه شاکی و چه مرجعی که یک واقعه ی کیفری را به دادگاه گزارش می کند فقط

وظیفه ی توصیف « عمل مجرمانه » را دارد . بنابراین ، انتخاب « عنوان مجرمانه »

بر عهده ی مقام قضایی است . زیرا به موجب قانون تطبیق جرم و عمل ارتکابی

متهم با مواد قانونی بر عهد ه ی دادگاه است .

نکته :

اگر شاکی عنوان خاصی را برای اتهام انتسابی تعیین کند ( مثلاً ، اتهام سرقت ) و

 دادگاه متهم را از این اتهام تبرئه کند ، شاکی نمی تواند همان عمل را با عنوان

جدید ( مثلاً ، کلاهبرداری ) به دادگاه اعلام کند . زیرا اعلام برائت دادگاه بدین

معنی است که هیچ عنوان مجرمانه ی بر آن عمل و اتهام صدق نمی کند .

توجه :

تعیین عنوان جرم توسط شاکی می تواند در تعیین صلاحیت مرجع تجدیدنظر تأثیر

 داشته باشد . مثل اینکه ، شاکی دعوی قتل عمد نماید و دادگاه معتقد به قتل

غیر عمدی باشد

نکته ای دیگر در مورد تعیین عنوان مجرمانه :

ــ اگر شاکی خصوصی ، عنوان خاصی را به دادگاه اعلام کند ولی دادگاه عمل را با

   عنوان مجرمانه ی دیگر تطبیق دهد ، لازم نیست متهم را از جهت عنوان

    انتسابی توسط شاکی تبرئه کند و به عنوانی که خود تشخیص می دهد

    محکوم نماید . 

ــ جرم قتل استثنایی در این موضوع است . به موجب نظریه اداره حقوقی قوه

    قضائیه ؛ [ درصورتی که قتلی واقع شود و اولیاء دم آن را عمد بدانند و مطالبه ی

    قصاص کنند ، اما دادگاه آن را غیر عمد تشخیص دهد ، دادگاه باید قاتل را از

    ارتکاب قتل عمد تبرئه نماید و حکم به  استحقاق دیه ی قتل عمد صادر کند . در

    این صورت اولیاء دم می توانند از حکم برائت از ارتکاب قتل عمد تجدیدنظرخواهی

    و یا مطالبه ی دیه کنند . ]

توجه :

دادگاه از نظر تطبیق عمل با عنوان مجرمانه ، تابع کیفرخواست نیست . اما دادگاه

 کیفری حق ندارد به جرایمی رسیدگی کند که در کیفر خواست نمایده . ( معنی

عبارت اینست که ، دادگاه به جرمی که توصیف شده رسیدگی می کند نه عنوان

 آن . )

نکته :

اگر دو مرجع قضایی در صلاحیت یا در جرم بودن یا نبودن عملی با یکدیگر اختلاف

نمایند مرجع حل اختلاف نمی تواند عنوان مجرمانه را تعیین کند .

بیستم ــ اصل ممنوعیت تشدید مجازات بدوی / یا اصل

              منع اصلاح به ضرر پژوهشخواه :  

ــ به موجب تبصره 3 ماده 22 قانون احیاء دادسراها ، مرجع تجدیدنظرخواهی نمی

  تواند مجازات مقرر در حکم بدوی در جرایم مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده تشدید

   کند . مگر اینکه دادستان یا شاکی خصوصی درخواست تجدیدنظر کرده باشند .

   بدین ترتیب اگر محکوم علیه تقاضای تجدیدنظر کرده باشد ، مجازات تشدید نمی

  شود .  

ــ در ماده ی 258 ق . آ . د . ک هم چونین اشعار داشته ؛ [ دادگاه تجدیدنظ نمی

تواند مجازات

 تعزیری مقرر در حکم بدوی را تشدید نماید مگر در مواردی که مجازات تعزیری مقرر

در حکم بدوی کمتر از حداقل میزانی باشد که قانون مقرر داشته . . . . . ]

نتیجه اینکه ؛ دادگاه تجدیدنظر فقط وقتی می تواند اقدام به تشدید مجازات کند

که مجازات تعیینی در دادگاه بدوی از حداقل مجازات آن جرم کمتر باشد .

بیست و یکم ــ ممنوعیت دادگاه تجدیدنظر از رسیدگی به

                      آنچه مورد اعتراض نیست :

دادگاه تجدیدنظر به موجب قانون فقط نسبت به آنچه مورد تجدید نظرخواهی است

و در مرحله ی نخستین مورد حکم قرار گرفته رسیدگی نماید . بدین ترتیب حق

ندارد به درخواست جدیدی رسیدگی کند یا دادرسی را به اشخاصی که خارج از

دادرسی هستند تسری دهد .

استثنایی برای این قاعده :

 اگر دادگاه تجدیدنظر بی گناهی محکوم علیه را احراز کند ، حکم بدوی را نقض و

رأی مقتضی را صادر کند . هرچند محکوم علیه درخواست تجدیدنظر نکرده باشد .

بنابراین حقوق و آزادیهای متهم این قاعده را وقتی متهم بی گناه باشد ، استثناء

 می کند .

استثنایی دیگر بر این قاعده :

اگر دادگاه تجدیدنظر عنوان مجرمانه ای را که در حکم بدوی بیان شده صحیح

تشخیص ندهد و اتهام را مشمول عنوان مجرمانه ی دیگر بداند ،رأی را نقض ، و بر

اساس نظر خود رأی می دهد . این عمل دادگاه تجدیدنظر از مصادیق اصل

ممنوعیت دادگاه تجدیدنظر از رسیدگی به آنچه مورد حکم نبوده است نمی باشد . 

بیست و دوم ــ اصل وحدت نحوه ی رسیدگی در دادگاه

                       تالی و عالی :

ــ اصول و مقرراتی که در مرحله ی بدوی دادرسی رعایت می شود ( مثل ؛ احضار

   ، جلب ، رسیدگی به دلایل و . . . . ) در مرحله تجدیدنظر هم لازم الاجراست .

توجه :

این اصل در خصوص رسیدگی در دیوانعالی کشور رعایت نمی شود . زیرا رسیدگی

در دیوان عالی شکلی است ولی در دادگاه بدوی و تجدید نظر ماهوی .

بیست و سوم ــ اصل ممنوعیت رسیدگی ماهوی در

دیوان عالی کشور :

نظر به اینکه در اصل 161 قانون اساسی اشعار می دارد که ؛ [ دیوان عالی کشور

به منظور نظارت بر اجرای صحیح قوانین در محاکم و ایجاد وحدت رویه قضایی و

انجام مسئولیت هایی که طبق قانون به آن محول می شود . . . . تشکیل شده

است . ] وظیفه این مرجع قانونی :

           ــ نظارت عالیه بر اجرای قوانین

           ــ و ایجاد وحدت رویه قضایی است .

ضمن اینکه ؛ در ماده 264 ق . آ . د . بیان شده که : رسیدگی در دیوان عالی

کشور شکلی است .

بنابراین ، رسیدگی در دیوان عالی کشور شکلی و حکمی است و از رسیدگی

ماهوی به پرونده منع شده است .

بیست و چهارم ــ اصل توقف ناپذیری اجرای حکم :

به موجب ماده 283 ق . آ . د . ک ؛ عملیات اجرای حکم پس از صدور دادگاه شروع

، و به هیچ وجه متوقف نمی شود . مگر در مواردی که دادگاه صادر کننده حکم در

حدود مقررات ، دستور توقف اجرای حکم را صادر نماید .

توضیح اینکه :

به موجب قانون در مواردی اجرای حکم متوقف می شود مثل ؛ توقف اجرای

 مجازات قتل در مورد زن باردار .

 

                                    *************

 

 

  

]]>
چند اصل در امور حقوقی ( 2 ) 2016-11-20T19:04:40+01:00 2016-11-20T19:04:40+01:00 tag:http://hooghooghi.mihanblog.com/post/244 جواد مزروعی هفتم ــ اصل قانونی بودن : نظر بر اینکه ؛ قواعد و مقررات آیین دادرسی کیفری در معنای عام آن جزء حقوق جزا محسوب می گردد ، تابع اصل قانونی بودن هستند . بدین معنی که ؛ دادگاهها در رسیدگی به جرایم به مقرراتی عمل کنند که قانونگذار وضع کرده است . و لذا حق ندارد خودسرانه تصمیمی بگیرد یا اینکه قاضی بگوید ؛ من صدور قرار تأمین خواسته در دعوای کیفری را جایز نمی دانم . هشتم ــ اصل اعتبار امر مختوم : هرگاه حکم یا قرار نهایی به مرحله ی قطعیت برسد ، اعتبار امر مختومه را دارد

هفتم ــ اصل قانونی بودن :

نظر بر اینکه ؛ قواعد و مقررات آیین دادرسی کیفری در معنای عام آن جزء حقوق

جزا محسوب می گردد ، تابع اصل قانونی بودن هستند . بدین معنی که ؛ دادگاهها

در رسیدگی به جرایم به مقرراتی عمل کنند که قانونگذار وضع کرده است . و لذا

حق ندارد خودسرانه تصمیمی بگیرد یا اینکه قاضی بگوید ؛ من صدور قرار تأمین

خواسته در دعوای کیفری را جایز نمی دانم .

هشتم ــ اصل اعتبار امر مختوم :

هرگاه حکم یا قرار نهایی به مرحله ی قطعیت برسد ، اعتبار امر مختومه را دارد .

بدین معنی که نمی توان دعوای موضوع حکم یا قرار را تعقیب نمود و متهمی را که

یک بار تحت تعقیب قرارگرفته و محکوم یا تبرئه شده است مجدداً تعقیب کرد .

نهم ــ اصل صلاحیت عام دادگاههای عمومی :

اصل بر آنست که دادگاههای عمومی کیفری ، صلاحیت رسیدگی به کلیه ی جرایم

را دارند مگر اینکه قانونگذار رسیدگی به جرم خاصی را از صلاحیت این دادگاهها

خارج کرده باشد .

دهم ــ اصل صلاحیت دادگاه مستقر در محل وقوع جرم :

اصل در صلاحیت دادگاهی است که جرم در آن حوزه قضایی واقع شده . در مواردی

که جرم خارج از حوزه ی قضایی واقع شده ولی در آن حوزه کشف و یا مرتکب در آن

حوزه دستگیر شده باشد و نیز در مواردی که دادگاه محل وقوع جرم صلاحیت

محلی برای رسیدگی نداشته باشد ، دادگاه محل ، تحقیقات مقتضی را بعمل

آورده و پرونده را همراه با متهم ( در صورت دستگیری وی ) به دادگاه صالح ارسال می دارد .

 

یازدهم ــ اصل تبعیت دادسرا از دادگاه در صلاحیت محلی

 

صلاحیت دادسرا ، تابع صلاحیت دادگاهی است که دادسرا در معین آن تشکیل

شده است .

دوازدهم ــ اصل عدم اعتبار تصمیم مراجع غیر صالح :

نظر به اینکه قواعد صلاحیت آمره است و دادگاه یا طرفین دعوا حق ندارند بر خلاف

آن با یکدیگر تراضی کنند . بدین ترتیب اگر جرمی در حوزه ی قضایی تهران رخ دهد

، شاکی و متهم نمی توانند توافق کنند که دادگاه مستقر در حوزه ی قضایی

اصفهان به آن جرم رسیدگی کند ، بر این اساس ، اگر دادگاه کیفری غیر صالح رأی

صادر کند . این رأی فاقد اعتبار بوده و در دیوان عالی کشور نقض خواهد شد .

بنابراین اصل ، تحقیقات مرجع تحقیق غیر صالح معتبر نخواهد بود .

سیزدهم ــ اصل لزوم پذیرش شکایت :

به موجب اصل 34 قانون اساسی ، دادخواهی حق مسلم هر فرد است و هیچ

کس را نمی توان از دادگاهی که به موجب قانون حق مراجعه به آن را دارد منع کرد

این حق مراجعه به دادگاه ، این تکلیف را برای دادگاهها ایجاد می کند که

دادخواهی و شکایت کیفری فرد را بپذیرد . بنابراین دادگاه یا رئیس حوزه ی قضایی

نمی تواند به این بهانه که صلاحیت ندارد یا عمل ارتکابی جرم نیست یا دلیلی در

دست نمی باشد ، از پذیرش شکایت خودداری کند . بلکه باید شکایت را بپذیرد و

حکم یا قرار قانونی را صادر نماید .

 

چهاردهم ــ اصل احضار مقدم بر جلب :

ــ جلب متهم ، نوعی محدود کردن آزادی اوست . و اصل آنست که محدود کردن

   دیگران ممنوع است . بنابراین اصل بر ممنوعیت جلب متهم است .

    از اصول جلب متهم آنست که ؛ قبل از احضار متهم ، نمی توان او را جلب کرد .

ــ بر این اصل استثنایی وجود دارد که در ماده 118 ق . آ . د . ک مذکور است .

پانزدهم ــ اصل علنی بودن محاکمات :

1 ــ به موجب اصل 165 قانون اساسی ؛ محاکمات علنی انجام می شود و حضور

     افراد بلامانع است .

2 ــ علنی بودن محاکم در موارد زیر استثناء شده است :

ــ در محاکم رسیدگی به جرایم اعمال منافی عفت و جرایمی که بر خلاف اخلاق

    حسنه است .

ــ در محاکم رسیدگی به امور خانواده یا دعاوی خصوصی به درخواست طرفین .

ــ در مواردی که علنی بودن محاکم ، مخل امنیت یا احساسات مذهبی باشد .

3 ــ منظور از علنی بودن ، عدم ایجاد مانع جهت حضور افراد در دادگاه است .

4 ــ انتشار جریان دادرسی در رسانه های گروهی قبل از قطعی شدن حکم ، مجاز

     نخواهد بود .

5 ــ حضور اطفال کمتر از 15 سال در دادگاهی که به امر کیفری رسیدگی می کند

      به عنوان تماشاچی ممنوع است .

شانزدهم ــ لزوم اخذ آخرین دفاع از متهم :

ــ به موجب ماده 193 ق . آ . د . ک ؛ دادگاه پس از پایان مذاکرات به عنوان آخرین

   دفاع به متهم یا وکیل او اجازه ی صحبت داده و پس از امضای طرفین رسیدگی را

    ختم می کند .

ــ فلسفه اخذ آخرین دفاع آنست که برای تأمین بیشتر حقوق دفاعی متهم ، به

   وی یادآوری شود که دلایل ابرازی او کامل نبوده و برای آخرین بار به او فرصت

  داده می شود تا چنانچه دلیل یا اظهار جدیدی دارد ابراز نماید .

ــ اخذ آخرین دفاع هم در مرحله ی تحقیقات مقدماتی صورت می گیرد و هم در

   مرحله رسیدگی در دادگاه .

ــ اصل لزوم اخذ آخرین دفاع در چنان مرتبه از اهمیت قرار دارد که برخی از سیستم

  های آیین دادرسی کیفری ، تحقیقات بدون اخذ آخرین دفاع را بی اعتبار دانسته

   در برخی موارد موجبات محکومیت انتظامی قاضی می دانند .

هفدهم ــ لزوم تبعیت دادگاه تالی از دادگاه عالی :

امر دادگاههای عالی در درجه ی بالاتری نسبت به امر دادگاه تالی قرار دارند . لذا

برای دادگاههای تالی لازم الاجراست . بنابراین این دادگاه عمومی از نظر دادگاه

تجدیدنظر استان پیروی می کند و دادگاه تجدیدنظر هم موظف به تبعیت از دیوان

عالی کشور است .

توجه :

 لزوم تبعیت دادگاه تالی از عالی ، نباید سبب خدشه دار شدن استقلال دادگاهها

 شود . لذا دادگاه عالی نمی تواند از نظر ماهوی دستوری به دادگاه تالی بدهد

بلکه دستورات دادگاه عالی منحصر در امور شکلی است .

هیجدهم ــ لزوم صدور رأی و ممنوعیت مفتوح نگه داشتن

                 پرونده

وقتی شکایتی در دادگستری مطرح می شود و به شعبه ای ارجاع می گردد ، آن

شعبه موظف به رسیدگی و صدور رأی مقتضی است . بنابراین دادگاه جز در موارد

استثنایی حق مفتوح نگه داشتن پرونده و عدم تصمیم را ندارد .

]]>
چند اصل در امور کیفری (1 ) 2016-11-20T19:01:42+01:00 2016-11-20T19:01:42+01:00 tag:http://hooghooghi.mihanblog.com/post/243 جواد مزروعی بیان چند اصل یکم ــ اصل مراجعه به آیین دادرسی مدنی در موارد سکوت آیین          دادرسی کیفری پرسش : گاهی آیین دادرسی کیفری بعضی از مقررات لازم را پیش بینی                نکرده است تکلیف قاضی در چونین مواردی چیست ؟ پاسخ : ــ وقتی آیین دادرسی کیفری در موضوعی ساکت است . می توان این موارد را به    قانون آیین دادرسی مدنی ارجاع داد . زیرا قواعد آ

بیان چند اصل

یکم ــ اصل مراجعه به آیین دادرسی مدنی در موارد سکوت آیین

         دادرسی کیفری

پرسش : گاهی آیین دادرسی کیفری بعضی از مقررات لازم را پیش بینی

               نکرده است تکلیف قاضی در چونین مواردی چیست ؟

پاسخ :

ــ وقتی آیین دادرسی کیفری در موضوعی ساکت است . می توان این موارد را به

   قانون آیین دادرسی مدنی ارجاع داد . زیرا قواعد آیین دادرسی مدنی کلیت

  داشته ودر دیگر آیین های دادرسی ( کیفری ــ اداری ) نیز مورد استفاده قرار می

    گیرد . و معمولا ً در صورت فقدان قواعد خاص از قواعد این آیین استفاده نمود .

مثل ؛ قواعد ابلاغ یا رد دادرس یا دفاع خوانده .....

ــ در صورتی می توان به آیین دادرسی مدنی مراجعه کرد که آن ماده قانونی آیین

  دادرسی کلی بوده و اختصاص به آیین دادرسی مدنی نداشته باشد .  مثلاً،

  ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی قید سوگند را برای برائت خوانده لازم می

  داند . در حالیکه در بند الف ماده 177قانون آیین دادرسی کیفری مقرر داشته ؛

   [چنانچه اتهامی متوجه متهم نبوده یا عمل انتسابی به وی جرم نباشد ، دادگاه

  اقدام به صدور رأی برائت ویا قرار منع تعقیب می نماید ] وقیدی برای برائت ذکر

  نکرده است . در حالیکه در آیین دادرسی مدنی قید سوگند برای برائت خوانده

   لازم است . بدین ترتیب ؛ نمی توان ماده 197 ق . آ . د . ک را که مخصوص این

   آیین است به آ . د . ک تسری داد .

دوم ــ اصل برائت و کاربرد آن در آیین دادرسی کیفری :

ــ اصل 37 قانون اساسی مقرر داشته ؛ [ اصل برائت است و هیچ کس از نظر قانون

    مجرم شناخته نمی شود ، مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد . ]

الف ــ در ماده ی 177 ق . آ . د . ک : در بند الف از ماده ی 177 ق . آ . د . ک

        چونین اشعار می دارد [ چنانچه اتهامی متوجه متهم نبوده ویا عمل انتسابی

        به وی جرم نباشد ، دادگاه اقدام به صدور رأی برائت ویا قرار منع تعقیب می

        نماید . ] این بند با توجه به اصل برائت تنظیم شده است . بدین معنی که ؛

        چون به لحاظ قانونی دلیلی بر مجرمیت وجود ندارد ، باید رأی بر برائت متهم

       صادر کرد .

ب ــ حق سکوت ، یکی از آثار اصل برائت

یکی از آثار اصل برائت ، حق سکوت متهم است . در ماده ی 129 ق . آ . د . ک

مقرر می دارد؛ [ چنانچه متهم از دادن پاسخ امتناع نماید ، امتناع او در صورت

مجلس قید می شود . ]

مفهوم این ماده ی قانونی که بیان اثر اصل برائت است ، آنست که ؛ متهم اجباری

به سخن گفتن ندارد و این سکوت او دلیلی بر مجرم بودن او نیست .

ج ــ رفع بار اثبات بی گناهی متهم

در هیچ یک از موارد آیین دادرسی کیفری پیش بینی نشده که متهم تکلیف داشته

باشد دلیلی بر بی گناهی خود ارائه دهد . تکلیف اثبات جرم بر عهده ی دادستان

ویا شاکی خصوصی است و متهم را نمی توان موظف به ارائه دلیل مبنی بر بی

گناهی خود نمود . برداشتن بار اثبات بی گناهی از دوش متهم یکی دیگر از اثرات

اصل برائت است .

 

د ــ تفهیم اتهام از دیگر آثار اصل برائت

در ماده 129 ق . آ . د . ک مقرر داشته ؛ [ پس از سوال پیرامون هویت و مشخصات

متهم ، بلافاصله باید به او تفهیم اتهام گردد . ] مفهوم تفهیم اتهام آنست که بنابر

اصل برائت ، شخص بی گناه است و اکنون اتهامی بر او وارد شده که در صورت

اثبات مجرم می شود .

توجه :

آیین دادرسی کیفری از قوانین شکلی است در مقابل قوانین جزایی که از قوانین

ماهوی هستند .

سوم ــ اصل عطف به ماسبق نشدن قانون آیین

           دادرسی کیفری :

ــ در اصل 169 قانون اساسی می خوانیم ؛ [ هیچ فعل یا ترک فعلی به استناد

   قانونی که بعد از آن وضع شده است ، جرم محسوب نمی شود . ] مفهوم این

   اصل آنست که ؛ قانون عطف به ماسبق نمی شود .

ــ و نیز در ماده 11 قانون مجازات اسلامی ( قدیم ) اشعار می دارد ؛ [ در مقررات و

   نظامات دولتی ، مجازات و اقدامات تأمینی و تربیتی باید به موجب قانونی باشد

   که قبل از وقوع جرم مقرر شده باشد و هیچ فعل یا ترک فعلی را نمی توان به

  عنوان جرم به موجب قانون متأخر مجازات نمود . ] مفهوم این ماده قانونی نیز

  دلالت بر عطف به ماسبق نشدن قوانین دارد .

ــ ولی باید توجه داشت که هم اصل 169 قانون اساسی و ماده ی 11 قانون

   مجازات اسلامی ناظر به قوانین ماهوی هستند . بدین معنی که قوانین ماهوی

   عطف به ماسبق نمی شوند .

ــ قانون آیین دادرسی کیفری ، از جمله قوانین شکلی است . قوانین شکلی عطف

   به ماسبق می شوند .

علت عطف به ماسبق شدن قانون آیین دادرسی کیفری :

ــ فرض بر این است که قوانین شکلی جدید ( که آیین دادرسی کیفری از آن جمله

     است . ) برای اجرای عدالت و تأمین منافع جامعه و متهم مناسب تر از قانون

     سابق است .

ــ از طرفی گرچه جرم در زمان قبل از تصویب قانون لاحق رخ داده است . اما فرض

   برآن است که هنوز نسبت به آن ( جرم ) تصمیم گرفته نشده و لذا تصمیم گیری

   باید بر اساس قانون لاحق باشد . پس این قانون عطف به ماسبق می شود .

 

مواردی که قانون آیین دادرسی کیفری عطف به ماسبق نمی شود :

1 ــ وقتی تکلیفی به موجب قانون آ . د . ک ، بر یکی از اصحاب دعوا تحمیل گردد .

2 ــ جایی که قانون لاحق ، مخالف حقوق مکتسبه باشد . ( مثل ؛ حق

     تجدیدنظرخواهی )

3 ــ وقتی قانون جدید صلاحیت دادگاه را تغییر دهد . زیرا ، دادگاهی که قبلاً شروع

     به رسیدگی نموده است کما کان صلاحیت به رسیدگی دارد .

4 ــ در مورد اعتراض و پژوهش و فرجامخواهی از آراء ، چون به قانون حاکم در زمان

     صدور رأی عمل می شود . قانون جدید آیین دادرسی در این خصوص عطف به

      ماسبق نمی شود .

رویه قضایی در عطف به ماسبق شدن آیین دادرسی کیفری :

چون قوانین مربوط به آیین دادرسی کیفری از قوانین شکلی است . در رسیدگی به

 جرایم باید طبق مقررات زمان اجرا و حکومت آن قانون اقدام نمود ولو تاریخ وقوع

 جرم قبل از تصویب و اجرای آن باشد .        

چهارم ــ اصل عمومی بودن جرم :

اصل آنست که تمام جرایم دارای جنبه ی عمومی باشند و اینکه برخی از جرایم

به عنوان جرم خصوصی یا قابل گذشت تلقی می شود ، بدین معنی است که

قانون گذار جنبه ی خصوصی جرم را بر جنبه ی عمومی آن ترجیح داده است . بدین

ترتیب جرایمی که جنبه ی خصوصی دارند باید بصورت خاص و مشخص در قانون

بدان تصریح شده باشد . ( مثل ؛ جرایم مندرج در ماده ی 727قانون مجازات

اسلامی ( قدیم )  ) . حیثیت عمومی جرم همیشه وجود دارد . بدون حیثیت

عمومی ، جرم قابل تصور نیست . برخی از جرایم مثل ؛ ولگردی ، تکدی گری و

حمل سلاح غیر مجاز ، فاقد حیثیت خصوصی جرم بوده و کاملاً جنبه ی عمومی

دارند .

پنجم ــ اصل استثنایی بودن جرم خصوصی :

اصل آنست که آیین دادرسی کیفری اختصاص به رسیدگی به جنبه ی عمومی

جرم و مجازات مجرم دارد . بنابراین رسیدگی به دعاوی مدنی در ضمن دادرسی

کیفری ( مثل ؛ دعوی مطالبه ی ضرر و زیان ناشی از جرم ) یک استثناء که باید به

صورت محدود مورد رسیدگی قرار گیرد .

ششم ــ اصل تبعیت دعوای خصوصی از دعوای عمومی

دعوای خصوصی تابع دعوای عمومی است . و محکومیت مدنی به تبع محکومیت

کیفری صورت می گیرد . بدین ترتیب در صورت مجرمیت مرتکب ، محکومیت مدنی

را هم به دنبال خواهد داشت و در صورت تبرئه متهم ، وی محکوم به جبران ضرر و

زیان وارده به منجی علیه نخواهد شد .

 

]]>
آیین نگارش حقوقی و فن دفاع ( 27) بخش پایانی 2016-04-11T00:30:22+01:00 2016-04-11T00:30:22+01:00 tag:http://hooghooghi.mihanblog.com/post/240 جواد مزروعی چهارم ـ اثبات دعوی یا نتیجه دفاع : اثبات دعوی عبارت است از ؛ ـ رد دعوی و دلایل طرف مقابل ـ اثبات ادعای خویش با ارائه ی توضیحات و دلایل ارسطو می گوید ؛ اثبات موضوع دو مرحله دارد ؛ ـ یكی منفی ؛ كه همان رد كردن دلایل طرف مقابل است . ـ دوم مثبت ؛ كه ثبوت ادعای خویش می باشد .   مرحله ی اول ـ رد دلایل طرف مقابل : 1 ـ تخریب مبانی استدلالی طرف دعوی : یقیناً طرف مقابل برای اثبات دعوی خود دژی از استدلالها ساخته است . وكیل در این مرحله از

چهارم ـ اثبات دعوی یا نتیجه دفاع :

اثبات دعوی عبارت است از ؛

ـ رد دعوی و دلایل طرف مقابل

ـ اثبات ادعای خویش با ارائه ی توضیحات و دلایل

ارسطو می گوید ؛ اثبات موضوع دو مرحله دارد ؛

ـ یكی منفی ؛ كه همان رد كردن دلایل طرف مقابل است .

ـ دوم مثبت ؛ كه ثبوت ادعای خویش می باشد .

 

مرحله ی اول ـ رد دلایل طرف مقابل :

1 ـ تخریب مبانی استدلالی طرف دعوی :

یقیناً طرف مقابل برای اثبات دعوی خود دژی از استدلالها ساخته است . وكیل در این مرحله

از دفاع بایستی ابتدا در این دژ استدلال طرف با یافتن نقاط ضعف و نقص و اشتباه نفوذ كرده ،

آن را متلاشی سازد . و بدین ترتیب ذهن قاضی را نسبت به استدلالهای طرف مقابل

مشوش و عقیده ی او را نسبت به دعوی و اظهارات طرف زایل نماید . و شك و تردید قاضی را

جای نشین قطع و یقین او سازد . به محض ایجاد این تردید ، بایستی توجه ی قاضی را به

موضوع و ادعای جدید خود جلب نماید . یعنی به محض تخریب استدلال ، فكر و استدلال خود

را جایگزین نماید . در حقیقت وكیل در این مرحله بایستی عیب جو و منتقد طرف مقابل باشد

2 ـ لحن دفاع در رد استدلال طرف مقابل :

اكنون كه موجبات تزلزل استدلال طرف مقابل فراهم شده ، وكیل باید با لحن تند و شدید و با

حركات و حرارت ، حریف را مورد حمله قرار دهد . ولی اگر طبع دعوی و دادرس به گونه ای

است كه مخالف شدت و تندی است . جمله و بیان خود را نرم و شیرین و ظریف نماید . چه

اینكه تندی در همه ی مواقع كار ساز نیست . توجه داشته باشیم كه در رد دعوی ، از

بكارگیری جملات موهن و نیش دار خودداری كنیم . و این گونه جملات و كلمات كه ممكن

است جنبه توهین هم به خود بگیرد را هرگز علیه همكار وكیل خود بكار نبرید و تلاش نمائید

كه حرمت و شخصیت او محفوظ و محترم باقی بماند .

حتی از بكارگیری كلمات و جملات نیش دار علیه مدعی طرف مقابل هم اجتناب نمایید .

بنابراین لحن دفاع بایستی با توجه به روحیه قاضی و وضعیت دعوی اتخاذ شود و در هر حال

از توهین و خشونت اجتناب نمایید .

 

مرحله دوم ـ اثبات ادعای موكل :

پس از اینكه بی اساسی و غیر مستدل بودن دعوی طرف مقابل به دادگاه نشان داده شد ،

اكنون نوبت آنست كه حقانیت موكل خود را به اثبات برساند .

برای این كار می توان از دو روش ؛ بكارگیری نیروی منطق و توسل به احساسات و

 عواطف قاضی توأمان استفاده كرد . . زیرا ذهن شخص را می توان از دو طریق روشن

ساخت ؛ یكی از راه نفوذ در قلب و احساس او و دیگر ، بكارگیری فكر و عقل و نیروی منطق .

وكیل می تواند هر یك از این دو شیوه را متناسب با طبع دادگاه و دادرس بكارگیرد . یعنی از

طرفی عواطف و احساسات دادرس را در جهت حقانیت موكل خود برانگیزد و از جانب دیگر با

استدلال عقلی و شیوه ی منطقی عقل دادرس را تحت تأثیر گفته ها و استدلالهای خود قرار

دهد . لازمه و مقدمه ی موفقیت در این مرحله از دفاع داشتن ؛

ـ قدرت تفكر و تخیل ؛ تا به سهولت بتواند استدلال های جدید كشف و ارائه كند .

ـ فكر منطقی ؛ بدین معنی كه در مرحله ی نهایی دفاع از طرق مختلف علمی و منطقی

مثل ؛ قیاس ، استقراء و . . . . . استفاده كند . و شیوه دفاع را تنظیم و سروسامان دهد .

ـ سرعت انتقال ؛ در تطبیق موضوع دعوی با مواد و مقررات قانونی .

 

                                  *************

 

 

 

 

 

دفـــــاع در دعــــاوی جـــــــزایی :

همانگونه كه در محاكم حقوقی در مقام دفاع ؛ قدرت استدلال و منطق لازمه ی دفاع است ،

در محاكم جزایی ؛ قدرت سخنوری و نفوذ كلام و سلطه و اقتدار .

در محاكم جزایی ، بیان دفاع باید ؛ روشن ، صریح ، مختصر و فشرده باشد . لحن و آهنگ

متناسب با موضوع اتهام بوده و نباید میزان توضیحات از مورد لزوم و مقتضای اتهام تجاوز كند .

دفاع در محاكم جزایی هم از چهار اركان ؛ مقدمه / و جریان واقعه / و بحث و استدلال / و

نتیجه تشكیل می شود . لیكن ، لحن دفاع با آنچه در دفاع حقوقی مطرح است تفاوت دارد .

 

مقدمات دفاع جزایی :

1 ـ حضور فعال وكیل در تمام مراحل تحقیق

2 ـ مطالعه ی دقیق پرونده اعم از ؛ صورتجلسه بازجویی ها و شهادت شهود و

یادداشت   برداری نكات حساس .

3 ـ مصاحبه با موكل ( متهم ) و تحقیق از حوادثه و مورد اتهامی .

  1. ـ آماده سازی دلایل و مدارك ثابت كننده ی بی گناهی موكلش .

5ـ پیش بینی دلایل و مداركی كه ممكن است در دادگاه علیه موكلش

بكارگرفته شود و آماده   كردن خود برای رد آن دلایل و مستندات .

6 ـ تنظیم طرح و نقشه دفاع در فكر و اندیشه خود برای جلسه رسیدگی .

 

وكیل در جلسه رسیدگی دعوای جزایی :

1 ـ تعقیب جریان رسیدگی با كمال دقت و هوشیاری

2 ـ یادداشت برداری از سوالاتی كه قاضی از متهم می كند و جوابهای متهم .

3 ـ توجه دقیق به اظهارات شهود و در صورت لزوم یادداشت برداری .

4 ـ تعمق در دفاع نماینده دادستان از كیفر خواست .

توجه :

گاهی ممكن است آنچه را كه نماینده دادستان در مقام دفاع از كیفر خواست می

گوید و یا آنچه را كه شاكی ابراز می كند با محتویات پرونده به وضوح اختلاف داشته و در تضاد

باشد . در چونین حالتی می توان مورد را یادداشت و در دفاع با كمال نرمش این اشتباه را

متذكر شد . ولی شایسته تر آنست كه وكیل ، بی درنگ با لحن اعتراض آمیز و با صدای رسا

در همان لحظه ی وقوع گزارش خلاف سخن نماینده دادستان و یا شاكی را قطع و با شدت

آن اشتباه و كذب گفتاری را آشكار كند . و تلاش كند در بزنگاه احساسات قاضی و یا هیأت

منصفه ( در صورت حضور ) را بر انگیزد . و اگر مواجه با اعتراض نماینده دادستان و شاكی شد

پرشور و هیجان به اعتراض پاسخ دهد و تلاش كند احساس نفرت قضاوت و مستمعین را علیه

آندو تحریك كند . خلاصه اینكه صحنه ای پر جنجال و پر هیجان به وجود آورد . آنچه نباید از نظر

دور داشت اینست كه استفاده از روش تعرض و شدت به ندرت و در موارد استثنایی بكار

گرفته شود . زیرا نبایست تكرار این تعرضها موجب عصبانیت دادگاه و حضار را فراهم آورد .

تسلط بر اعصاب و حفظ خونسردی در عین جسارت و حرارت لازمه ی این گونه دفاع است .

 

دفـــــــاع اصلـــی :

دفاع در دادگاه كیفری به صورت بالبداهه صورت میگیرد . زیرا ؛

اولاً : محیط و مسیر دادگاه و رسیدگی دائماً در حال تغییر است .

دوماً : دفاع اغلب عكس العمل سئوالات و روحیات قضاوت است . لذا وكیل لازم است مطابق

 با پرسش ها و تغییر روحیات قضاوت ، بالبداهه دفاع خود را تغییر و از سرگیرد .

ـ وكیل ابتدا جریان وقوع حادثه را با مهارت تشریح می كند و علل ارتكاب جنایت را بر می

شمارد .

ـ توضیح دهد كه ؛ چرا متهم مرتكب چنین عملی شده است / تحت تأثیر چه حادثه ای قرار

گرفته كه مرتكب این عمل شده / چه محركی او را بدین عمل وا داشته است / چگونه شده

كه تصمیم به ارتكاب جرم گرفته است / امتناع از عمل ارتكابی چه عواقب و آثاری می

توانست داشته باشد . و . . . . . .

ـ در ضمن بیان ماوقع ، می توان بحث دفاع را هم با دلایل و مستندات دقیق آغاز كرد . و با

استفاده از محتوای پرونده و نكات حساسی كه یادداشت كرده است بی اساسی دعوی

شاكی و كیفر خواست را اثبات نماید .

ـ نكته دیگر در دفاع ، استفاده از تعابیر و تفسیر سخنان شهود در جهت نفع موكل می باشد .

و یا با جرح شهود از ارزش اظهارات آنان بكاهد و نیز با تطبیق گفته های آنان با اظهارات قبلی

خودشان و یا اظهارات دیگر شهود و یا محتویات پرونده ، تناقض گویی شهود را اثبات و اظهارات

آنان راكم ارزش و بلا اثر كند .

ـ وكیل در تمام مدت جلسه رسیدگی دقت كافی را مبذول دارد كه كلیه مقررات آیین دادرسی

كیفری كاملاً توسط دادگاه رعایت شود و اگر خطایی صورت گرفت فوراً تذكر دهد و مطالبه ی

سند نماید تا در مراحل بعدی رسیدگی ( تجدید نظر خواهی ) از این عدم رعایت تشریفات

رسیدگی به نفع موكل خود استفاده نماید .

ـ طریقه متقاعد كردن قضاوت در مرحله اول استفاده از استدلالهای منطقی است در جهت

واهی نشان دادن اتهام و یا اثبات پوچی آن . ولی گاه در پرونده ای وقوع جرم مسلم و آشكار

است كه جای انكار و استدلال مبنی بر رد آن باقی نمی گذارد . در این صورت ، وكیل بایستی

با تشریح و توصیف محیط ناسالمی كه متهم در آن زندگی می كند و بیان موجباتی كه وقوع

جرم را اجتناب ناپذیر جلوه دهد . هر قدر كه ممكن است در احساسات و روح و قلب قضاوت

رسوخ و عواطف آنان را به نفع موكل خود بر انگیزد .

ـ وقتی وكیل قصد برانگیختن عواطف قضاوت را دارد بایستی از ابزار فصاحت و بلاغت و شور و

حرارت در سخن استفاده نماید . آهنگ صدای خود را متناسب با موضوع تغییر داده و پرطنین

كند . و تلاش كند كلمات و عباراتی بیابد كه از دل برخاسته باشد تا لاجرم بردل نشیند . و

مستقیماً بر روی عواطف شنوگان اثر گذارد . در دفاع گاهی لازم است سكوتی كوتاه كرد تا

قاضی فرصت یابد در محل وقوع حادثه سیر كند و گاهی چنان عبارت را به سرعت بیان كند

كه قاضی شنونده مجال نقد و اشكال گیری در دفاع وكیل نیابد .

و در آخر صداقت و راستی در گفتار را فراموش نكنیم تا بدین وسیله بتوانیم اعتماد و اعتقاد

قضاوت را نسبت به خود جلب كنیم .

در اینجا سخن را در فن دفاع به پایان می بریم . و تنها به ذكر این نكته می پدازیم كه ؛ آنچه

بیان شد ، دستمایه ای است برای شروع دفاع كه صد البته باید به تجربه كامل گردد و خود

تجربه ای و دستورالعمل جدیدی شود برای دیگران .

 

                                                                                           موفق و پیروز باشید

]]>
آیین نگارش حقوقی و فن دفاع ( 26 ) 2016-04-11T00:28:19+01:00 2016-04-11T00:28:19+01:00 tag:http://hooghooghi.mihanblog.com/post/239 جواد مزروعی مرحله دوم ـ علاقمند ساختن قاضی به منظور آماده كردن دادگاه برای توجه به استدلالها و مستندات دعوی : شیوه به این صورت است : 1 ـ رعایت اختصار در بیان مطالب : باید دانست كه یك دفاع فشرده و مختصر بیشتر در روح و فكر قاضی اثر می گذارد و توجه و علاقه ی او را بیشتر جلب می كند . فراموش نكنیم هرچه عبارات كوتاهتر باشد ، بیشتر در حافظه ی قاضی باقی می ماند . توجه : رعایت اختصار و مختصر گویی بدین معنا نیست كه از سر و ته مطالب بزنیم و عباراتی ابتر و مبهم تحویل قا

مرحله دوم ـ

علاقمند ساختن قاضی به منظور آماده كردن دادگاه برای توجه به استدلالها و

مستندات دعوی : شیوه به این صورت است :

1 ـ رعایت اختصار در بیان مطالب : باید دانست كه یك دفاع فشرده و مختصر بیشتر در

روح و فكر قاضی اثر می گذارد و توجه و علاقه ی او را بیشتر جلب می كند . فراموش نكنیم

هرچه عبارات كوتاهتر باشد ، بیشتر در حافظه ی قاضی باقی می ماند .

توجه :

رعایت اختصار و مختصر گویی بدین معنا نیست كه از سر و ته مطالب بزنیم و عباراتی

ابتر و مبهم تحویل قاضی دهیم . بلكه بایستی به پیچیدگی دعوی توجه داشت و اگر پرونده از

پیچیدگی برخوردار است اختصار جایز نیست بلكه به عكس بایستی توضیحات به حد كافی و

وافی طرح گردد زیادگویی وقتی ملال آور است كه در آن تكرارهای بلاوجه و توضیح واضحات

باشد . فراموش نكنیم اختصار در مكانی كه نیاز به توضیح كافی است نشانگر سطحی بودن

دفاع است .

چگونه مختصر بگوییم :

1 ـ زدودن حشو و زائدی كه موجب تطویل كلام می شود .

2 ـ پرهیز از بیهوده گویی . فیثاغورث گفته ؛ ارزش یك سخن بیهوده به مراتب كمتر از

سكوت و خاموشی است .

3 ـ پرهیز از تكرار كلام . ( جز در مواردی كه بخواهیم توجه دادرس را به نكته ای جلب كنیم . )

4 ـ پرهیز از تكرار طوطی وار جملات دیگران این عمل موجب ابتذال كلام و چه بسا موجب

خشم دادرس شود .

5 ـ عدم خروج از موضوع و فقط بحث نمودن پیرامون موضوع دعوی . ( گاهی خروج از موضوع

برای تغییر جو دادگاه شایسته است . ولی بایستی این خروج از بحث اصلی با مهارت و دقت

صورت گیرد تا موجب منحرف شدن ذهن دادرس از اصل موضوع نگردد . )

6 ـ توجه به عكس العمل دادرس . به محض اینكه متوجه شدید منظور شما را در آن بخش و

   یا در آن دفاع متوجه شده به بحث خود پایان دهید . و گر چه دلیل مفید دیگر باقی مانده

   باشداز بیان آن صرفنظر كنید .

 

7 ـ وقتی دادگاه به علت پیچیده و مبهم بودن موضوع انتظار توضیح بیشتری را دارد . بر

مختصرگویی خود اصرار نورزید بلكه با بیان عباراتی همچون ؛ [ شاید ضرورتی نداشته باشد

كه به عرض دادگاه برسانم كه . . . . . ] و یا ؛ [ از اینكه دادگاه محترم با كمال حوصله و دقت

توضیحات مرا استماع فرمودند ضمن تشكر و پوزش از تطویل كلام تلاش می كنم مختصر تر

 پیرامون مطلب بحث نمایم . . . . . ] و یا ؛ [ قبل از ختم دفاع اجازه می خواهم تنها یك مطلب

 را به عرض دادگاه برسانم و آن اینكه . . . . . ] توضیحات مورد لزوم خود را بیان دارد .

2 ـ دفاع پر شور و زنده و پر حرارت :

وكیل در محضر دادگاه و در مقام دفاع ( خصوصاً در دعاوی جزایی ) بایستی منعكس كننده ی

احساسات و عواطف موكل خود باشد . لذا بیاناتش علاوه بر منطبق بودن با واقعیت ، لازم

است پرشور و حرارت باشد تا بهتر حقیقت زندگی و دعوی را مهم سازد .

چگونه پرشور دفاع كنیم :

ـ سخن گفتن با حركت دست و جنبش و به هنگام آهنگ صدا را فرود و فراز كردن .

 ـ گاهی سئوال و جواب دو طرف دعوی را منعكس نمایید و در بیان، تلاش نمایید حالت و

روحیه ی گوینده را عیناً تقلید و توصیف كنید .

 ـ در موقع دفاع ، به بیانات خود جنبه ی سئوال و تعجب بدهید . مثلاً ، به جای آنكه بطور

عادی بگوید ؛ [ اگر متهم بی گناه بود در مقابل چونین حادثه ای فلان عكس العمل را داشت .

. . . . . ] بگوید : [ یك مرد شرافتمند و بی گناه ، در برخورد با چونین حادثه ی تأثر انگیزی چه

عكس العملی از خود نشان می داد ؟ مسلماً به سختی و با شدت اعتراض می كرد . حال

باید دید متهم چه كرده ؟ این شخص حتی كوچكترین عكس العملی كه رفع شبهه و سوءظن

از او بكند از خود نشان نداده است و این خود یك نوع اقرار ضمنی به ارتكاب عمل است . ]

3 ـ تنوع در طرز دفاع و آهنگ صدا :

قاعده ی دیگر برای جلب توجه ی دادرس ، متناسب با موقع و وضع دادگاه طرز دفاع و آهنگ

صدای خود را تغییر دهید و همواره از یكنواختی در صدا و شیوه ی بیان پرهیز نمایید . در این

خصوص لازم است نكات ذیل مورد توجه قرار گیرد ؛

ـ دادگاه حقوقی است یا جنایی

ـ سالن دادگاه وسیع و مجلل است یا در مكانی كوچك و ساده

ـ دفاع در دادگاه بدوی است یا استیناف

ـ در مقابل قضاوت / داوران / تماشاچیان سخن می گویید یا در دادگاهی خلوت و آرام

ـ در تمام مدت دفاع ، با در نظر گرفتن عكس العمل ؛ قضاوت ، تماشاچیان ، مستمعین و

وضعیت دادگاه ، با تمام دقت در آهنگ صدا و طرز ادای كلمات و حركات وژست های خود تغییر

و تنوع را رعایت كنیم . اگر لازم است قصه پردازی كنیم و آرام و بذله گو باشیم به اقتضاء

كلمات و جملات مهیج و گزنده بكار بریم و حالتی تهاجمی و جدی داشته باشیم . گاهی تند

و مشوش و پرطنین / و زمانی تمسخرآمیز و آرام و آهسته سخن بگوئیم . طرز بیان جملات

گاهی سرزنش آمیز و خشم برانگیز و زمانی ترحم برانگیز .

4 ـ شوخی و بذله گویی در موقع دفاع :

بذله گویی را اینگونه تعریف كرده اند كه عبارتست از ؛ بیان یك مطلب جدی بصورت ساده و

سبك و شوخی و مزاج .

گاهی لازم است برای خارج كردن حالت خشك و خسته كننده ی دادگاه ، وكیل در دفاع با

گفتن جمله ای نشاط برانگیز و یا لطیفه ای كوتاه و سرور و روح تازه ای به دادرس و

مستعمین ببخشد . زیرا دفاع هر قدر منطقی و جالب و مستدل باشد ، باز موجب ملال و

خستگی شنونده می شود .

تذكر :

مراقبت كنید این شوخی و بذله گویی به ابتذال نكشد و مقام وكیل را سبك سرجلوه

ندهد . بلكه هدف ایجاد نشاط در جلسه باشد تا مستمعین را به شنیدن دفاعیات خود علاقه

مند سازید .

5 ـ مانور در هنگام دفاع :

به هنگام دفاع با موقع شناسی و تسلط بر گفتار و رفتار و زیر نظر داشتن موقعیت دادگاه و

روحیه دادرسان مرتب هم چون سرداری در میدان مبارزه ، جایی كه لازم است ؛ پرشور باشید

و پرحرارت / گاهی به مخالفت برخیزید و گه نرمش و سازش پیشه كنید . / گاه تهاجم و حمله

كنید و گاه عقب نشینید . / گاه چهره ای خشن به خود بگیرید و گاه مهربان و بذله گو باشید .

/ و در آخر آنجا كه لازم است آرام شوید و سكوت پیشه كنید . / هر حركتی كه می كنید و یا

سخنی كه می گویید ، عكس العمل مستمعین را بررسی نمایید و تأثیر و یا بی توجهی آنان

را برای شیوه ی تداوم دفاع در نظر بگیرید .

6 ـ پرورانیدن موضوع :

منظور از پرورانیدن موضوع ، آمیختن دفاع ( در پرونده های پیچیده ) به مباحث ؛ كلی فلسفی

علمی ، اجتماعی و یا اخلاقی . مثل ؛ بحث از اصل نسبی بودن مالكیت ، تأثیر مالكیت در

روابط اجتماعی ، اصول تجاری در روابط مدنی ، تأثیر تحولات اجتماعی در تمایلات و مالكیت

های فردی . این عمل باعث آن می شود كه قاضی نیز در صدور رأی ، دادنامه را سرسری

تنظیم نكند . بلكه تلاش كند استدلالهایش بر اساس اصول و مبانی و قواعد علمی و فلسفی

استوار باشد .

بازهم توجه :

بیان این نوع مطالب در جای جای دفاع ، شائبه ی فضل فروشی و وعظ و اندرزگویی ایجاد

نكند . بلكه این مطالب بایستی جنبه ی ؛ تلقین و نقل قول و پیشنهاد داشته باشد .

 

مرحله سوم ـ متقاعد كردن دادگاه ( هدف غایی دفاع ) :

هدف نهایی از یك دفاع ، متقاعد كردن قاضی بر ذی حق بودن موكل و هم عقیده كردن با

استدلالها و مستنداتی است كه در دفاع كتبی و شفاهی ارائه شده است . و در دو مرحله

قبلی ، تلاش نموده تا به روشنی دعوی خود و شرح ماوقع را بیان كند و دادگاه را آماده سازد

تا به استدلالهای او در این مرحله گوش فرا دهد و آنها را بپذیرد .

شیوه ی متقاعد كردن دادگاه خود به بخشهای ذیل تقسیم می شود :

یكم ـ طرح ریزی دفاع

دوم ـ طرز بیان

سوم ـ وحدت و هماهنگی در دفاع

چهارم ـ اثبات دعوی

یكم : طرح ریزی دفاع

وكیل در این مرحله كه قبلاًاقدامات آماده سازی دادگاه را فراهم كرده ، برای شروع این

مرحله كه طرح مستندات و استدلالهاست ، بایستی شیوه ی دفاع در این مرحله را طرح

ریزی كرده باشد . و صحیح نیست در بیان هر استدلال ، از همان ابتدای دفاع ، مقصود و هدف

اصلی خود را بیان كند . و به دنبال این نباشد كه نظر خود را بر دادگاه تحمیل كند ؛ زیرا حس

احتجاج و ستیزه جویی و اعتراض قاضی را بر می انگیزد ، بلكه با تلقین استدلال ، فكر قاضی

را به سمت شیوه ی طراحی شده برای دفاع هدایت كند . در حقیقت در این مرحله ، وكیل

راههای مختلف استدلال و نتیجه گیری از موضوع را به قاضی یادآور می شود . در این طرح

ریزی ، جایی برای سوالهایی خالی بگذارد . این سوالات بایستی در كمال هوشیاری و دقت و

مهارت طرح ریزی شده باشد بطوریكه دادگاه را برای پذیرفتن استدلال ها و در نهایت قبول

 هدف و مقصود اصلی آماده سازد .

دوم ـ طرز بیان استدلال :

ظریفی ،وكلای دادگستری را در دفاع به دو دسته تقسیم كرده است :

ـ مرعوب كنندگان : آنانی كه به نیروی استدلال قوی و منطقی و لحن خشن و جدی و

جملات گزنده و كوبنده سعی در مغلوب كردن طرف مقابل دارند . 

ـ مجذوب كنندگان : آنانی كه با فصاحت بیان و رقت كلام و ظرافت در سخن و نرمش و نكته

سنجی سعی در مجذوب و متقاعدكردن طرف مقابل دارند .

از هر یك از این دو دسته باشید ناچار از ؛

ـ صداقت در كلام

ـ بیان ساده و اطمینان بخش در دفاع هستید .

یكی از معروفترین قضات فرانسوی در كتابی خطاب به وكلا می گوید ؛ [ من رمز كارم را در

اختیار شما می گذارم ، آنچه بیشتر مرا متقاعد می سازد ؛ لحن آرام و ساده و بی

پیرایه و لیاقت و صداقت و شرافت وكیلی است كه با ایمان به حقانیت خواسته ی

موكلش و فقط یه استناد دلایل و مدارك موجود در پرونده دفاع می كند . ]

كلید واژگان این توصیه ی قاضی فرانسوی كه در حقیقت دستوالعمل دفاع برای متقاعد كردن

قاضی است در موارد ذیل خلاصه می شود :

ـ لحن آرام و ساده و بی پیرایه وكیل

ـ لیاقت وكیل ( شایستگی علمی او )

ـ صداقت در گفتار ( پرهیز از فریب دادن قاضی )

ـ شرافت ( كه عامل راستی و بزرگ منشی وكیل است . )

ـ ایمان داشتن وكیل به حقانیت موكل

ـ دفاع فقط بر اساس مستندات و دلایل موجود باشد .

 

در طرز بیان دفاعیه سه عنصر اصلی وجود دارد ؛

1 ـ ایمان و اعتقاد : بدین معنی كه وكیل بایستی به حقانیت آنچه كه در مقام دفاع می

گوید ایمان داشته باشد . و سفارش شده ؛ هرگز وكالت و دفاع از موضوعی را كه خود ایمانی

به حقانیت آن ندارید نپذیرید . زیرا در این صورت قادر نخواهید بود دادرس را به گفته های خود

متقاعد كنید . آنچه در این بخش افزودنی است اینكه ؛ كافی نیست كه وكیل به گفته و

دعوی خود ایمان و عقیده داشته باشد ، بلكه باید با كمال علاقه مایل باشد این ایمان و

اعتقاد بر گفته هایش را در روح و فكر دادرس دادگاه نیز بوجود آورد . مكمل این امر ، دور كردن

فكر شكست احتمالی است در دفاع . وكیل نبایستی جز به موفقیت بیندیشد ونباید در خود

تزلزل و تردید راه ندهد .

2 ـ صداقت و درستی گفتار : وكیل بایستی این نكته را همواره در نظر داشته باشد كه

وقتی دادرس گفته های او را باور می كند كه او را صادق و امانتدار و پاكدامن بداند و به گفته

هایش اعتماد كند . وكیل بایستی با صداقت در گفتار و عمل به قاضی بفهماند كه با یك

انسان شرافتمند و راستگو و امین سروكار دارد . بدین ترتیب خیلی سهل خواهد توانست

قاضی را معتقد به دفاع خود نماید . در دفاع هزگز به دنبال فریب دادگاه نباشید . بلكه همواره

با درستكاری و صداقت و صمیمیت و دور از هر گونه نیرنگ و شائبه ای ، دادرس را در كشف

حقیقت راهنما باشید . و با ایجاد یك نوع رابطه ی معنوی متقابل ، این اطمینان را به قاضی

بدهید كه در مقام فریب او نیستد . فراموش نشود كه ؛ آنچه باعث نفوذ كلام و حیثیت و آبروی

وكیل می شود ؛ شرافت و صداقت و امانت داری اوست . بر خلاف این تصور غلط كه وكالت را

مجموعه ای از نیرنگ ها و ریاكاریها و صحنه سازی ها و دروغ پردازیها می دانند ، آنچه موجب

موفقیت و شهرت و معروفیت یك وكیل است ؛ درستی ، صداقت ، پاكدامنی و شرافت و

امانت اوست .

3 ـ طبیعی بودن دفاع : آنچه باید در دفاع مورد توجه وكیل باشد اینست كه ؛ دفاع و طرز

بیان او كاملاً طبیعی و به دور از هرگونه تصنع و ظاهرسازی باشد . اگر بخواهیم دفاع ما در

دادرس و شنوندگان نفوذ نماید و موثر باشد باید از تصنع و پیرایه و زوائد پرهیز كنیم .

توجه : سادگی در كلام و طبیعی بودن دفاع و گفتار نباید بهانه ی لا ابا لیگری و بكارگیری

كلمات عامیانه و زشت و مبتذل و جملات نامربوط و مهمل شود . لازم است كه وكیل در موقع

دفاع وقار و مقام و موقعیت خود را با بكارگیری كلمات مبتذل خدشه دار نكند . بیاد داشته

باشد كه استعمال كلمات مبتذل و عامیانه موجب سلب اطمینان دادرس و بی ارزش كردن

استدلال و دفاع می گردد .

 

سوم ـ وحدت و هم آهنگی دفاع :

هدف از دفاع كه مجموعه ای است از توضیحات و استدلال ها و تعابیر و تفسیرها از مقدمه  

تا نتیجه ، متقاعد ساختن قاضی است . یكی از لوازم تأثیر دفاع در قاضی ، وحدت و هم

آهنگی در نحوه ی بیان دفاع است . وكیل مجبور است برای تفهیم دادرس ، مقصود خود را از

جهات و زوایای مختلف تشریح و تجزیه و تحلیل نماید . این سلسله جهات بایستی هم چون

رشته ی محكم منطقی از استدلال های به هم متصل باشد و در تمام مدت دفاع این

 هارمونی و موزون بودن روال و ارتباط مطالب حفظ شود . كاملاً مراقبت شود كه دچار تناقض

گویی نشویم جملات و كلمات باید بطور موزون با روانی و صراحت تمام مقصود را بیان كند و

بین اندیشه ی وكیل و گفتارش هم آهنگی و وحدت كامل برقرار بماند .

توجــــــــــــه :

1 ـ اگر ضمن دفاع استدلال مورد نظر فراموش شود وكیل بایستی فوراً به شیوه ای دیگر

استدلال را دنبال كند .

2 ـ اگر ضمن دفاع اصطلاحی فقهی یا حقوقی فراموش شود ، باید بلافاصله اصطلاح

مشابهی جایگزین شود .

خلاصه اینكه ؛ وكیل ضمن دفاع نباید بگذارد كه دنباله ی فكر یا كلامش قطع شود . و یا در

بیان وقفه ایجاد گردد . ولی در عین حال مراقبت كند وحدت و هماهنگی دفاع بهم نخورد .

 

]]>
آیین نگارش حقوقی و فن دفاع ( 25 ) 2016-04-11T00:25:19+01:00 2016-04-11T00:25:19+01:00 tag:http://hooghooghi.mihanblog.com/post/238 جواد مزروعی فصل پنجم: فن دفــــــــــــــــــــــــاع : مقدمه : وكیل و نماینده حقوقی واسطه و حایل بین موكل خود و دادگستری است . بدین معنی كه بایستی خواسته ی موكل خود را با مواد قانونی و قواعد فقهی و منطقی منطبق سازد و شیوه ای در ارائه ی آن بكارگیرد كه بتواند خواسته را مورد قبول قاضی سازد و او را در ذی حق بودن موكل خود قانع كند . دادرس بر اساس توضیحات و دفاع وكیل است كه علت اختلاف  منافع دو طرف دعوی را درك و حقیقت مطلب را كشف می كند و با صدور حكم این اختلاف ر

فصل پنجم:

فن دفــــــــــــــــــــــــاع :

مقدمه :

وكیل و نماینده حقوقی واسطه و حایل بین موكل خود و دادگستری است . بدین معنی كه

بایستی خواسته ی موكل خود را با مواد قانونی و قواعد فقهی و منطقی منطبق سازد و

شیوه ای در ارائه ی آن بكارگیرد كه بتواند خواسته را مورد قبول قاضی سازد و او را در ذی

حق بودن موكل خود قانع كند . دادرس بر اساس توضیحات و دفاع وكیل است كه علت اختلاف

 منافع دو طرف دعوی را درك و حقیقت مطلب را كشف می كند و با صدور حكم این اختلاف را

حل و فصل می نماید . بدین ترتیب دفاع عبارتست از ؛ [ حد فاصل بین واقعیت و عدالت و

واسطه ی بین حقیقت و حق. ] در توضیح این تعریف از دفاع می تواند گفت ؛ وقتی بین دو

نفر اختلافی به وجود آید ، در حقیقت واقعیتی مورد خدشه قرار گرفته و عدالت در مورد آن

صورت نمی گیرد . وكیل با دفاع منطقی خود این واقعیت را آشكار و با اقناع دادگاه موجب می

شود كه عدالت در خصوص موكلش به اجراء در آید .

شرایط و اوصاف یك وكیل برای موفقیت در دفاع :

1 ـ اندوخته ی علمی لازم و كافی : این اندوخته علمی شامل ؛ حقوق ، علم اصول فقه ،

منطق ، فن نگارش و سخنوری ، ادبیات و دیگر موضوعات مرتبط همچون فصاحت و بلاغت در

بیان مطالب می باشد .

2 ـ توانایی در استدلال : بدین منظور كه بتوان دعوی را با استحكام و استواری طرح و دلایل

لازم را به كار گرفت .

3 ـ قوه ی تخیل و ابتكار : تا بتوان در صورت لزوم به فوریت دلایل جدید را در دفاع بكار برد و

جریان دعوی را به نفع موكل تغییر داد .

4 ـ قابلیت استنباط و توانایی در استنتاج : تا با این توانایی بتوان نقاط اصلی و حساس

پرونده را استنباط و استخراج و نتیجه گیری مناسب را بعمل آورد .

5 ـ داشتن طبع نقاد : داشتن طبع نقاد و توان نقد مطالب و استدلالهای طرف دعوی . این

امكان رابه وكیل می دهد كه بتواند مستندات و استدلالهای مقابل را مورد بررسی و نقد قرار

دهد و نقاط ضعف آن را روشن سازد و بسان حربه ای است در دست وكیل مدافع . هوده ی

دیگر این طبع ، بالا بردن قدرت تفسیر قوانین و بكارگیری مناسب ترین ماده ی قانونی در جهت

استقرار عدالت .

6 ـ صعه صدر و گسترش فكر : داشتن این روحیه این امكان را به وكیل می دهد كه در

مقابل جملات طرف مقابل دعوی از خود تحمل نشان دهد و آنگاه با یك جهش فكری ناشی از

گسترش فكری مسیر دعوی را به نفع خود تغییر دهد .

7 ـ قریحه روانشناسی : آشنایی با روانشناسی و داشتن این قریحه به وكیل به هنگام

دفاع این امكان را می دهد كه عكس العمل روحی طرف مقابل را زیر نظر داشته باشد و از

تأثیرپذیری و حساسیت او به نفع خود استفاده نماید . (هم چونین تأثیرات در دادرس )

8 ـ داشتن روحیه ی مقاومت ، مبارزه ، شجاعت ، جسارت و شهامت :

وكیل نه تنها در مقابل حملات طرف دعوی قرار دارد ، ممكن است از جانب موكل خود ،

 مقامات و افكار عمومی نیز تحت فشار قرار گیرد . و گاهی ناچار است به مقامی اعتراض و

یا در مقابل افكار عمومی كه بر علیه موكلش تحریك شده مقاومت نماید . لذا وكیل مدافع باید

آنقدر شهامت اخلاقی داشته باشد كه از این ناملایمات نهراسد و وظیفه مخاطره انگیز خود را

با صلابت و بدون تشویش و تردید و تزلزل انجام دهد . و خصوصیت استقلال فكر و آزادی دفاع

را همواره در خود حفظ نماید .

9 ـ كسب آگاهی های همه جانبه از طریق مطالعه ی مداوم :

دیگر از خصوصیات یك وكیل مدافع مطالعه ی آثار نویسندگان بزرگ در زمینه های حقوق و

مسایل قضایی و مطالعه ی معلومات عمومی و اطلاعات عمومی ، سخن فضلا و بزرگان

عرصه ی علم و ادب است . ولتر نویسنده بزرگ فرانسوی می گوید ؛ [ هر چه انسان

بیشتر نوشته های خوب را مطالعه كند ، بیشتر به خوب سخن گفتن عادت می كند

. ] . گاهی در دفاع ، قرائت شعری از سعدی و یا ضرب المثلی مرتبط و توضیح یك اصل علمی

یا اقتصادی به خوبی می تواند توجه قاضی را جلب و بر او تأثیر مثبت گذارد ضمن اینكه به

تشریح ماوقع و ذی حقی موكلش در دعوی هم كمك می كند .

تذكر :

نكته بسیار مهم در استفاده از این معلومات در دفاع آنست كه ؛ بیان این معلومات و

سخنان و شعرها به هیچ وجه نبایستی جنبه ی خود نمایی پیدا كند . زیرا اگر برای قاضی

این تصور حاصل شود كه وكیل بجای دفاع از موكل خود در فكر به رخ كشیدن وسعت معلومات

خود است . تأثیر منفی بر وی خواهد داشت . بایستی توجه داشت كه بیان این مطالب كلی

و علمی و عمومی با كمال تواضع و ظرافت بیان شود كه آن تصور برای قاضی پیش نیاید و

بگونه ای طرح موضوع كند كه به همه بفهماند كه این مطالب را فقط در جهت اثبات دعوی

بیان داشته است .

10 ـ علاقه مندی به شغل وكالت :

كه می تواند تمام نكات نه گانه فوق را در وكیل برانگیزد و به او آمادگی دفاع مؤثر و منطقی را

بدهد

هدف از دفاع :

دفاع اعم از شفاهی و كتبی در حقیقت یك هدف نهایی را دنبال می كند و آن ؛ اقناع

قاضی و هم عقیده نمودن او با خود كه حق از آن موكل اوست . ولی برای رسیدن به

این هدف نهایی ، دو مقدمه چینی لازم است ؛

یكم ـ توضیح دعوی و روشن كردن ذهن قاضی نسبت به اصل قضیه .

دوم ـ جلب توجه و علاقه قاضی به خود .

بدین ترتیب می توانیم دفاع را شامل سه مرحله اصلی بدانیم :

مرحله اول : توضیح دعوی

مرحله دوم : جلب توجه قاضی

مرحله سوم : قانع كردن قاضی كه حق با موكل اوست

هر یك از این مراحل دفاع در حقیقت لوازم و شیوه هایی دارد كه ذیلاً به شرح آن می پردازیم

 

مرحله اول : توضیح دعوی و روشن كردن ذهن قاضی

وضوح و شفافیت در بیان مطالب :

فصاحت و روانی در گفتار، ابزار بیان شفاف مطلب است .اظهارات در این مرحله از دفاع

بایستی واضح ، فصیح ، دقیق و صریح باشد . از كلمات و عباراتی استفاده شود كه بهتر و

كاملتر و دقیق تر فكر و موضوع دعوی را بیان كند . مدافعات در این شكل برای وضوح بخشیدن

به یك امر مبهم است  و وكیل در این جایگاه با دفاعش ، نقاط مبهم و تاریك پرونده را روشن

می سازد . فراموش نشود كه مبهم و مغلق گویی این شائبه را برای قاضی ایجاد می كند كه

وكیل مدافع با توسل به این عبارات رمزآلود و مبهم به دنبال كتمان حقیقت و مخفی داشتن

نقاط ضعف پرونده در نظر گاه اوست .

چگونه بیان شفاف داشته باشیم :

1 ـ لازمه ی وضوح در كلام و صراحت در بیان عقیده در یك متن دفاعیه آنست كه ؛

ــ  پرونده بطور كامل و دقیق مطالعه شده باشد .

ــ به جزئیات پرونده و دلایل و مدارك له و علیه دعوی به خوبی آگاه باشیم .

ــ علاوه بر دعوی ، بر شیوه و راه كار انتخابی دفاع مسلط باشیم .

ــ در بیان مطالب دفاعیه ، هرگز از موضوع خارج نشویم . ( بدیهه گویی اغلب از صراحت و

   روشنی بیان می كاهد ) .

ــ توجه به قاضی و دیگر شنوندگان متن دفاعیه و سنجش میزان توجه و دقت آنان به مطالب .

  واگر دید که دادرس و طرف مقابل استدلال و توضیح او  را درك نكرده اند، بر توضیح خود

  بیفزاید .در عین حال مراقبت  كند كه توضیح مجدد ، حمل بر ضعف در دفاع تلقی  نگردد.

2 ـ رعایت نظم و ترتیب در توجیه مطالب و حفظ به هم پیوستگی آن . لازمه ی دیگر برای

یك سخن شفاف است . بیان دفاعیه ،باید از یك جهت همچون دانه های زنجیر بهم پیوسته و

از سوی دیگر استوار و از منطق قوی برخوردار باشد . در مورد یك دفاع خوب گفته اند ؛ دفاع

خوب آنست كه ؛ [ محال باشد كه بتوان یك قسمت از نطق دفاعیه را جابجا كرد و یا

جمله ای را تغییر داد و یا یك كلمه را اصلاح كرد . ]

لازمه ی رعایت نظم و ترتیب در گفتار آنست كه قبلاً ، در فكر ،طرح دفاع ریخته شده  باشد . و

جای هر موضوع و استدلال به دقت تعیین گردد . وكیل با این شیوه بیان در حقیقت فكر قاضی

را در مسیری هموار و مشخص به سمت هدف كه همان روشن شدن موضوع دعوی و

حقانیت موكل اوست به پیش می برد بدون اینكه با بیانی مخدوش و مغشوش قاضی را از

شنیدن خسته كند و نسبت به دفاع او بی توجه نماید

 

]]>
آیین نگارش حقوقی و فن دفاع ( 24 ) 2016-04-11T00:21:32+01:00 2016-04-11T00:21:32+01:00 tag:http://hooghooghi.mihanblog.com/post/237 جواد مزروعی اركان یك لایحه دفاعیه :   یك لایحه دفاعیه شامل چهار ركن مشخص و متمایز از یكدیگر است . این اركان عبارتند از :   یكم ـ مقدمه   دوم ـ خلاصه جریان پرونده و سوابق امر   سوم ـ بحث در ماهیت موضوع   چهارم ـ نتیجه   گرچه علی الاصول ركن دوم و سوم از دو دیگر ركن لایحه طولانی تر خواهد بود . ولی در   نگارش ، دست نگارنده در بسط و توسعه بخشهای یك لایحه بر اساس شیوه و لزومات دفاع   باز است .  

اركان یك لایحه دفاعیه :

 

یك لایحه دفاعیه شامل چهار ركن مشخص و متمایز از یكدیگر است . این اركان عبارتند از :

 

یكم ـ مقدمه

 

دوم ـ خلاصه جریان پرونده و سوابق امر

 

سوم ـ بحث در ماهیت موضوع

 

چهارم ـ نتیجه

 

گرچه علی الاصول ركن دوم و سوم از دو دیگر ركن لایحه طولانی تر خواهد بود . ولی در

 

نگارش ، دست نگارنده در بسط و توسعه بخشهای یك لایحه بر اساس شیوه و لزومات دفاع

 

باز است .

 

یكم ـ مقدمه :

 

اهمیت شروع دفاع و بیان مقدمه ی لایحه همان قدر پر اهمیت است كه اولین حضور و عبارت

بازیگر تئاتر بر روی صحنه . مقدمه در موفقیت نهایی وكیل بسیار مؤثر است و لذا لازم است

درتدوین آن كمال دقت و مطالعه را بكار برد . منظور از مقدمه ، شروع كوتاه و مختصر لایحه

است قبل از ورود به بحث اصلی . بنابراین بایستی این مقدمه ، كوتاه و مختصر و شامل

مسایل كلی و عمومی ناشی از طرح دعوی باشد . بایستی توجه داشت اثری كه مقدمه بر

روی قاضی می گذارد به آسانی قابل تغییر نیست .

 

ـ اگر وكیل خواهان هستید ؛ در مقدمه بطور خلاصه و كلی موضوع دعوی را شرح كنید و

نقشه و راهی را كه برای دفاع انتخاب كرده اید در این مقدمه بیان دارید . اظهارات در این

بخش بایستی حس كنجكاوی قاضی را بر انگیزد .

ـ اگر وكیل خوانده هستید ؛ پس از بیان مختصر دعوی خواهان ، نقطه ضعف های استدلال

او را بر شمارید و بی حقی خواهان را بر اساس آن استدلالات بلاوجه بدانید .

 

 

دوم ـ بیان سوابق امر و جریان موضوع ( شرح ماوقع ) :

 

در این بخش از لایحه نگارنده باید ؛ اوضاع و احوال و عواملی را كه موجب بروز اختلاف و دعوی

شده برای قاضی توضیح دهد . و نیز نتایج كه از این اختلاف ناشی شده بیان دارد . و بدین

ترتیب مقدمات را برای ورود به ماهیت دعوی فراهم سازد . این بخش از لایحه نیز نقش

مهمی در موفقیت وكیل در دفاع از موكل خود دارد . در حقیقت در این بخش به نوعی قصه

پردازی و واقعه نگاری است . و لذا نگارنده می تواند به سبك قصه پردازان ابتدا حادثه ی

اصلی را بیان نماید و آنگاه به شرح بپردازد . مثلاً ؛ [ در تاریخ 17 / 5 / 80 كشتزار موكل من به

علت نشست نفت دچار آلودگی و خسارات فراوانی شد . . . . ] .

 

ترتیب نقل حادثه :

سهل ترین و طبیعی ترین ترتیب نقل حادثه ، تبعیت از تاریخ وقوع حوادث است . یعنی وقایع را

 به همان ترتیب زمانی كه وقوع یافته نقل و مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم . به همین

ترتیب اسناد و مدارك مرتبط با حادثه را با ذكر شماره جهت سهولت مراجعه ی قاضی ذكر

كنید .

شیوه ی بیان سوابق :

ــ اظهارات باید ؛ واضح ، صریح ، دقیق ، منظم و متنوع باشد .

ــ با رعایت اختصار اگر در بیان مطلبی ناچار از اظهارات طولانی هستیم ( مثل ؛ نظریه

  كارشناسی و یا گواهی شهود ) تلاش شود آن گزارش یا نظریه را تقطیع و به اقتضای مطلب       در مكان مرتبط بیان داریم .

ـــ نقل و وقایع و حوادث بایستی كاملاً ؛ صادقانه ، طبیعی ، مطابق با واقع و منعكس كننده ی

كامل و دقیق واقعیت و حادثه باشد .

ـــ از ذكر مطلبی كه به صحت آن اطمینان ندارید اجتناب كنید .

ــ در بیان آن قسمت از وقایع كه به نفع موكل شما نیست سكوت نكنید و آن را صادقانه بازگو

    نمایید زیرا در صورت توجه قاضی به این كتمان ، نسبت به صحت نقل حادثه مظنون می        شود .

 

توجه :

نقل سوابق و وقایع توسط وكیل قصه پردازی نیست ، بلكه نقل حكایتی است برای

اینكه دعوی را اثبات كند .

در این قسمت از لایحه باید رئوس مطالب و هسته استدلالی كه باید در بخش بعدی

یعنی ؛ ماهیت دعوی بدان بپردازد و پیرامون آن به تفصیل بحث كند بنا نهاده شود .

 

سوم ـ بحث در ماهیت دعوی :

 

مراحل بحث در ماهیت دعوی :

 

الف ـ طرح مسئله : همین كه مسئله و موضوع دعوی به لحاظ ماهیتی با دقت و مهارت

طرح شود ، قاضی با مطالعه لایحه حسن تشخیص و هوش و تجربه ی وكیل را درك می كند

و در حقیقت با طرح دقیق مسئله چراغی فروزان می شود كه قاضی در پرتو آن می تواند

حقیقت را كشف و درك نماید . بنابراین مرحله اول بحث ماهوی دعوی ، طرح واضح و روشن

مسئله اصلی و اساسی است .

 

ب ـ نقل اصول و قواعد حقوقی و رویه های قضایی :

 

در این مرحله ، اصول و قواعد حقوقی و رویه های قضایی كه بر موضوع دعوی حكومت می

كند و با موضوع مرتبط است نقل می گردد .

ذكر چند نكته :

 

ـ وكیل باید به دادگاه بفهماند كه منظور از این توسل به قواعد و رویه ها جهت تقویت و تأیید

استدلال است نه فخر فروشی .

ـ در استناد به آراء وحدت رویه ، به آرای جدید و مرتبط استناد كند .

ـ لزومی ندارد در بیان قواعد فقهی ( مثل قاعده لاضرر . . . ) كل قاعده را به عربی ذكر كنیم .

بلكه به خلاصه آن قاعده را عنوان می كنیم . و اگر احساس كردید كه نیاز به توضیح است به

فارسی و در حد كفایت و اختصارباشد .

 

ج ـ انطباق اصول و رویه های اسنادی با مورد دعوی :

 

اكنون مرحله اسناد قوانین و اصول است به سود خود و در جهت اثبات دعوی . این مرحله

مهمترین و مشكل ترین مرحله تنظیم لایحه است . در این مرحله است كه بایستی قاضی را

در ذی حق بودن و مطابق قانون بودن خواسته متقاعد كنیم . در حقیقت انتخاب و بیان این

قواعد بایستی به گونه ای باشد كه اولاً ؛ دعوی را اثبات كند . ثانیاً ؛ استدلال طرف دعوی را

تضعیف و رد كند و سوم قاضی را در ذی حق بودن قانع كند .

ـ در اینجا لازم است به قواعد و مستندات طرف مقابل هم پاسخ داده شود . لازمه این كار

مطالعه دقیق پرونده و قوانین اسنادی طرف مقابل و بحث های حقوقی ذیربط است .

اینجاست كه لازم است به شیوه ی تفسیر قوانین آشنا باشیم تا بتوانیم با تفسیر صحیح

قوانین استنادهای قانونی طرف مقابل را رد نمائیم . نكته سنجی و روحیه ی نقادی ابزار یك

وكیل است در رد استدلال و مستندات طرف مقابل .

 

بكارگیری مدارك و دلایل : این مرحله در سه گام صورت می گیرد ؛

 

1ـ جمع آوری و انتخاب دلایل . ارزش گذاری و تفكیك آنها (مرتبط و غیر مرتبط )

 

2ـ طبقه بندی دلایل و مدارك به منظور حفظ تسلسل فكری و عدم از هم گسیختگی رشته ی

سخن . گاهی لازم است ابتدا از دلایل ضعیف شروع كرد و دلایل قاطع را در نتیجه ی نهایی

ارائه نمود . شیوه معكوس نیز وقتی كاربرد دارد كه وكیل مطمئن باشد همان یك دلیل محكم

قاضی را قانع می كند

 

3ـ طرز بیان دلایل . بایستی به نحوی باشد كه با هر دلیل قاضی را بیشتر با خود هم سو و

هم عقیده كند . و از كلماتی همچون ؛ مسلم است ، محقق است ، واضح و آشكار است كه . . . . . استفاده نمود تا بگونه ایی دلیل خود را بدیهی و حتمی جلوه دهد .

 

توجه :

اگر لایحه دفاعیه در مرحله تجدید نظر خواهی است . بخش دیگری باز كنید با عنوان

« رد مستندات قاضی صادر كننده رأی بدوی » . در این قسمت با كمال احترام ، یك بیك

مستندات قانونی صادر كننده رأی را بیان و آن رامورد نقد قرار دهید با این هدف كه اثبات كنید

رای اصدادی بر اساس قوانین مرتبط نبوده است . نكته حائز اهمیت رعایت احترام ، دقت ،

قوت در استدلال و نقد نظر قاضی محترم است .

 

چهارم ـ نتیجه یا آخرین قسمت لایحه ی دفاعیه :

 

در اینجا بحث و استدلال به پایان رسیده و باز كردن بحث جدید در این بخش مناسب نبوده

ملال آور و نوعی تكرار است . فراموش نكنیم كه نگارنده لایحه در مقدمه لایحه وعده داده بود

 كه دعوی را اثیات نماید . در این مرحله بایستی یادآوری كند كه به وظیفه ی خود عمل كرده

و لذا خیلی خلاصه و صریح خواسته را با توجه به استدلالات و مستندات ابرازی از محضر

دادگاه تقاضا نماید . در خاتمه ی این بخش از نوشتار ، بار دیگر متذكر می شوم كه به هنگام

دفاع و تنظیم لایحه دفاعیه این جمله را كه ؛ [ كافی نیست كه حق به جانب كسی

باشد ، بلكه باید بتواند ثابت كند كه حق به جانب او است . ] نصب العین قرار دهید و

همه ی تلاش خود را برای اثبات دعوی موكل خود و رد دعوی طرف مقابل بكار گیرید .

 

طرح ایرادات شكلی در لایحه دفاعیه :

 

گاهی لازم است كه اگر ایرادی به طرح دعوی وجود دارد و یا مانع قانونی بر سر راه روال

رسیدگی است . این ایرادات به موجب ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی در لایحه ی

تقدیمی مطرح گردد . محل نگارش این ایرادات در ابتدای لایحه و قبل از مقدمه است . بدیهی

است با مطالعه ی برگ دادخواست و محتویات پرونده و با عنایت به بندهای 11 گانه ی ماده

84 قانون اخیر الذكر می توان ایراد مرتبط را در این بخش از لایحه مطرح نمود .

]]>
آیین نگارش حقوقی و فن دفاع ( 23 ) 2016-02-01T19:02:16+01:00 2016-02-01T19:02:16+01:00 tag:http://hooghooghi.mihanblog.com/post/236 جواد مزروعی فصل چهارم : لایحه دفاعیه............. در دعاوی ساده شایدنیازی به تنظیم لایحه دفاعیه نباشد و با همان نگارش صحیح و مستدل   دادخواست و توضیحات در جلسه رسیدگی در دادگاه ، قاضی قانع و اقدام به صدور رأی نماید   . ولی در دعاوی پیچیده و پر اهمیت نگارش لایحه برای روشن كردن ذهن قاضی بسیار حائز   اهمیت است . این گفته را فراموش نكنیم كه ؛ [ كافی نیست كه حق به جانب كسی   باشد ، بلكه باید بتواند ثابت كند كه حق به جانب اوست . ] . بار اثبات

فصل چهارم :

لایحه دفاعیه.............

در دعاوی ساده شایدنیازی به تنظیم لایحه دفاعیه نباشد و با همان نگارش صحیح و مستدل

 

دادخواست و توضیحات در جلسه رسیدگی در دادگاه ، قاضی قانع و اقدام به صدور رأی نماید

 

. ولی در دعاوی پیچیده و پر اهمیت نگارش لایحه برای روشن كردن ذهن قاضی بسیار حائز

 

اهمیت است . این گفته را فراموش نكنیم كه ؛ [ كافی نیست كه حق به جانب كسی

 

باشد ، بلكه باید بتواند ثابت كند كه حق به جانب اوست . ] . بار اثبات منطقی و

 

حقوقی دعوی بر شانه وكیل و نماینده حقوقی است . اوست كه باید منظور خود را به قاضی

 

بفهماند . وكیل یا نماینده حقوقی در وقت تنظیم و نگارش لایحه ، در نقش نویسنده ظاهر می

 

شود . نویسنده خوب كسی است كه بتواند كلمه و عباراتی بكار برد كه بهتر و كامل تر و

 

دقیق تر بتواند فكر او را بیان كند . مبهم گویی و بكارگیری عبارات پیچیده و پر رمز و راز آفت یك

 

لایحه ی حقوقی است . زیرا قاضی چونین تصور می كند كه وكیل قصد كتمان حقایق و

 

پوشاندن نقاط ضعف پرونده و استدلال خود را دارد .

 

ملاحضاتی در نگارش لایحه دفاعیه :

 

1 ـ رعایت نظم و ترتیب در بیان دعوی و استدلال و توجیه مطالب .

 

2 ـ وضوح و شفافیت در كلمات و عبارات .

 

3 ـ حتی الامكان رعایت اختصار و عدم تكرار مطالب .

 

4 ـ جایی كه نیاز به توضیح مطلب است و چاره ای جز تطویل كلام نیست ، هر از چند گاهی

 

با آوردن عباراتی چون ؛ [ . . . . شاید ضرورتی به ذكر این مطلب نباشد كه . . . . ] و یا [ با

 

پوزش از تصدیع و سپاس از اینكه قاضی محترم در مطالعه این لایحه حوصله و دقت به خرج

 

دادند ، قبل از پایان مطلب نكته ای را به عرض می رساند و آن . . . . . . ]

 

 

5 ـ تنوع در شیوه بیان توضیحات در بخشهای یك لایحه و یا در لوایح مختلف .

 

6 ـ با پرواندن و ارائه علمی و حقوقی موضوع دعوی ، به قاضی كمك كنیم كه رأی خود را

 

   براساس مبانی علمی ، فلسفی و قانونی استوار ساخته و صادر نماید .

 

7 ـ پرهیز ار بكار بردن كلمات عامیانه و زشت و مبتذل و جملات نامربوط و مهمل .

 

8 ـ در نگارش لایحه دقت شود كه نشان داده شود ؛ وكیل به ذی حقی موكل خود ایمان دارد

 

     و نیز ایمان و وفاداری خود به قوانین را در متن به نمایش گذارد .

 

9 ـ در لایحه به قاضی نشان دهید كه انسانی شرافتمند ، راستگو و امین و قانونمند هستید

 

     كه هدفی جز دفاع از حق و استقرار عدالت ندارید .

 

10 ـ ایجاد وحدت و هماهنگی دفاع از مقدمه ی لایحه تا نتیجه ، در پایان لایحه .

 

11 ـ پرهیز از تناقض گویی .

 

12 ـ قبل از شروع به نگارش ؛ دفاع را : طرح ریز كنید ، قوانین مستند اثبات دعوی را مرور

 

     كنید قواعد و قوانین و استدلال در جهت رد دلایل طرف دعوی را تنظیم نمایید . و این همه

 

   را در جهت اثبات دعوی موكل خود بكار برید . / مدارك و اسناد مثبت دعوی را چند بار

 

  بررسی كنید تا طرح ارتباط آنها را با اثبات دعوی پایه ریزی كنید .

 

13 ـ برای نگارش هر بخش از لایحه ، تیتر و عنوان درشت انتخاب كنید .

 

14 ـ استدلالات و نكات مهم لایحه را بزرگنمایی ( bold ) نمایید .

 

15 ـ اسناد و مدارك را در دو نسخه تهیه و شماره گذاری كنید و در وقت استناد در لایحه به

 

       شماره ی سند ارجاع دهید .

 

16 ـ متن را پس از نوشتن و بازخوانی توسط ماشین تحریر بنویسید و پس از بازخوانی و

    

     تصحیح امضاء و آماده ی تقدیم به دادگاه كنید .

]]>
آیین نگارش حقوقی و فن دفاع ( 22 ) 2015-09-09T12:30:07+01:00 2015-09-09T12:30:07+01:00 tag:http://hooghooghi.mihanblog.com/post/235 جواد مزروعی قرار داد خرید و فروش ( مبایعه نامه ) : ( خرید و فروش مال غیر منقول ) عناوین و بخشهای قرارداد خرید و فروش مال غیر منقول : 1 ـ مشخصات فروشنده و آدرس و اقامتگاه او . 2 ـ مشخصات خریدار و آدرس و اقامتگاه او .   توجه 1 :  اگر فروش توسط وكالت نامه و وكیل انجام می شود توجه شود ؛ ـ در وكالتنامه ، وكیل ؛ حق فروش ، حق اخذ ثمن و حق اسقاط خیارات داشته باشد . ـ اگر وكیل طی وكالتنامه تمام اختیاراتش را به خریدار می دهد ، دقت شود كه وكیل در وكالتنامه خود از قرار داد خرید و فروش ( مبایعه نامه ) : ( خرید و فروش مال غیر منقول )

عناوین و بخشهای قرارداد خرید و فروش مال غیر منقول :

1 ـ مشخصات فروشنده و آدرس و اقامتگاه او .

2 ـ مشخصات خریدار و آدرس و اقامتگاه او .

 

توجه 1 :

 اگر فروش توسط وكالت نامه و وكیل انجام می شود توجه شود ؛

ـ در وكالتنامه ، وكیل ؛ حق فروش ، حق اخذ ثمن و حق اسقاط خیارات داشته باشد .

ـ اگر وكیل طی وكالتنامه تمام اختیاراتش را به خریدار می دهد ، دقت شود كه وكیل در

وكالتنامه خود از مالك یا فروشنده ، « حق توكیل به غیر » داشته باشد .

ـ وكالت نامه بلا عزل باشد . و در آن قید شده باشد ؛

    ـ موكل حق ضم وكیل دیگری را نداشته باشد ؛

    ـ موكل حق انجام موضوع وكالت را توسط خود نداشته باشد .

توجه 2 :

اگر فروشنده ، ولی مالك است دقت شود ؛

ـ دقت شود ، مالك ( اگر صغیر است ) در هنگام معامله كبیر نشده باشد .

ـ اگر فروشنده قیم مالك است ، ملاحظه ی قیم نامه و مفاد آن لازم است و دقت شود ؛

 قیم بطور مطلق حق فروش دارد و یا با نظارت و دخالت مراجع قضایی .

ـ در صورتی كه مجوز قیم در فروش با نظارت باشد ، این مجوز بایستی از مقامات اخذ و توسط

قیم ارائه گردد .

توجه 3 :

اگر مورد معامله به فروشنده ارث رسیده است ؛

ـ ارائه گواهی انحصار وراثت

ـ ملاحضه ی برگ مفاصا حساب مالیات بر ارث

توجه 4 :

دقت در وضعیت شخصی فروشنده :

ـ ممنوع المعامله نباشد .

ـ مشمول فراری نظام وظیفه نباشد .

ـ مشكوك به حجر نباشد ( در افراد خیلی مسن و یا مریض الاحوال ) / صورت محجورین در

اداره سرپرستی موجود است .

3 ـ مورد معامله شامل حدود و محل وقوع و تجهیزات و . . . . . .

4 ـ قیمت ملك و شرایط پرداخت آن

5 ـ شروط و توضیحات شامل :

1 ـ 5 ـ اسقاط كافه خیارات و خیار غبن

2 ـ 5 ـ موعد دقیق حضور در دفترخانه و تشریفات انتقال رسمی ملك

3 ـ 5 ـ ارائه مفاصا حساب های ؛ شهرداری ، امور مالیاتی ، آب ، برق ، تلفن ، گاز و . . . . .

          توسط فروشنده

4 ـ 5 ـ تعهد خریدار به پرداخت بقیه بهای ملك در دفترخانه

5 ـ 5 ـ تحویل رسمی مبیع قبل از حضور دفترخانه و ذكر آن در مبایعه نامه

6 ـ 5 ـ شروط مربوط به عدم حضور در دفترخانه برای انتقال رسمی ملك

7 ـ 5 ـ شرایط حق فسخ

8 ـ 5 ـ تعهد به پرداخت هزینه دادرسی در صورت اقدام قضایی توسط متخلف از شرط

9        ـ 5 ـ نحوه اقدامات در تأخیر تحویل مبیع

10-5 ــ امضاء فروشنده و خریدار و دو تن شاهد .

                                       ***********************

قرارداد فروش موبایل :

عناوین و بخشهای قرارداد فروش تلفن همراه :

1 ـ مشخصات فروشنده و محل اقامت او .

2 ـ مشخصات خریدار و محل اقامت او .

3 ـ مورد معامله

4 ـ بهای كالا

5 ـ توضیحات شامل ؛

1 ـ 5 ـ ذكر این مطلب كه موبایل به رویت خریدار رسیده و سلب حق اعتراض و انصراف نسبت

         به معامله طرفین .

2 ـ 5 ـ قطعی بودن معامله

3 ـ 5 ـ ذكر این مطلب كه پرداخت كمیسیون به عهده طرفین است .

4 ـ 5 ـ فروشنده متعهد به پرداخت كلیه قبوض رسیده تا تاریخ انعقاد معامله و تحویل مبیع و

         دیگر بدهی های وی به اداره مخابرات .

5 ـ 5 ـ تعیین تاریخ حضور طرفین در دفترخانه جهت تنظیم سند رسمی انتقال .

6 ـ 5 ـ ذكر این مطلب كه پس از معامله قطعی در دفترخانه ، این قرارداد از درجه اعتبار ساقط

          است .

6ـ شرایط :

اگر شرطی به توافق طرفین می رسد به شرط عدم مغایرت با قانون در این بخش

  ذكر می شود .

7 ـ امضاء ، فروشنده ، خریدار و امضاء و مهر نمایشگاه فروش .

                                          ****************

قرارداد كار موقت :

این قرارداد در بخشهای ذیل تنظیم می شود .

1 ـ مقدمه :

بر اساس مفاد ماده دوم قانون كار جمهوری اسلامی ایران ، این قرارداد كار بین شركت . . . .

. . . كه در این قرارداد به اختصار كارفرما نامیده می شود و خانم / آقای . . . . . .  . فرزند . .  .

. . . . دارای شناسنامه شماره . . . . . . . . صادره از . . . . . مشخصات كارت ملی . . . . . . .

 ساكن . . . . . . . . كه از این پس كارگر نامیده می شود منعقد می گردد .

2 ـ مدت قرارداد : شامل نگارش شروع و خاتمه مدت قرارداد .

3ـ محل انجام خدمت و موضوع كار

4 ـ ذكر دوره ی آزمایشی در صورت نیاز

5 ـ ساعات كار

6 ـ حق السعی شامل : حقوق ماهیانه / حق جذب / خوار و بارو مسكن / عائله مندی / و

سایر مزایا به ریال .

7 ـ مالیات و حق بیمه تأمین اجتماعی .

8 ـ استفاده از تعطیلات رسمی بر اساس قانون كار

9 ـ استفاده از مرخصی

10 ـ نحوه ی فسخ قرارداد و شروط آن

11 ـ نحوه ی رفع اختلاف . . . . . .

12 ـ ذكر این مطلب كه ؛ سایر موارد پیش بینی نشده در این قرارداد ، براساس قانون كار و

سایر قوانین و مقررات مربوطه

13 ـ تاریخ تنظیم قرارداد

14 ـ امضاء كارفرما و كارگر

                                      ***********************

نگارش استشهادیه :

از كسانی كه در تاریخ 17 / 9 / 80 ساعت 10:30  صبح در مغازه . . . . . . . حضور داشته و

شاهد فحاشی آقای / خانم . . . . . . . . به اینجانب بوده اند . استدعا دارم مراتب را گواهی

نمایند .

 

                                                                                                 با احترام

 

1 ـ اینجانب . . . . . . . .  به نشانی . . . . . . . . صحت مراتب فوق را تصدیق و گواهی می

     كنم .

 

                                                                                                      امضاء

 

2 ـ اینجانب . . . . . . . . به نشانی . . . . . . . صحت مراتب فوق را تصدیق و گواهی می كنم

 

                                                                                                     امضاء

                                  *************************

نحوه ی نگارش و تنظیم صورتجلسه :

1 ـ تاریخ و ساعت تشكیل صورتجلسه

2 ـ علت تشكیل جلسه . مثال :  به منظور حل اختلاف موجود بین شركت . . . . . . . . و

شركت پیمانكاری . . . . . . . مبنی بر . . . . . . . . . ( شرح اختلاف )

3 ـ محل جلسه

4 ـ حاضرین در جلسه

5 ـ شرح جلسه ( بیان اظهارات مختصر حاضرینی كه سخن گفته اند ) / در صورت نیاز و

اهمیت سخن ، گاهی لازم است كل مطلب گوینده ضبط شود .

6 ـ مواردی كه در این جلسه طرفین بر سر آن به توافق رسیده اند .

7 ـ عبارت كوتاهی در بیان ساعت خاتمه جلسه .

تذكر :

در مواردی كه یكی از حضار از امضاء صورتجلسه امتناع می كند لازم است در صورت

جلسه منعكس گردد .

 

]]>
آیین نگارش حقوقی و فن دفاع ( 21 ) 2015-09-09T12:28:33+01:00 2015-09-09T12:28:33+01:00 tag:http://hooghooghi.mihanblog.com/post/234 جواد مزروعی نحوه ی  نگارش و تنظیم قرار دادها : یكم ـ اجاره نامه : الف: برای تنظیم یك قرار داد اجاره لازم است به قوانین ذیل آشنا و آنها را مرور كنید . 1 ـ قانون مدنی مواد مربوط به عقد اجاره 2 ـ قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356 3 ـ قانون روابط مالك و مستأجر مصوب 1362 4 ـ ماده واحده ی الحاقی به قانون روابط مالك و مستأجر مصوب 1362 و مصوب 1365 5 ـ قانون و آیین نامه اجرایی روابط موجر و مستأجر مصوب 1376 ب : اگر به هنگام اجاره مبلغی به عنوان ودیعه با قرض الحسنه

نحوه ی  نگارش و تنظیم قرار دادها :

یكم ـ اجاره نامه :

الف: برای تنظیم یك قرار داد اجاره لازم است به قوانین ذیل آشنا و آنها را مرور كنید .

1 ـ قانون مدنی مواد مربوط به عقد اجاره

2 ـ قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356

3 ـ قانون روابط مالك و مستأجر مصوب 1362

4 ـ ماده واحده ی الحاقی به قانون روابط مالك و مستأجر مصوب 1362 و مصوب 1365

5 ـ قانون و آیین نامه اجرایی روابط موجر و مستأجر مصوب 1376

ب : اگر به هنگام اجاره مبلغی به عنوان ودیعه با قرض الحسنه به موجر داده می شود .

      بایستی هویت موجر را مشخص و از محل مورد اجاره مطمئن گردد كه متعلق به همان

      موجر است و این مبلغ را به او پرداخت كند .

ج: اگر اجاره توسط وكیل از طرف مالك صورت می گیرد . مبلغ ودیعه را یا ؛

1 ـ به مالك دهید .

2 ـ در غیر این صورت وكالت نامه را بررسی كنید كه وكیل هم در اجاره ی ملك وكالت داشته

    باشد و هم در اخذ وجه ودیعه .

بخش های اجاره نامه ی واحد مسكونی :

1 ـ مشخصات موجر ( در صورت داشتن وكیل ، مشخصات وكیل هم درج گردد . )

2 ـ مشخصات مستأجر

3 ـ مورد اجاره .

4 ـ مدت اجاره ؛ روز ، ماه ، سال شمسی

5 ـ مبلغ اجاره بها و ترتیب پرداخت آن

 شروط و توضیحات شامل :

1 ـ تصریح بر عدم حق انتقال عین مستأجره به غیر .

2 ـ تأكید بر اینكه مورد اجاره برای سكونت مستأجر و عائله اش است .

3 ـ تصریح بر مسئول پرداخت هزینه های آب / برق / گاز / تلفن / آسانسور و . . . .

    بودن مستأجر

4 ـ تأكید بر این موضوع كه تعمیرات اساسی و كلی بر عهده موجر و تعمیرات جزئی با

     مستأجر است .

5 ـ تصریح بر این نكته كه تخلف مستأجر از شروط مندرج در آن اجاره نامه موجب حق

فسخ برای موجر قبل از پایان مدت اجاره خواهد داشت .

6 ـ تعیین اجرت المثل در صورت ادامه تصرف مستأجر در عین مستأجره پس از انقضاء مدت

    اجاره .

7 ـ تعیین مبلغ ودیعه یا قرض الحسنه ( كه در عرف به آن رهن می گویند ) و تاریخ

    بازپرداخت آن كه طبعاً مصادف با انقضاء مدت اجاره است .

8 ـ ذكر این مطلب كه در صورت تخلیه ملك توسط مستأجر و امتناع موجر از تحویل ،

مستأجر با احراز تأمین دلیل و تحویل كلید مورد اجاره به دفتر دادگاه بری الذمه خواهد بود .

9 ـ ذكر تاریخ تنظیم اجاره نامه و تعداد نسخ آن و ذكر تاریخ حقیقی تحویل مورد اجاره به

    مستأجر

10 ـ دیگر توضیحات لازم مثل ؛ هزینه نگهداری دستگاههای گرمایش و سرمایش /

      آسانسور شارژ . . . . . .

امضاء طرفین و شهود .

                                     *********************

اجاره نامه ی محل كسب و پیشه و تجارت :

 آنچه در تنظیم این نوع اجاره نامه بایستی مد نظر داشت . مسئله ی « سرقفلی » و « حق

كسب و پیشه و تجارت » است . بدیهی است در تنظیم اجاره نامه ی محل كسب و كار و

تجارت بایستی قانون روابط موجر و مستأجر مصوب سال 1376 را لحاظ داشت .

 

بخشهای یك اجاره نامه ی محل كسب و پیشینه و تجارت :

ـ كلیه ی بخشهای اجاره نامه ی محل مسكونی شامل ؛ مشخصات موجر و مستأجر / مورد

اجاره / مدت اجاره / مبلغ اجاره بها و نحوه ی پرداخت آن / و شروط و توضیحات در این اجاره

نامه هم بایستی درج شود . پرداخت و اخذ سرقفلی بر حسب قانون موجر و مستأجر مصوب

1376 در بخش شروط و توضیحات درج گردد .

ـ حتی الامكان محل را به موجب سند رسمی به اجاره دهید .

ـ در بخش شروط ، اگر سرقفلی دریافت نشده حتماً ذكر شود كه ؛ سرقفلی و هیچ وجهی از

   مستأجر دریافت نشده است .

ـ در اجاره نامه تصریح شود كه اجاره نامه تابع قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1376 است

   . مسئله سرقفلی در قانون اخیرالذكر در موارد 11 ـ 6 آن ذكر شده است .

توجه :

به نظر می رسد در قانون مصوب 1376 اخیرالذكر « حق كسب و پیشه و تجارت » حذف

شده است . ولی با دقت در موارد مذكور معلوم می گردد كه آنچه در ماده ی 8 این قانون به

مستأجر در قبال اسقاط حق خود تحت عنوان « سرقفلی » نامیده شده ، در حقیقت همان

 حق كسب و پیشه و تجارت است . و یا شاید بتوان به آن عنوان ؛ « وجه اسقاط حق » داد .

 لذا در ماهیت امر تغییری حاصل نشده است زیرا اسقاط حق كسب و پیشه نیاز به دلیل

قانونی دارد .

علت حذف عنوان « حق كسب و پیشه و تجارت » در قوانین جدید ، نظریه ی

شماره 1488 مورخ 1363 شورای محترم نگهبان است كه در آن ؛ حق كسب و پیشه و تجارت

در ملك غیر مذكور در ماده 19 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356 را شرعی ندانسته

است . ولی اخذ سرقفلی را طبق فتوای تحریرالوسیله مجاز دانسته است . علی هذا به نظر

می رسد برای مراعات حق كسب و پیشه و نیز نظر شورای نگهبان ـ حق كسب و پیشه را

عنوان « سرقفلی » داده است . در حالیكه بنا به تعریف سرقفلی را مستأجر به مالك می

دهد نه بالعكس . بنابراین حق ساقط نشده ، عنوان عوض شده است .

ـ قراردادهای اجاره عادی بایستی با قید مدت اجاره در دو نسخه تنظیم و به امضای موجر و

مستأجر برسد و نیز دو معتمد به عنوان شهود ذیل آنها را امضاء و گواهی نمایند .

 

ویژگی اجاره محل های كسب و پیشه و تجارت :

1 ـ بعد از انقضاء مدت ، اینگونه اجاره ها به حكم قانون ادامه و استمرار دارد . و محل به صرف

    انقضاء مدت قابل تخلیه نیست مگر تحقق یكی از شرایط تخلیه در قانون .

2 ـ برای اینگونه اجاره ها برای مستأجر حق كسب و پیشه و تجارت ایجاد می شود . این حق

منتفی نمی شود مگر در صورت تخلف مستأجر از شرایط قانون و اجاره نامه .

                                       ***************************

 

]]>
آیین نگارش حقوقی و فن دفاع ( 20 ) 2015-09-09T12:25:04+01:00 2015-09-09T12:25:04+01:00 tag:http://hooghooghi.mihanblog.com/post/231 جواد مزروعی فصل سوم : نگارش و تنظیم دیگر متون حقوقی یكم ـ برگ درخواست : الف ـ معنای درخواست به مفهوم اعم : درخواست در لغت به معنای تقاضا یا خواهش كردن است . در اصطلاح حقوقی به مفهوم اعم آن بدو شكل در قوانین و متون حقوقی مطرح است ؛ 1 ـ وقتی كه دعوایی یا امری در دادگاه از پیش مطرح بوده و اصحاب دعوی در خصوص موضوعاتی از محضر دادگاه درخواستی را می نمایند . مثل ؛ ـ درخواست آزاد شدن مال بازداشتی و توقیف مالی دیگر به عوض آن . ـ درخواست سوگند از طرف مقابل . ـ . .

فصل سوم :

نگارش و تنظیم دیگر متون حقوقی

یكم ـ برگ درخواست :

الف ـ معنای درخواست به مفهوم اعم :

درخواست در لغت به معنای تقاضا یا خواهش كردن است . در اصطلاح حقوقی به مفهوم اعم

آن بدو شكل در قوانین و متون حقوقی مطرح است ؛

1 ـ وقتی كه دعوایی یا امری در دادگاه از پیش مطرح بوده و اصحاب دعوی در خصوص

موضوعاتی از محضر دادگاه درخواستی را می نمایند . مثل ؛

ـ درخواست آزاد شدن مال بازداشتی و توقیف مالی دیگر به عوض آن .

ـ درخواست سوگند از طرف مقابل .

ـ . . . . . . . . . . . . .

عملی كه دادگاه در پاسخ این نوع درخواست ها انجام می دهد ، می تواند عمل ساده ی

قضایی باشد . ( مثل ؛ دستور تجدید جلسه ) و یا در قالب قرار باشد . ( مثل ؛ صدور قرار ایتان

سوگند ) .

2 ـ در مفهوم عامی دیگر، به معنای طلب امری از دیگری شامل ؛ اقامه دعوی ،

 دادخواهی و... می شود كه البته بر عكس مورد قبل كه درخواست را بر روی كاغذ معمولی

می توان نوشت ؛ درخواست در این مفهوم همان تنظیم دادخواست و یا درخواست در فرم

دادخواست است . درخواست جلب ثالث ، یعنی دادن دادخواست مبنی بر درخواست جلب

ثالث .

ب ـ درخواست به معنای اخص :

درخواست به معنای اخص ، اقدامی است كه دادگاه را مكلف به رسیدگی و صدور رأی می

نماید . مثل ؛ درخواست صدور قرار تأمین خواسته / درخواست صدور دستور موقت .

اقدام دادگاه در پاسخ به این درخواست ها جز در مورد صدور حكم ابطال رأی داور در ماده ی

490 قانون تجارت ، نمی تواند بیش از صدور یك قرار باشد . این درخواستها بایستی در فرم

دادخواست مطرح گردد .

ج ـ درخواست در امور حسبی :

اقدام دادگاه در پاسخ به درخواست در امور حسبی ، مشمول مقررات قانون امور حسبی

است . و شامل ؛

ـ تصمیم : همچون موضوع ماده ی 22 قانون امور حسبی .

ـ تصدیق : همچون موضوع ماده ی 360 قانون امور حسبی ( تصدیق انحصار وراثت ) .

ـ و گاهی حكم : همچون موضوع ماده ی 59 / 64 تا 66 قانون امور حسبی ( حكم حجر ) .

 

نمونه چند درخواست :

درخواست استرداد دعوی از دادگاه :

ریاست محترم شعبه . . . . . . دادگاه عمومی و انقلاب شهرستان . . . . . . .

موضوع : درخواست استرداد دعوی

با سلام .

احتراماً ، به استحضار می رساند ؛

   این شركت در خواهان دعوی مطروحه در آن شعبه به كلاسه پرونده شماره . . . . . . . می

باشد به جهت صرف نظر از دعوی ، علیه شركت پیمانكاری . . . . . . . . . تقاضای استرداد

دعوی و صدور قرار سقوط دعوی را وفق ماده 107 قانون آیین دادرسی مدنی از آن قاضی

محترم دارد .

 

                                                                                        با تشكر و احترام

                                   ************************

 

درخواست صدور اجرائیه :

ریاست محترم شعبه . . . . . . . دادگاه عمومی و انقلاب شهرستان . . . . . . . .

سلام علیكم

احتراماً ، ضمن تقدیم نسخه ابلاغ شده ی حكم شعبه ی . . . . . . . . دادگاه تجدیدنظر استان

، با ملاحضه اینكه رای صادره به محكو علیه ( تجدیدنظر خواه ) ابلاغ گردیده و مستعد صدور

اجرائیه شده است ، لذا از محضر عالی صدور دستور بر تدارك اجرائیه و ابلاغ آن به محكوم

علیه مورد استدعاست .

 

                                                                                        با تشكر و احترام

 

اعتراض نسبت به نظر كارشناسی :

ریاست محترم شعبه ی . . . . . . . . . دادگاههای عمومی و انقلاب شهرستان . . . . . . . . . .

موضوع : اعتراض به نظریه كارشناسی در دعوی مطروحه در پرونده كلاسه . . . . . . . . . .

با سلام ،

 احتراماً ،

 بدین وسیله اعتراض خود را نسبت به اظهارات كارشناس محترم در نظریه ای كه در تاریخ . .

. . . به اینجانب ابلاغ گردیده در مهلت مقرر قانونی اعلام می دارم . مراتب به انضمام دلایل رد

نظریه كارشناس طی لایحه ای تقدیم می گردد .

 

                                                                                                  با احترام 

]]>
وثیقه گذاری اموال دولتی ( امکان یا عدم امکان ) 2015-09-09T12:17:55+01:00 2015-09-09T12:17:55+01:00 tag:http://hooghooghi.mihanblog.com/post/230 جواد مزروعی معرفی اموال دولتی به عنوان وثیقه ( امکان یا عدم امکان ) :   پرسش : آیا امکان دارد از اموال دولتی برای وثیقه گذاری برای مسئول متهم استفاده کرد ؟ استدلال نخست : اگر جرمی که متهم ( مسئول ) به خاطر آن تحت تعقیب قرار گرفته ، از جرایمی باشد که به اعتبار مسئولیت دولتی وی باشد به طوری که اگر چونین سمتی نداشت ، تحت تعقیب قرار نمی گرفت ، چون پاسخگویی او به اتهام به عنوان شخصی که به اعتبار سمت خود متهم واقع شده است ( نه به عنوان شخص حقیقی ) ، بنابراین پذیرش

معرفی اموال دولتی به عنوان وثیقه ( امکان یا عدم امکان ) :

 

پرسش :

آیا امکان دارد از اموال دولتی برای وثیقه گذاری برای مسئول متهم استفاده کرد ؟

استدلال نخست :

اگر جرمی که متهم ( مسئول ) به خاطر آن تحت تعقیب قرار گرفته ، از جرایمی باشد که به

اعتبار مسئولیت دولتی وی باشد به طوری که اگر چونین سمتی نداشت ، تحت تعقیب قرار

نمی گرفت ، چون پاسخگویی او به اتهام به عنوان شخصی که به اعتبار سمت خود متهم

واقع شده است ( نه به عنوان شخص حقیقی ) ، بنابراین پذیرش وثیقه دولتی در مورد چونین

متهمی قابل طرح است .

اما ، اگر نوع جرم به گونه ای بود که مسئولیت شخص در آن دخیل نبوده است . چون جرم ،

کاملاً جنبه ی شخصی دارد ، لذا نمی توان مال دولت را وسیله ی آزادی شخص حقیقی قرار

داد .

در پاسخ به این استدلال بایستی گفت :

یکی از تعهدات ناشی از وثیقه گذاری ، حاضر کردن متهم است . تخلف از حاضر کردن متهم

موجب ضبط مال مورد وثیقه می گردد . حال باید پرسید ؛ چگونه دولت می تواند مال متعلق

به خود را ضبط کند ؟

استدلال دوم :

وثیقه در حقیقت بازداشت و توقیف مال وثیقه گذار است . به موجب قانون نحوه ی پرداخت

محکوم به دولت و عدم تأمین و توقیف اموال دولتی مصوب سال 1368 ، اگر اداره ی محکوم

علیه هم واقع شده باشد ، قانون اجازه ی بازداشت مال او را نداده است . بدین ترتیب چگونه

می توان مال دولت را که به عنوان وثیقه پذیرفت و آن را توقیف کرد ؟

نتیجه : امکان وثیقه گذاری از اموال دولتی وجود ندارد .

تکمله :

1 ــ در قوانین موجود ، وثیقه گذاری اموال دولتی پیش بینی نشده و به آن تصریحی نیست .

2 ــ ضبط وثیقه ی دولتی ، به نوعی قراردادن آن مال است در غیر جایگاه قانونی آن . که در

این صورت مشمول تصرف غیرقانونی در اموال دولتی است .

حاصل اینکه : اموال دولتی را نمی توان به عنوان وثیقه معرفی کرد . و در این دو استدلال

استدلال دوم مستحکم و قابل دفاع است .

پرسشی دیگر :

اگر مال دولتی به عنوان وثیقه به دادسرا معرفی شد ، آیا قاضی دادسرا می تواند آن را بپذیرد

یا این پذیرش ممنوع است ؟

پاسخ :

 قبول این مال به عنوان وثیقه توسط قاضی دادسرا ، در حقیقت فراهم کردن موجبات تصرف

غیرقانونی در اموال دولتی است . بنابراین پذیرش مال دولتی برای قاضی دادسرا ممنوع و چه

بسا موجب تعقیب قضایی وی شود .

]]>
آیین نگارش حقوقی و فن دفاع ( 19 ) 2015-08-25T13:56:56+01:00 2015-08-25T13:56:56+01:00 tag:http://hooghooghi.mihanblog.com/post/229 جواد مزروعی در صورت ورود خسارت ناشی از عمل مشتكی عنه : ـــ هدف اولیه از طرح شكایت علیه مشتكی عنه ، تقاضای تعقیب و مجازات كیفری اوست . حال اگر بر اثر عمل ارتكابی مشتكی عنه ضرر و زیان مادی هم به شاكی وارد شده باشد . مجرم مسئول جبران این ضرر و زیان است و شاكی می تواند برای مطالبه وجه جبرانی خسارت ، دادخواست ضرر وزیان تقدیم مرجع كیفری نماید . ـــ در فرم های شكوائیه ای كه طراحی دادگستری است . در انتهای فرم جایی برای ذكر خسارت ناشی از عمل ارتكابی به ریال و تقاضای صدور اجرای قرار

در صورت ورود خسارت ناشی از عمل مشتكی عنه :

ـــ هدف اولیه از طرح شكایت علیه مشتكی عنه ، تقاضای تعقیب و مجازات كیفری اوست .

حال اگر بر اثر عمل ارتكابی مشتكی عنه ضرر و زیان مادی هم به شاكی وارد شده باشد .

مجرم مسئول جبران این ضرر و زیان است و شاكی می تواند برای مطالبه وجه جبرانی

خسارت ، دادخواست ضرر وزیان تقدیم مرجع كیفری نماید .

ـــ در فرم های شكوائیه ای كه طراحی دادگستری است . در انتهای فرم جایی برای ذكر

خسارت ناشی از عمل ارتكابی به ریال و تقاضای صدور اجرای قرار تأمین خواسته منظور كرده

است .

ـــ به موجب ماده 12 ق . آ . د . ك ضمن صدور حكم جزایی ، حكم ضرر و زیان مدعی

   خصوصی هم صادر می شود . ( بدین معنی كه به دادخواست حقوقی ضرر و زیان هم

  قاضی جزایی رسیدگی و اتخاذ تصمیم می كند . )

ـــ اگر مشتكی عنه تبرئه شد به موجب رای وحدت رویه 649 مورخ 5 / 7 / 79 دیوان عالی

    كشور ، دادگاه كیفری می تواند به دادخواست ضرر و زیان رسیدگی كند .

ـــ مهلت تقدیم دادخواست برای مطالبه ی خسارت ضرر و زیان ناشی از جرم تا ؛ اعلام ختم

دادرسی در مرحله بدوی است .

ـــ ضرر و زیان قابل مطالبه عبارتند از ؛ خسارت مادی حاصل از جرم / منافع ممكن الحصول كه

    مدعی خصوصی از آنها بر اثر ارتكاب جرم محروم شده است .

 

شرایط طرح دعوی ضرر و زیان در مرجع كیفری :

1 ـ در جریان بودن دعوای عمومی .

2 ـ لزوم تقدیم دادخواست و پرداخت هزینه ی دادرسی .

3 ـ تقدیم دادخواست تا زمان اعلام ختم دادرسی .

خسارت جسمانی مازاد بردیه :

خسارت جسمانی مازاد بر دیه همانند ؛ هزینه های معالجه ، جبران خسارت از كار افتادگی و

افزایش مخارج زندگی به موجب رای اصراری 104 مورخ 14 / 9 / 68 قابل مطالبه در قالب

دعوای خصوصی تلقی نمی شود . بدین معنی كه ؛ مطالبه ی ضرر و زیان وارده بر شخص بر

اثر جرم واحد ، تحت عنوان دیگری غیر از دیه ، فاقد مجوز قانونی است .

چند نمونه شكوائیه :

1 ـ افتراء :

سرپرست محترم دادسرای عمومی و انقلاب . . . . . . .

سلام علیكم

احتراماً ، به استحضار می رساند ؛

مشتكی عنه در مورخ . . . . . . . . در حضور اهالی محل ( صورت جلسه تأیید و گواهی

همسایگان به پیوست ) ، اینجانب را متهم به سرقت و خیانت در امانت نموده است . حال با

عنایت به شرح ماوقع و گواهی همسایگان و به استناد ماده ی 697 قانون مجازات اسلامی ،

تقاضای رسیدگی و تعقیب جزایی و مجازات مشتكی عنه را دارم .

                                                                                با سپاس و احترام

                                                                                       امضاء

2 ـ خیانت در امانت :

سرپرست محترم دادسرای عمومی و انقلاب . . . . . . .

 سلام علیكم

با احترام ، به استحضار عالی می رساند ؛

اینجانب طی رسید مورخ . . . . . . . تعداد 150 دستگاه تلویزیون توشیبا 12 اینچ را به رسم

امانت نزد مشتكی عنه گذاشتم تا بعد از انجام كار خود در جزیره كیش از نامبرده بگیرم . در

بازگشت از سفر متوجه شدم كه مشتكی عنه بر خلاف اخلاق حسنه ی امانت داری ،

نسبت به فروش تلویزیون های موصوف اقدام نموده است . حال نظر به مراتب یاد شده و با

استناد به ماده ی 674 قانون مجازات اسلامی تقاضای رسیدگی و تعقیب و مجازات كیفری

مشتكی عنه را دارم .

3 ـ دریافت رشوه :

سرپرست محترم دادسرای عمومی و انقلاب . . . . . . . .

سلام علیكم .

با احترام ، به استحضار می رساند ؛

مشتكی عنه كه كارشناس ارزیابی املاك است و توسط شعبه . . . . . . . دادگاه عمومی (

حقوقی ) شهرستان با قید قرعه انتخاب شده است . وفق شهادت 6 تن از شهود ( شهادت

به پیوست ) ، مشتكی عنه با دریافت مبلغ یك میلیون ریال رشوه به نفع خوانده دعوی

حقوقی اظهار نظر كارشناسی نموده است . حال با توجه به مراتب یاد شده و به استناد ماده

ی 588 قانون مجازات اسلامی ، تقاضای رسیدگی و تعقیب و مجازات جزایی مشتكی عنه را

دارم .

                                                                                  با تشكر و احترام

                                                                             امضاء

 

]]>
آیین نگارش حقوقی و فن دفاع ( 18 ) 2015-08-25T13:55:23+01:00 2015-08-25T13:55:23+01:00 tag:http://hooghooghi.mihanblog.com/post/228 جواد مزروعی و ـ نگـــــــــــارش شـــــــــــكوائیه : وقتی كسی نسبت به ما جرمی مرتكب شود ، برای دادخواهی و تقاضای مجازات مجرم بایستی به مرجع ذیصلاح ( دادسرا ) شكوائیه نوشت . شكوائیه را می توان بر روی كاغذی عادی ( غیر فرم ) نوشت و تقدیم دادسرا كرد ولی دادگستری فرمهایی طراحی كرده كه می توان از آن نیز استفاده كرد . پیشنهاد می شود اگر هم فرم مذكور را در اختیار ندارید با ملاحظه این فرمت در این نوشته ، بخشهای یك شكوائیه را مندرج در این فرمت در كاغذ عادی رعایت كنید . ملاحظ

و ـ نگـــــــــــارش شـــــــــــكوائیه :

وقتی كسی نسبت به ما جرمی مرتكب شود ، برای دادخواهی و تقاضای مجازات مجرم

بایستی به مرجع ذیصلاح ( دادسرا ) شكوائیه نوشت .

شكوائیه را می توان بر روی كاغذی عادی ( غیر فرم ) نوشت و تقدیم دادسرا كرد ولی

دادگستری فرمهایی طراحی كرده كه می توان از آن نیز استفاده كرد . پیشنهاد می شود اگر

هم فرم مذكور را در اختیار ندارید با ملاحظه این فرمت در این نوشته ، بخشهای یك شكوائیه

را مندرج در این فرمت در كاغذ عادی رعایت كنید .

ملاحظاتی در تنظیم شكوائیه :

1 ـ اگر نگارش شكوائیه توسط شخص غیر آشنا به امر وكالت و حقوقی صورت می گیرد بهتر

است تنها به شرح ماوقع و اوصاف قضیه بپردازد و از نام بردن عنوان مجرمانه ی عمل ارتكابی

خودداری كند . ( اصولاً ، تعیین عنوان مجرمانه با دادستان است و ما در این خصوص وظیفه ای

نداریم . )

2 ـ لیكن اگر شكوائیه توسط وكیل یا نماینده حقوقی تنظیم می شود . طرح عنوان مجرمانه

ی عمل ارتكابی و ذكر ماده ی قانونی مربوط بلامانع بلكه مطلوب است . زیرا نشانگر تسلط

وكیل به قانون است .

لازمه این كار آنست كه وكیل به خوبی با قوانین مجازات و جزایی آشنا باشد و بتواند به عمل

ارتكابی متهم عنوانی مجرمانه دهد .

جهت سهولت در دسترسی به عنوان مجرمانه و قانون مربوط ، كتاب « عناوین مجرمانه »

تدوین معاونت آموزش قوه قضائیه ، پیشنهاد می شود .

3 ـ در تنظیم شكوائیه حتی المقدور تلاش شود در توصیف جرم و عمل ارتكابی از الفاظ و

عباراتی استفاده شود كه در ماده ی قانونی مربوطه آمده است . مثلاً ؛ در اتهام جعل سند

اینگونه بنویسیم :

[ . . . . مشتكی عنه با ساختن مهر این اداره و تنظیم نامه ای ممهور به آن مهر ساختگی 

مرتکب جعل نامه های اداری شده .......] لازمه ی این گونه نگارش ، مراجعه به

ماده ی قانونی مربوطه و استفاده از الفاظ و عبارات آن ماده ی قانونی است . در مثال ، از

الفاظ ماده ی 523قانون مجازات اسلامی در خصوص جرم جعل و تزویر استفاده شده است .

4 ـ هزینه ی رسیدگی به دعوای كیفری به موجب جدول ماده ی 3 قانون وصول برخی از

درآمدهای دولت و . . . . . عدد مقطوعی است . / هزینه شكایت كیفری علیه صادر

كننده چك بلامحل متناسب با مبلغ چك است .

5 ـ قبل از تنظیم شكوائیه ، علاوه بر مرور قوانین جزایی برای یافتن عنوان مجرمانه ، توجه به

صلاحیت دادگاههای كیفری رسیدگی كننده حایز اهمیت است . گرچه قاضی ابتدا بایستی

صلاحیت خود و دادگاه را بررسی نماید و در صورت عدم صلاحیت ، قرار عدم صلاحیت صادر

نماید . ولی این توجه به صلاحیت دادگاه ، از اطاله دادرسی جلوگیری می كند .

یادآوری :

شكوائیه را در چهار محل به مرجع قضایی می توان تقدیم و تقاضای رسیدگی كرد :

 ــ محل وقوع جرم

ـــ محل كشف جرم

ـــ محل دستگیری متهم

ـــ محل اقامت متهم

كسانی كه رسیدگی به جرائم آنها در صلاحیت دادگاههای شهرستان مركز استان است :

1ـ شهرداران شهرستانها

2 ـ رؤسای ادارات دولتی

3 ـ كارمندان دولت كه مرتكب جرایم ؛ ارتشاء ، اختلاس ، تصرف غیر قانونی و كلاهبرداری

     شدند .

محل رسیدگی به اتهامات مقامات :

رسیدگی به كلیه اتهامات افراد مندرج در پاراگراف دوم تبصره ماده 4 قانون احیاء دادسراها در

صلاحیت « دادگاه كیفری استان تهران » است . و تحقیقات مقدماتی این اتهامات را به

استناد ماده 14 آیین نامه قانون احیاء دادسراها ، منحصراً در صلاحیت « دادسرای تهران »

می باشد .

نحوه ی تنظیم شكوائیه :

1 ـ مشخصات شاكی : شامل ؛ نام و نام خانوادگی / نام پدر / تاریخ تولد و نشانی دقیق

     اقامتگاه .

2 ـ مشخصات مشتكی عنه : شامل ؛ نام و نام خانوادگی / نام پدر / و نشانی دقیق

     اقامتگاه .

یك نكته در مورد ضمائر در عربی :

ـ اگر متهم یك نفر و مرد باشد ، می نویسیم ؛ مشتكی عنه

ـ اگر متهمین  دو نفر و مرد یا زن باشند ، می نویسیم ؛ مشتكی عنهما

ـ اگر متهم یك نفر و زن باشد ، می نویسیم ؛ مشتكی عنها

ـ اگر متهمین چند مرد باشند ( بیش از دو نفر ) می نویسیم ؛ مشتكی عنهم

ـ اگر متهمین چند زن ( بیش از دو نفر ) باشند می نویسیم ؛ مشتكی عنهن

توضیحی در مورد عنوان سه گانه ی طرف شكایت :

ــ طرف شكایت در شكوائیه مشتكی عنه نامیده می شود .

ــ طرف شكایت در مرجع تعقیب و رسیدگی « متهم » نامیده می شود .

ـــ طرف شكایت پس از اثبات جرم « مجرم » نامیده می شود .

3 ـ موضوع شكایت :

مثلاً ؛ توهین و افترا / جعل اسناد دولتی / مطالبه وجه چك بلا محل / سرقت / قتل و . . . .

4 ـ نگارش تاریخ و محل وقوع جرم :

ــ تاریخ وقوع جرم به ساعت / روز / ماه / سال

ــ محل دقیق وقوع جرم

5 ـ شرح ماوقع :

1 ـ عنوان :

[ سرپرست محترم دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان . . . . . . ]

2 ـ شروع متن با كلمات احترام آمیز :

سلام علیكم

احتراماً به استحضار می رساند ؛

3 ـ شرح عمل ارتكابی توسط مشتكی عنه :

[ مشتكی عنه رأس ساعت 10 صبح مورخ 7 / 12 / 90 با ورود به دفتر محل كارم در اداره ی

حقوقی شركت بهره برداری نفت و گاز گچساران در حضور همكاران مرا با عناوین غیر موجه

تهدید به قتل نموده است . ( صورت جلسه تنظیمی و شهادت همكاران به پیوست ) . ]

4 ـ ذكر مستند قانونی و تقاضای تعقیب و مجازات :

[ . . . . لذا با عنایت به شرح ماوقع و با استناد به ماده 669 قانون مجازات اسلامی ، تقاضای

رسیدگی و تعقیب جزایی و مجازات مشتكی عنه را دارم . ]

5 ـ بكارگیری كلمات محترمانه و سپاسگزاری و امضاء شكوائیه :

 با سپاس و تجدید احترام

                                    امضاء

]]>
آیین نگارش حقوقی و فن دفاع ( 17 ) 2015-08-25T13:48:25+01:00 2015-08-25T13:48:25+01:00 tag:http://hooghooghi.mihanblog.com/post/224 جواد مزروعی ح ـ طرح شكایت در دیوان عدالت اداری : طرح شكایت در دیوان عدالت اداری به موجب تنظیم برگ دادخواست مخصوص این دیوان است كه این فرم را می توان از دفاتر پست خریداری كرد . برگ دادخواست از 5 ردیف و محل نگارش شرح شكایت و دلایل و مستندات تشكیل شده كه ردیف اول و دوم به 5 ستون تقسیم شده است . ـــ در ردیف اول عناوین درج شده است . ـــ در ردیف دوم بایستی مشخصات شاكی شامل ؛ نام و نام خانوندگی / نام پدر / شغل / و   محل اقامت وی نوشته شود . ــ در ردیف سوم با عنوان «

ح ـ طرح شكایت در دیوان عدالت اداری :

طرح شكایت در دیوان عدالت اداری به موجب تنظیم برگ دادخواست مخصوص این دیوان

است كه این فرم را می توان از دفاتر پست خریداری كرد .

برگ دادخواست از 5 ردیف و محل نگارش شرح شكایت و دلایل و مستندات تشكیل شده كه

ردیف اول و دوم به 5 ستون تقسیم شده است .

ـــ در ردیف اول عناوین درج شده است .

ـــ در ردیف دوم بایستی مشخصات شاكی شامل ؛ نام و نام خانوندگی / نام پدر / شغل / و

  محل اقامت وی نوشته شود .

ــ در ردیف سوم با عنوان « وكیل شاكی » مشخصات وكیل ( در صورتی كه شاكی وكیل

  داشته باشد ) ذكر می گردد .

ـــ در ردیف چهارم با عنوان « طرف شكایت » نام وزارتخانه یا مؤسسه ی طرف شكایت

نگاشته می شود . ( مثلاً ؛ شركت بهره برداری نفت و گاز گچساران )

ـــ در ردیف پنجم با عنوان « موضوع شكایت » ، اگر مورد شخصی است كه مورد شكایت درج

می گردد مثل ؛ [ اعتراض به حكم اخراج از سازمان یاد شده . . . . ]

و اگر موضوع شكایت تقاضای ابطال آیین نامه ( ماده یا مواد و یا تبصره ای از آن ) و یا

دستورالعملی اداری و یا بخشنامه ای باشد . مورد با ذكر ماده و شماره دستورالعمل و

بخشنامه رامی نویسیم . مثلاً ؛ [ ابطال ماده 7 آیین نامه اجرایی قانون نحوه اعمال تعزیرات

حكومتی راجع به قاچاق كالا و ارز مصوب 21 / 2 / 1374 هیأت وزیران .

شرح شكایت و دلایل و مستندات :

یكم ـ اگر دعوی و شكایت شخصی است :

1 ـ عنوان این متن خطاب به ریاست دیوان عدالت اداری است . لذا می نویسیم ؛

ریاست محترم دیوان عدالت اداری

2 ـ نگارش شرح را با كلمات احترام آمیز آغاز می كنیم .

سلام علیكم

احتراماً به استحضار عالی می رساند .

3 ـ معرفی خود ( شاكی ) و بیان شرح واقعه . ....

    اینجانب محمد رسولی مستخدم رسمی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی

    شهرداری گچساران به علت . . . . . . . . . . . . قادر به حضور در محل كار م به

   مدت 6 ماه نشدم . در بازگشت مواجه با حكم اخراج خود به شماره . . . . . . . . به

    استناد ماده 23 قانون رسیدگی به تخلفات اداری شدم .

4 ـ ذكر دلایل مبنی بر بلاوجه بودن اقدام اداره متبوع . . . . . . .

علی هذا ، با توجه به اینكه شهرداریها در زمره ی سازمانهای مذكور در ماده ی 23

قانون یاد شده از حیثیت اعمال مجازات اخراج از خدمت به علت غیبت نمی باشد .

و از جهتی به موجب بخشنامه ی  شماره 23 / 2 / 42507 مورخ 10 / 11 / 1366

شهرداریها رأساً مجاز به صدور اخراج كاركنان در اجرای ماده ی فوق الاشعار نمی

باشند و این امر صرفاً در حیطه ی اختیارات مقام عالی وزارت است . . . . .

5 ـ تقاضای خود از دیوان عدالت اداری ؛

لذا نسبت به حكم اخراج صادره اعتراض داشته و تقاضای رسیدگی و صدور حكم

شایسته مبنی بر فسخ حكم اخراج اینجانب و نهایتاً برقراری رابطه ی استخدامی

را دارم .

6 ـ و در پایان ذیل شرح را با بیان عنوان محترمانه ای امضاء می كنیم . . . . . . .

دوم ـ اگر تقاضای ابطال آیین نامه یا . . . . را داشته باشیم :

1 ـ مخاطب در این نوع شكوائیه ها ، « ریاست محترم هیأت عمومی دیوان عدالت

اداری » است . پس شرح شكایت را با این عنوان آغاز می كنیم .

2 ـ شروع با عبارت محترمانه ؛ « احتراماً ، به استحضار عالی می رساند : »

3 ـ نگارش عین ، تبصره یا ماده ای كه متقاضی ابطال آن هستیم . مثلاً ؛

[ در ماده 15 آیین نامه اجرایی قانون نحوه اعمال تعزیرات حكومتی راجع به قاچاق كالا و ارز ،

مجازات حامل كالای قاچاق را معادل دو برابر تعیین نموده است . ]

4 ـ بیان مغایرت با قانونی دیگر ، . . . .

[ در ماده 3 قانون موصوف ( قانون نحوه اعمال تعزیرات حكومتی . . . . ) مجازات حامل كالای

قاچاق را تا معادل دو برابر قیمت كالا تعیین نموده است . . . . . ]

5 ـ استدلال ؛ . . . . .

در قانون مجازات حامل كالای قاچاق را « تا معادل دو برابر . . . » مقرر كرده در حالیكه در

آیین نامه اجرایی این قانون و ماده 15 آن ، مجازات حامل كالای قاچاق را « معادل دو برابر .

. . » مقرر داشته است .

از آنجایی كه مطابق اصل كلی ، آیین نامه اجرایی یك قانون بایستی در محدوده و چارچوب

همان قانون تنظیم گردد . و اگر ماده یا تبصره ای از این چارچوب خارج باشد ؛ غیر قانونی

است . ماده 15 آیین نامه ی موصوف مجازات حامل كالای قاچاق را « معادل دو برابر » مقرر

داشته در حالیكه ماده 3 قانون اصلی این مجازات را ، « تا معادل دو برابر . . . » . بدین

ترتیب ماده 15 آیین نامه از محدوده ی قانونی قانون اصلی خارج ، و لذا محمل قانونی ندارد .

6 ـ تقاضای مورد نظر از دیوان ؛ . . . .

[ علی هذا ، نظر به مراتب یاد شده و در اجرای اصل 170 قانون اساسی جمهوری اسلامی

ایران ابطال ماده 15 آیین نامه ی مذكور مورد تقاضاست . ]

7 ـ در پایان متن را با عبارت احترام آمیز ؛ [ با سپاس و احترام ] خاتمه داده امضاء می كنیم .

 

                                         ***********

در پایان این بخش : . . . . .

در پایان بخش نگارش حقوقی،نگارش دادخواست چند دعوای حقوقی را جهت آشنایی بیشتر

به نمایش می گذاریم  .

 

 

 

]]>
آیین نگارش حقوقی و فن دفاع ( 16 ) 2015-08-25T13:46:17+01:00 2015-08-25T13:46:17+01:00 tag:http://hooghooghi.mihanblog.com/post/223 جواد مزروعی ج ـ برگ دادخواست تجدیدنظر خواهی : برگهای جدید دادخواست تجدیدنظرخواهی از 6 ردیف تشكیل شده كه ردیف 4 ـ 1 آن به 5 ستون تقسیم شده است .  ـــ ردیف اول عناوین است . عبارت از ؛ اسم ، نام خانوادگی ، شغل و محل اقامت . ـــ ردیف دوم مخصوص مشخصات تجدیدنظرخواه است . ـــ در ردیف سوم مشخصات تجدیدنظرخوانده نوشته می شود . ـــ در ردیف چهارم مشخصات وكیل یا نماینده قانونی تجدیدنظرخواه . ـــ در ردیف پنجم ، تجدیدنظرخواسته ذكر می شود . ـــ و در ردیف دلایل و منضمات داد

ج ـ برگ دادخواست تجدیدنظر خواهی :

برگهای جدید دادخواست تجدیدنظرخواهی از 6 ردیف تشكیل شده كه ردیف 4 ـ 1 آن به 5

ستون تقسیم شده است .

 ـــ ردیف اول عناوین است . عبارت از ؛ اسم ، نام خانوادگی ، شغل و محل اقامت .

ـــ ردیف دوم مخصوص مشخصات تجدیدنظرخواه است .

ـــ در ردیف سوم مشخصات تجدیدنظرخوانده نوشته می شود .

ـــ در ردیف چهارم مشخصات وكیل یا نماینده قانونی تجدیدنظرخواه .

ـــ در ردیف پنجم ، تجدیدنظرخواسته ذكر می شود .

ـــ و در ردیف دلایل و منضمات دادخواست ، نام دلایل و منضمات عنوان می گردد .

توجه :

تمام نكاتی كه در خصوص تنظیم این بخش از دادخواست بدوی لازم به رعایت بود در تنظیم

دادخواست تجدیدنظرخواهی هم بایستی مورد توجه قرار گیرد .

قسمت شرح دادخواست در دادخواستهای تجدید نظر :

در برگه های دادخواست تجدیدنظرخواهی عبارتی با مكانهای خالی آمده كه كافی است در

آن مكانهای خالی ؛ شماره دادنامه معترض عنه / تاریخ صدور دادنامه معترض عنه / نام دادگاه

صادر كننده دادنامه معترض عنه / تاریخ ابلاغ دادنامه معترض عنه / عنوان تقاضای رسیدگی

تجدیدنظرخواهی / دیگر ضمائم / تعداد كل اوراق تقدیمی ذكر شود و ذیل آن امضاء شود .

به موجب این متن ، نوشتن لایحه ی اعتراضی الزامی است كه بایستی ضمیمه ی این برگ

تقدیم گردد . نحوه ی نگارش لایحه اعتراضیه در بخش نگارش لوایح ذكر خواهد شد . در آن

لایحه ضمن ذكر شماره ی دادنامه معترض عنه و نگارش گردش كار ، در پایان از محضر مرجع

تجدیدنظر كننده ، تقاضای نقض دادنامه به موجب ماده 353 قانون آ . د . م ( در مورد قرارها )

و ماده 358 ق . آ . د . م ( در مورد احكام ) می شود .

د ـ برگ دادخواست فرجامخواهی :

در مواردی كه امكان فرجامخواهی مطابق مواد 366 تا 416 ق . آ . د . م فراهم باشد . طبق

رویه تنظیم فرم تجدیدنظرخواهی و با تأكید بر رعایت ماده ی 366 ق . آ . د . م مبنی بر

تشخیص انطباق یا عدم انطباق رأی مورد درخواست فرجامخواهی با موازین شرعی و قانونی

، دادخواست فرجامخواهی تنظیم و شرح فرجامخواهی در لایحه ایی نوشته و ضمیمه برگ

فرجامخواهی می شود .

توجه :

لازم است دقت شود كه رأی معترض عنه ، حكم است یا قرار ؟ . نظر به اینكه قرار به موجب

ماده353 ق . آ . د . م قابل نقض است كه مجدداً پس از نقض به شعبه ی بدوی صادر كننده

رای اعاده می شود . لذا بایستی نهایت دقت شود كه در نگارش دادخواست

تجدیدنظرخواهی و لایحه ی اعتراضی ، بی احترامی یا اهانتی به قاضی بدوی نشود زیرا پس

از اعاده پرونده به او ، موجبات ناراحتی وی فراهم می شود .

ه ـ دادخواست واخواهی :

ــ معادل عنوان خواهان در دادخواست بدوی در واخواهی ؛ واخواه / و معادل خوانده ، واخوانده

/ و معادل خواسته ، واخواهی می شود .

ــ در ردیف خواسته قید می گردد ؛ [ استدعای واخواهی از دادنامه غیابی . . . . . . مورخ . . .

. . . در پرونده كلاسه . . . . . . . ] . و در شرح واخواهی :

1 ـ ابتدا خلاصه ی از پرونده را خطاب به ریاست شعبه ی رسیدگی كننده ابراز می كنیم .

2 ـ سپس ادله ی واخواهی را ذكر .

3 ـ ایرادات شكلی و ماهوی وارده به دادنامه ی غیابی ذكر شود .

4 ـ و آنگاه از محضر دادگاه تقاضای نقض دادنامه ی غیابی شود .

                                        *****************************

خوانده در بعضی از دعاوی حقوقی :

خوانده در اغلب دعاوی برای خواهان شناخته شده است و لذا در تنظیم دادخواست مشكلی

ایجاد نمی كند . ولی در برخی از دعاوی تشخیص خوانده قدری مشكل است كه در اینجا

خوانده را در برخی از دعاوی معین می نمائیم .

1ـ در دعوی ورود ثالث ؛ خواندگان ، خواهان و خوانده ی دعوی اصلی هستند .

2ـ در دعوی جلب ثالث ؛ خوانده مجلوب ثالث و یا شخص دیگر پرونده ( غیر خوانده ) است .

3ـ خوانده در دعوی اعتراض ثالث ، طرفین پرونده ی اصلی اولیه می باشند .

4ـ خوانده در دعوی ابطال شناسنامه و صدور شناسنامه جدید ، اداره ثبت احوال محل است

5ــ در دادخواست اصلاح شناسنامه نیز خوانده اداره ثیت احوال محل می باشد . / هم چونین

    در دادخواست تغییر نام كوچك ، خوانده اداره ثبت احوال شهرستان مربوطه است .

توجه :

تغییر نام كوچك فرزند توسط ولی قهری صورت می گیرد كه بایستی مشخصات ولی در ردیف

« وكیل یا نماینده قانونی » نوشته شود . زیرا ولی قهری ،نماینده قانونی خواهان یعنی فرزند

است .

6 ـ در دادخواست صدور گواهی حصر وراثت ، یكی از وارث خواهان و دیگر وارث خوانده دعوی

    خواهند بود .

7 ـ خوانده در دادخواست تقاضای صدور حكم رشد از سوی پسر یا دختر ، پدر یا جد پدری یا

     وصی یا قیم آنان خواهد بود .

8 ـ خوانده در دادخواست تقاضای صدور اجازه ازدواج دختر ، پدر یا جد پدری او خواهد بود .

9 ـ خواندگان در دعوی مطالبه ضرر و زیان ناشی از جرم و اعسار از پرداخت هزینه دادرسی

متهم پرونده كیفری و ریاست دادگستری و یا دادستان است .

10 ـ خوانده در دادخواست صدور قرار تأمین دلیل در مورد تصادف رانندگی ، راننده ی مقصر

        است .

11 ـ خوانده دعوی اعسار از پرداخت هزینه ی دادرسی ، رئیس دادگستری محل است .

12 ـ خوانده دعوی اعسار از پرداخت دیه یا تقسیط محكوم به ، محكوم له پرونده كیفری و

ریاست دادگستری یا دادستان است .

13 ـ در دعوی اثبات رابطه ی زوجیت ، خواند مردی است كه منكر این رابطه با خواهان است

 

]]>
آیین نگارش حقوقی و فن دفاع ( 15 ) 2015-08-25T13:41:27+01:00 2015-08-25T13:41:27+01:00 tag:http://hooghooghi.mihanblog.com/post/222 جواد مزروعی تقاضای صدور دستور موقت : (چون محتمل است خوانده ، ملك موضوع معامله را به غیر منتقل و اجرای حكم را در صورت صدور ، متعذر و حق اینجانب را تضییع كند ، مستنداً به مواد 310 تا 325 قانون آیین دادرسی مدنی صدور دستور موقت بر منع نقل و انتقال ملك ، تا حصول نتیجه ی رسیدگی از محضر دادگاه استدعا می شود . بدیهی است خسارت احتمالی پس از تعیین ، ایداع خواهد شد .) تقاضای صدور قرار تأمین خواسته : (. . . . ضمناً به منظور ایجاد امكان اجرای حكم ، در صورت صدور ، و احتراز از بروز

تقاضای صدور دستور موقت :

(چون محتمل است خوانده ، ملك موضوع معامله را به غیر منتقل و اجرای حكم را در صورت

صدور ، متعذر و حق اینجانب را تضییع كند ، مستنداً به مواد 310 تا 325 قانون آیین دادرسی

مدنی صدور دستور موقت بر منع نقل و انتقال ملك ، تا حصول نتیجه ی رسیدگی از محضر

دادگاه استدعا می شود . بدیهی است خسارت احتمالی پس از تعیین ، ایداع خواهد شد .)

تقاضای صدور قرار تأمین خواسته :

(. . . . ضمناً به منظور ایجاد امكان اجرای حكم ، در صورت صدور ، و احتراز از بروز اشكالات

احتمالی مستنداً به ماده 108 قانون آیین دادرسی مدنی ، اصدار و اجرای قرار تأمین خواسته

مورد استدعاست . نظر به فوریت امر مستنداً به ماده 117 ق . آ . د . م تقاضا دارد موافقت

فرمایید قرار بدواً اجرا و متعاقباً ابلاغ شود . )

درخواست تسلیم مبیع :

(. . . . ضمناً نظر به اینكه خوانده ی محترم از تحویل و تسلیم مورد معامله به اینجانب امتناع

می كند مستنداً به بند 3 ماده 262 و ماده 376 قانون مدنی ، الزام خوانده به تسلیم مبیع از

محضر عالی استدعا می شود . )

تقاضای گواهی جهت اخذ اسناد از دوائر دولتی :

گاهی لازم است سندی كه به اثبات دعوی ما كمك می كند از دوائر دولتی و یا شهرداریها

اخذ گردد . در این حالت ، ابتدا در ردیف « دلایل و منضمات دادخواست » می نویسیم ؛ «

تقاضای اعطاء گواهی به شرح متن » و آنگاه در متن ( شرح دادخواست ) اضافه می كنیم : [

چون خوانده محترم برای انجام معامله موضوع این مبایعه نامه اقدام به پرداخت عوارض

شهرداری و مالیاتهای مربوط كرده كه این خود دلیلی بر قطعی بودن معامله است ، استدعا

دارد گواهی مرحمت فرمایید تا با مراجعه به ادارات مذكور فتوكپی مصدق اوراق دال بر انجام

این موارد تهیه و تقدیم شود .]

 

]]>
آیین نگارش حقوقی و فن دفاع ( 14 ) 2015-08-15T16:52:00+01:00 2015-08-15T16:52:00+01:00 tag:http://hooghooghi.mihanblog.com/post/219 جواد مزروعی هزینه دادرسی : 1 ـ در دعاوی غیر مالی و درخواست تأمین دلیل و تأمین خواسته هزینه ی دادرسی عدد       مقطوعی است ( به موجب بند 13 ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و . . . ) 2 ـ هزینه دادرسی در مرحله بدوی ، تجدیدنظر و فرجام خواهی در بند 12 ماده 3 قانون وصول     برخی از . . . . . معین شده است . 3 ـ در صورتی كه قیمت خواسته در دعاوی مالی در موقع تقدیم دادخواست مشخص نباشد نیازی به تعیین آن در وقت تنظیم دادخواست نیست . بلكه برای هزینه دادرسی :

1 ـ در دعاوی غیر مالی و درخواست تأمین دلیل و تأمین خواسته هزینه ی دادرسی عدد

      مقطوعی است ( به موجب بند 13 ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و . . . )

2 ـ هزینه دادرسی در مرحله بدوی ، تجدیدنظر و فرجام خواهی در بند 12 ماده 3 قانون وصول

    برخی از . . . . . معین شده است .

3 ـ در صورتی كه قیمت خواسته در دعاوی مالی در موقع تقدیم دادخواست مشخص نباشد

نیازی به تعیین آن در وقت تنظیم دادخواست نیست . بلكه برای پرداخت هزینه دادرسی به

بند 14 ماده 3 قانون وصول . . . . و بخشنامه های رئیس قوه قضائیه در تعیین تعرفه جدید

عمل می گردد . در این حالت دادگاه مكلف است قیمت خواسته را قبل از صدور حكم

مشخص نماید .

توجه : اگر دعوی ما مثلاً ؛ [ الزام خوانده به استرداد یك دستگاه اتومبیل پراید مدل . . . . به

شماره شهربانی . . . . به شرح متن دادخواست ، مقوم به مبلغ یك میلیون ریال . . . . .]

باشد . به این معنا نیست كه ما ارزش اتومبیل خود را یك میلیون ریال تعیین كرده ایم ، بلكه

بدین معنی است كه برای استرداد این اتومبیل می خواهیم به مأخذ یك میلیون ریال پول تمبر

بدهیم . لذا خوانده نمی تواند به جای استرداد اتومبیل مبلغ یك میلیون ریال را بپردازد و بری

الذمه گردد . در چونین مواردی بایستی عدد تقویم خواسته را به میزانی تعیین كنیم كه امكان

تجدیدنظر خواهی نسبت به رای اصداری در مرحله بدوی وجود داشته باشد .

 

مثال هایی در خصوص آنچه در ردیف تعیین خواسته می توان نوشت :

1 ـ الزام خوانده به پرداخت ده میلیون ریال وجه یك فقره چك به انضمام جمیع خسارات

قانونی( در این دعوی خواسته و بهای آن معلوم و دعوی مالی است ) .

2 ـ اعلام بطلان قرارداد شماره . . . . . مورخ . . . . . مقوم به مبلغ . . . . . ریال به انضمام

جمیع خسارات قانونی ( دعوی مالی است ولی بهای خواسته معین نیست و لذا مقوم كرده

ایم . )

3 ـ ابطال شناسنامه شماره . . . . . و صدور شناسنامه جدید . ( دعوی غیر مالی است . )

 

چند تذكر :

1 ـ خواسته نبایستی مردد باشد . یعنی نمی توان از دادگاه خواست كه خوانده را یا به این

مورد یا موردی دیگر الزام كند .

2 ـ چند خواسته را در یك دادخواست نمی توان مطرح كرد . مگر اینكه منشاء آنها واحد باشد

. مثل ؛ دعوی تخلیه عین مستأجره / تعدیل مال الاجاره / دعوی اجور معوقه همان مورد اجاره

در یك دادخواست بلامانع است زیرا منشاء سه دعوی « مورد اجاره » است .

3 ـ هم چونین می توان در جوار خواسته اصلی ، خواسته دوم و سومی را در ردیف تعیین

    خواسته مطرح كرد . مثلاً ،

الف ـ الزام خوانده به حضور در دفترخانه و تنظیم سند رسمی انتقال به شرح متن مقوم به

      مبلغ . . . . ریال

ب ـ صدور دستور موقت ( یا اصدار قرار تأمین خواسته )

ج ـ الزام خوانده به تسلیم مبیع .

4 ـ بهای خواسته به منظور پرداخت هزینه تجدید نظر خواهی مقداری است كه در

حكم بدوی  محكوم علیه بدان محكوم شده است .

5ــ عدم تعیین بهای خواسته در صورتی پذیرفته می شود كه واقعاً تعیین ممكن نباشد . در

      غیر این صورت « نقص دادخواست » شمرده می شود .

6ــ باید توجه داشت كه دادگاه ؛ نوع حق / میزان و مقدار حق خواهان را ، در

 

محدوده  ای كه در قسمت تعیین بهای خواسته تعیین شده مأخذ قرارداده و با

استناد به ادله و مقررات ، وجود و یا عدم آن حق را تشخیص داده و نسبت به آن

حكم شایسته صادر می كند

7 ـ دادگاه نمی تواند مازاد بر میزان خواسته به نفع خواهان حكم صادر كند .

پنجم ـ در ردیف دلایل و منضمات دادخواست ، تنظیم كننده ی دادخواست بایستی دلایل و

مستندات و منضماتی را كه برای اثبات دعوی خود بكار برده و ضمیمه ی دادخواست كرده در

این ردیف نام ببرد . مثلاً عنوان می دارد ؛ فتوكپی مصدق سند مالكیت / تحقیق و معاینه

محلی / ارجاع امر به كارشناس / استماع گواهی شهود / استعلام از اداره ی ثبت اسناد /

پرونده كلاسه ی . . . . . . موجوددر فلان اداره / .

ششم ـ شرح دادخواست :

شرح دادخواست یك نگارش حقوقی است كه لازم است آیین نگارش اینگونه متون را در این

شرح رعایت كرد . در نگارش شرح دادخواست رعایت سه شرط لازم است ؛

1 ـ فشردگی و اختصار متن

2 ـ مستدل بودن متن

3 ـ قابل انعطاف بودن به منظور امكان بحث و استدلال پیرامون موارد مندرج و نیز امكان تغییر

آن در صورت مقتضی .

بخش های یك شرح دادخواست :

1 ـ عنوان احترام آمیز نسبت به مخاطب ( دادگاه ) :

در این بخش ضمن بیان عنوان مخاطب ، شرح دادخواست را با عبارت و كلمات احترام آمیزی

شروع می كنیم . مثلاً ؛

ریاست محترم دادگاههای عمومی و انقلاب شهرستان . . . . . .

و یا ؛

ریاست محترم دادگاه

و یا ؛ ریاست محترم حوزه قضایی

و بعد آغاز متن شرح ؛

احتراماً ، به استحضار می رساند ؛ . . . . .

سلام علیكم ، با احترام به استحضار می رساند ؛ . . . . . .

احتراماً ، خاطر عالی را مستحضر می دارد ، . . . . . .

2 ـ شرح مقدمه و مختصر دعوی :

در این بخش توضیحی در مورد دعوی و علت تضییع حق خواهان توسط خوانده داده می شود

. مثال :

ـــ  خوانده محترم مالك ششدانگ یك باب خانه موضوع پلاك فرعی از اصلی واقع در گچساران

    می باشد .

ـــ این ملك به موجب مبایعه نامه ی عادی مورخ 12/7/80 ( تصویر به پیوست ) به اینجانب (

خواهان ) فروخته شده است . در این مبایعه نامه خوانده متعهد شود كه در تاریخ 12/ 8 / 80

در دفترخانه حاضر و سند رسمی این ملك را به اینجانب منتقل كند . لیكن خوانده محترم به

موجب اعلام مراتب به دفترخانه و استشهادیه ی پیوست در وقت تعیینی در دفترخانه حاضر

نشده است .

3 ـ بیان استدلال قانونی و شرعی :

نظر به اینكه وقوع بیع صحیح شرعی بین اینجانب و خوانده مسلم و ذكر این مطلب كه خوانده

به انتقال رسمی ملك به اینجانب در تاریخ معین متعهد شده ولی از ایفاء تعهد خودداری كرده

است لذا مستنداً به مواد 10 و 219 قانون مدنی و ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی . . . .

4 ـ تقاضای خواسته ی اصلی از محضر دادگاه :

. . . . . . از محضر دادگاه صدور حكم بر الزام خوانده به حضور در دفترخانه و تنظیم سند

رسمی انتقال ، با احتساب جمیع خسارات قانونی استدعا می شود .

5 ـ امضای ذیل شرح دادخواست :

با بكارگیری عنوانی محترمانه ، این شرح امضاء می شود . مثلاً ؛

با تقدیم احترام – حسین حق خواه

جدول ذیل صفحه اول دادخواست پس از تقدیم دادخواست به مرجع قضایی تكمیل می گردد.

توضیح :

1 ـ در صورت كافی نبودن محل شرح درخواست ، می توان از پشت صفحه ی برگ

    دادخواست و یا در برگ ضمیمه استفاده كرد .

2 ـ می توان در برگ دادخواست شرح مختصری از خواسته را عنوان و شرح كامل را طی

   لایحه ایی به دادخواست پیوست نمود .

3 ـ تعداد برگ دادخواست به تعداد طرفین دعوی باضافه یك برگ بایستی تنظیم و

تقدیم  دادگاه شود .

4 ـ اگر علاوه بر خواسته ی اصلی ، خواسته ی فرعی دیگری ( مثل ؛ قرار تأمین یا دستور

   موقت ) از دادگاه داشته باشید به نحو ذیل در شرح دادخواست اضافه می كنید .

]]>
آیین نگارش حقوقی و فن دفاع ( 13 ) 2015-08-15T16:49:33+01:00 2015-08-15T16:49:33+01:00 tag:http://hooghooghi.mihanblog.com/post/218 جواد مزروعی توضیح : 1 ـ اگر دعوی علیه اهالی محل معین ( اعم از ده ، شهر ، بخش و . . . . ) كه عده ی آنان غیر محصور باشد ، به موجب ماده 74 قانون آیین دادرسی مدنی بایستی علاوه بر ذكر « اهالی محل» در ردیف خوانده ، لازم است نام یك یا چند نفر و نیز نام دهدار و شهردار یا . . . . در همین قسمت نوشته شود و اگر خواندگان محصور اما متعدد باشند ، نام و مشخصات تمامی آنها بایستی در دادخواست نوشته شود . 2 ـ نوشتن اقامتگاه خوانده در دادخواست الزامی است . اگر خواهان اقامتگاه خوانده را نمی د توضیح :

1 ـ اگر دعوی علیه اهالی محل معین ( اعم از ده ، شهر ، بخش و . . . . ) كه عده ی آنان

غیر محصور باشد ، به موجب ماده 74 قانون آیین دادرسی مدنی بایستی علاوه بر ذكر «

اهالی محل» در ردیف خوانده ، لازم است نام یك یا چند نفر و نیز نام دهدار و شهردار یا . . . .

در همین قسمت نوشته شود و اگر خواندگان محصور اما متعدد باشند ، نام و مشخصات

تمامی آنها بایستی در دادخواست نوشته شود .

2 ـ نوشتن اقامتگاه خوانده در دادخواست الزامی است . اگر خواهان اقامتگاه خوانده را نمی

داند ، می تواند مراتب را به دفتر دادگاه اعلام دارد كه در این صورت دادخواست به هزینه ی

خواهان از طریق روزنامه ابلاغ می شود . ذكر این نكته ضروری است كه ابلاغ دادخواست از

طریق انتشار آگهی به علت مجهول المكان بودن خوانده فقط در مورد اشخاص حقیقی رعایت

می شود .

3 ـ در مورد مجهول المكان بودن خوانده ای كه از اشخاص حقوقی است ( حقوق خصوصی )

دادخواست به نشانی آخرین محلی كه به اداره ی ثبت شركت ها معرفی شده ابلاغ خواهد

شد . / در مورد اشخاص حقوقی حقوق عمومی نظر به اینكه پیدا كردن محل برای مأمور ابلاغ

آسان است ، لذا ناصحیح نوشتن نشانی اقامتگاه اشخاص حقوق عمومی مشكلی ایجاد

نمی كند .

تذكر مهم :

 در اغلب دعاوی ، خوانده مشخص است مثلاً ؛ از آقای الف مبلغی را طلبكارید و نام و

مشخصات او را هم می دانید . ولی در برخی از دعاوی تعیین خوانده ی دعوی كاری تخصصی

است كه نیاز به مطالعه و تجربه دارد . مثل اینكه در دعاوی اعسار از پرداخت هزینه ی

دادرسی ، خوانده ی دعوی كیست ؟ . و یا اینكه اگر شخصی به نمایندگی از دیگری قراردادی

را تنظیم نموده باشد دعوای الزام به انجام قرارداد و یا خسارت ناشی از عدم انجام تعهد

بایستی بر علیه آن نماینده باشد ، و یا اصیل .

سوم ـ اگر پرونده و دعوی وكیل دارد و دادخواست توسط وكیل تنظیم می گردد . در ردیف با

عنوان « وكیل یا نماینده قانونی » مشخصات كامل وكیل یا نماینده بایستی نوشته شود .

و اگر دعوی بدون حضور وكیل مطرح می شود در مقابل این ردیف واژه ی « اصیل » را می

نویسیم .

توضیح :

1 ـ منظور از وكیل ، وكیل رسمی دادگستری است كه پروانه ی وكالت در مراجع قضایی را

     دارد . افراد عادی و با وكالت نامه های ثبتی حق وكالت در مراجع قضایی را ندارند .

2 ـ منظور از « نماینده قانونی » ، ولی ( پدر و جد پدری ) صغیر / قیم فرد محجور ( صغیر ،

    دیوانه ، سفیه ) است .

3 ـ مدیر عامل نماینده ی قانونی شخصیت حقوقی است . ( مثلاً در شركت ها )

 

چهارم ـ در ردیف با عنوان « خواسته یا موضوع و بهای آن » و در فرم های جدید با عنوان

« تعیین خواسته و بهای آن » خواسته و بهای آن نوشته می شود .

خواسته : خواسته آن چیزی است كه خواهان از دادگاه تقاضا می كند و درخواست می كند

كه دادگاه خوانده را به انجام آن یا دادن آن محكوم نماید .

انواع خواسته :

ــ خواسته گاهی ( اغلب ) مالی است . مثل ؛ مطالبه ی مبلغ چك ، مطالبه طلب ، مطالبه

ی اجاره بها و اجرت المثل و . . . .

ــو گاهی خواسته غیر مالی است . مثل ؛ درخواست تصحیح شناسنامه ، طلاق ، حضانت ،

تخلیه مورد اجاره  و . . . .

ــ خواسته مالی گاهی ارزش و بهای آن مشخص و معلوم است . مثل اینكه ؛ خواسته ،

مطالبه یك میلیون تومان طلب باشد .

و گاهی خواسته مالی است ولی میزان آن به لحاظ ریالی مشخص نیست . مثل ؛ دعوی

بطلان قراردادی به انضام جمیع خسارات قانونی . كه در این حالت بایستی به مبلغی مقوم كنیم .

 

منظور از تقویم ( مقوم كردن ) :

تعیین بهای خواسته و مشخص نمودن ارزش ریالی خواسته را تقویم خواسته به ریال ( كه

وجه رایج كشور است ) گویند . بدین ترتیب وقتی خواسته خود وجه رایج كشور باشد ، تقویم

منتفی است .

چرا بایستی بهای خواسته مشخص گردد :

1 ـ به منظور تعیین هزینه دادرسی در دعاوی مالی .

2 ـ قابلیت تجدید نظرخواهی و عند الاقتضاء قابلیت فرجام خواهی .

 


]]>
آیین نگارش حقوقی و فن دفاع ( 12 ) 2015-08-15T16:46:32+01:00 2015-08-15T16:46:32+01:00 tag:http://hooghooghi.mihanblog.com/post/217 جواد مزروعی ب ـ برگ دادخواست بدوی ( در دعاوی حقوقی ) : مقدمه : به موجب ماده ی 48 ق . آ . د . م ، شروع رسیدگی در دادگاه مستلزم تقدیم دادخواست است . دادخواست به دفتر دادگاه صالح و در نقاطی كه دادگاه دارای شعب متعدد است به دفتر شعبه اول تسلیم می گردد . ماده ی 51 ق . آ . د . م شرایط یك دادخواست را به شرح ذیل ذكر كرده است : 1 ـ در برگ چاپی مخصوص نوشته شود . 2 ـ به زبان فارسی نگارش صورت گیرد . 3 ـ نوشتن ؛ نام / نام خانوادگی / نام پدر / سن / شغل و اقامتگاه خواهان .

ب ـ برگ دادخواست بدوی ( در دعاوی حقوقی ) :

مقدمه :

به موجب ماده ی 48 ق . آ . د . م ، شروع رسیدگی در دادگاه مستلزم تقدیم دادخواست

است . دادخواست به دفتر دادگاه صالح و در نقاطی كه دادگاه دارای شعب متعدد است به

دفتر شعبه اول تسلیم می گردد .

ماده ی 51 ق . آ . د . م شرایط یك دادخواست را به شرح ذیل ذكر كرده است :

1 ـ در برگ چاپی مخصوص نوشته شود .

2 ـ به زبان فارسی نگارش صورت گیرد .

3 ـ نوشتن ؛ نام / نام خانوادگی / نام پدر / سن / شغل و اقامتگاه خواهان .

4 ـ نوشتن ؛ نام / نام خانوادگی / نام پدر / سن / شغل و اقامتگاه خوانده .

5ــ در صورتی كه دادخواست توسط وكیل تنظیم می گردد ، مشخصات كامل وكیل نیز درج

می گردد .

6 ـ تعیین خواسته و بهای آن ( در مواردی كه خواسته مالی بوده و تعیین آن ممكن باشد . )

7 ـ تعهدات و جهاتی كه به موجب آن خواهان خود را مستحق مطالبه می داند .

8 ـ آنچه كه خواهان از دادگاه درخواست دارد .

9 ـ ذكر دلایل و اسناد و منضمات مثبت دعوی خواهان .

10 ـ امضای دادخواست دهنده .

توضیح :

در ماده 78 قانون آیین دادرسی مدنی ، ذكر تاریخ نگارش دادخواست نیز یكی از شروط

تنظیم دادخواست بود . اكنون در قانون جدید این شرط مذكور نیست ولی مدیر دفتر كل دادگاه

پس از وصول دادخواست آنرا ثبت و تاریخ تسلیم را به روز و ماه و سال شمسی ذكر می

نماید .

نكات عمومی در تنظیم برگ دادخواست بدوی :

1 ـ جمع آوری اوراق و مدارك و توضیحات لازم .

2 ـ برگ دادخواست حتی المقدور فشرده و مختصر و مستدل باشد .

3 ـ متن قابل انعطاف باشد بطوری كه در صورت لزوم قابل تغییر باشد .

4 ـ در نگارش برگ دادخواست بایستی ؛

ــ منظور خود را به روشنی به قاضی بفهمانید . ( وضوح و شفافیت در طرح دعوی )

ــ توجه او را به متن جلب كنید.  ( با رعایت اختصار و احتراز از تكرار مطالب )

ــ سعی كنید در نوشته، قاضی را به حقانیت دعوی معتقد سازید . ( با رعایت متانت و

صداقت در كلام و سخن بر اساس دلایل و مدارك موجود . )

بدین ترتیب به قول ویَو نویسنده فرانسوی ؛ [ كافی نیست كه حق به جانب كسی باشد

، بلكه باید بتوان ثابت كرد كه حق به جانب او است . ]

5ــ طرح دعوی / معرفی مدارك / استدلال حقوقی و تطبیق مستندات قانونی با

    موضوع دعوی

نحوه ی عملی تنظیم دادخواست نخستین :

هر برگ دادخواست از بالا به 6 ردیف تقسیم شده كه ردیف های 4 ـ 1 آن به 7 ستون قسمت

شده است . ردیف اول عناوین است و همچنین ستون یكم .

مراحل تنظیم :

( در برگ دادخواستهای جدید ، نام و نام خانوادگی در یك ستون آمده و ستونی با

عنوان « تلفن » اضافه شده است . )

یكم ـ در ردیف دوم در مقابل عنوان « خواهان » مشخصات كامل خواهان شامل ؛ نام ، نام

خانوادگی ، نام پدر ، سن ، شغل و محل اقامت نوشته می شود .

توضیح :

1 ـ مشخصات فردی بایستی طبق مشخصات مندرج در شناسنامه باشد .

2 ـ محل اقامت عبارت از ؛ شهرستان / خیابان / كوچه / پلاك و كدپستی .

3 ـ اگر خواهان یا خوانده شخصیت حقوقی است ، بایستی اقامتگاه شخص حقوقی نوشته

    شود .

4 ـ اگر خواهان ها متعدد باشند . لازم است اسامی و مشخصات همه در این ردیف و پشت

    صفحه  ی دادخواست نوشته شود .

5ــ ماده 1002 قانون مدنی اقامتگاه را اینگونه تعریف كرده است : [ اقامتگاه هر شخص عبارت

از :محلی است كه شخص در آنجا سكونت داشته و مركز مهم امور او نیز در آنجا

باشد . اگر محل سكونت شخصی غیر از مركز مهم امور او باشد ، مركز امور او اقامتگاه

محسوب است . اقامتگاه اشخاص حقوقی مركز عملیات آنها خواهد بود . ]

1 ـ 5 ـ  منظور از « مركز مهم امور » محلی است كه شخص در آنجا از حیثیت شغل و

كسب یا خدمت اداری یا نظامی و یا علاقه ی ملكی اقامت دارد .

2 ـ 5 ـ اقامتگاه اداری شركت همان مركز اصلی شركت می باشد و آن عبارت از محلی است

كه ادارات مركزی شركت در آن محل بوده و هیأت رئیسه شركت در آنجا سكونت دارند و

دستورات شركت از آنجا صادر می گردد . و گزارشهای اجرای آن دستورات در آنجا مستقر و

گردآوری می گردد . و جلسات هیأت مدیره و مجامع شركت در آن محل تشكیل می شود .

3 ـ 5 ـ اقامتگاه زن شوهر دار همان اقامتگاه شوهر است مگر اینكه :

ــ شوهر اقامتگاه معلومی نداشته باشد و زن برای خود اقامتگاهی مستقل داشته باشد .

ــ توافق زن و شوهر بر داشتن اقامتگاه مستقل برای زن .

ــ زن به حكم دادگاه ( به موجب ماده 1115 قانون مدنی ) اقامتگاه مستقلی انتخاب نماید .

4 ـ 5 ـ به موجب ماده 1007 قانون مدنی اقامتگاه كاركنان دولت ، محلی است كه در آنجا

         مأموریت ثابت دارند .

-5 5 ـ به موجب ماده 1008 قانون مدنی اقامتگاه افراد نظامی كه در پادگان هستند ، محل

      پادگان آنهاست .

-6 5 ـ به موجب ماده 1006 قانون مدنی اقامتگاه صغار و محجورین ، همان اقامتگاه ولی یا

      قیم آنهاست .

7 ـ 5 ـ اقامتگاه عشایر همان قلمرو ییلاق و قشلاق و مسیر كوچ آنهاست . گرچه برای ابلاغ

       اوراق قضایی ، امور عشایری آن محل اقامتگاه محسوب می شود .

تذكر مهم :

اگر در دادخواستی شرایط مندرج در ماده ی 51 قانون آیین دادرسی مدنی را نداشته باشد

مدیر دفتر دادگاه ، بدون اخطار به خواهان ، ظرف دو روز از تاریخ رسید دادخواست نسبت به

رد دادخواست اقدام خواهد كرد و این عمل دادگاه به منزله ی « رد فوری » دادخواست است

این قرار اصداری در دفتر دادگاه الصاق می گردد و دادخواست دهنده ظرف 10 روز از تاریخ

الصاق فرصت اعتراض خواهد داشت .

دوم ـ در ردیف دوم با عنوان « خوانده » نام و مشخصات و محل اقامت خوانده ی دعوی

نوشته می شود .

مواردی كه تحت عنوان « توضیح » نوشته شد برای تنظیم مشخصات خوانده نیز بایستی

رعایت شود .

]]>