دست نوشته های شخصی

آیین نگارش حقوقی و فن دفاع ( 27) بخش پایانی

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:دوشنبه بیست و سوم فروردینماه سال 1395-05:00 قبل از ظهر

چهارم ـ اثبات دعوی یا نتیجه دفاع :

اثبات دعوی عبارت است از ؛

ـ رد دعوی و دلایل طرف مقابل

ـ اثبات ادعای خویش با ارائه ی توضیحات و دلایل

ارسطو می گوید ؛ اثبات موضوع دو مرحله دارد ؛

ـ یكی منفی ؛ كه همان رد كردن دلایل طرف مقابل است .

ـ دوم مثبت ؛ كه ثبوت ادعای خویش می باشد .

 

مرحله ی اول ـ رد دلایل طرف مقابل :

1 ـ تخریب مبانی استدلالی طرف دعوی :

یقیناً طرف مقابل برای اثبات دعوی خود دژی از استدلالها ساخته است . وكیل در این مرحله

از دفاع بایستی ابتدا در این دژ استدلال طرف با یافتن نقاط ضعف و نقص و اشتباه نفوذ كرده ،

آن را متلاشی سازد . و بدین ترتیب ذهن قاضی را نسبت به استدلالهای طرف مقابل

مشوش و عقیده ی او را نسبت به دعوی و اظهارات طرف زایل نماید . و شك و تردید قاضی را

جای نشین قطع و یقین او سازد . به محض ایجاد این تردید ، بایستی توجه ی قاضی را به

موضوع و ادعای جدید خود جلب نماید . یعنی به محض تخریب استدلال ، فكر و استدلال خود

را جایگزین نماید . در حقیقت وكیل در این مرحله بایستی عیب جو و منتقد طرف مقابل باشد

2 ـ لحن دفاع در رد استدلال طرف مقابل :

اكنون كه موجبات تزلزل استدلال طرف مقابل فراهم شده ، وكیل باید با لحن تند و شدید و با

حركات و حرارت ، حریف را مورد حمله قرار دهد . ولی اگر طبع دعوی و دادرس به گونه ای

است كه مخالف شدت و تندی است . جمله و بیان خود را نرم و شیرین و ظریف نماید . چه

اینكه تندی در همه ی مواقع كار ساز نیست . توجه داشته باشیم كه در رد دعوی ، از

بكارگیری جملات موهن و نیش دار خودداری كنیم . و این گونه جملات و كلمات كه ممكن

است جنبه توهین هم به خود بگیرد را هرگز علیه همكار وكیل خود بكار نبرید و تلاش نمائید

كه حرمت و شخصیت او محفوظ و محترم باقی بماند .

حتی از بكارگیری كلمات و جملات نیش دار علیه مدعی طرف مقابل هم اجتناب نمایید .

بنابراین لحن دفاع بایستی با توجه به روحیه قاضی و وضعیت دعوی اتخاذ شود و در هر حال

از توهین و خشونت اجتناب نمایید .

 

مرحله دوم ـ اثبات ادعای موكل :

پس از اینكه بی اساسی و غیر مستدل بودن دعوی طرف مقابل به دادگاه نشان داده شد ،

اكنون نوبت آنست كه حقانیت موكل خود را به اثبات برساند .

برای این كار می توان از دو روش ؛ بكارگیری نیروی منطق و توسل به احساسات و

 عواطف قاضی توأمان استفاده كرد . . زیرا ذهن شخص را می توان از دو طریق روشن

ساخت ؛ یكی از راه نفوذ در قلب و احساس او و دیگر ، بكارگیری فكر و عقل و نیروی منطق .

وكیل می تواند هر یك از این دو شیوه را متناسب با طبع دادگاه و دادرس بكارگیرد . یعنی از

طرفی عواطف و احساسات دادرس را در جهت حقانیت موكل خود برانگیزد و از جانب دیگر با

استدلال عقلی و شیوه ی منطقی عقل دادرس را تحت تأثیر گفته ها و استدلالهای خود قرار

دهد . لازمه و مقدمه ی موفقیت در این مرحله از دفاع داشتن ؛

ـ قدرت تفكر و تخیل ؛ تا به سهولت بتواند استدلال های جدید كشف و ارائه كند .

ـ فكر منطقی ؛ بدین معنی كه در مرحله ی نهایی دفاع از طرق مختلف علمی و منطقی

مثل ؛ قیاس ، استقراء و . . . . . استفاده كند . و شیوه دفاع را تنظیم و سروسامان دهد .

ـ سرعت انتقال ؛ در تطبیق موضوع دعوی با مواد و مقررات قانونی .

 

                                  *************

 

 

 

 

 

دفـــــاع در دعــــاوی جـــــــزایی :

همانگونه كه در محاكم حقوقی در مقام دفاع ؛ قدرت استدلال و منطق لازمه ی دفاع است ،

در محاكم جزایی ؛ قدرت سخنوری و نفوذ كلام و سلطه و اقتدار .

در محاكم جزایی ، بیان دفاع باید ؛ روشن ، صریح ، مختصر و فشرده باشد . لحن و آهنگ

متناسب با موضوع اتهام بوده و نباید میزان توضیحات از مورد لزوم و مقتضای اتهام تجاوز كند .

دفاع در محاكم جزایی هم از چهار اركان ؛ مقدمه / و جریان واقعه / و بحث و استدلال / و

نتیجه تشكیل می شود . لیكن ، لحن دفاع با آنچه در دفاع حقوقی مطرح است تفاوت دارد .

 

مقدمات دفاع جزایی :

1 ـ حضور فعال وكیل در تمام مراحل تحقیق

2 ـ مطالعه ی دقیق پرونده اعم از ؛ صورتجلسه بازجویی ها و شهادت شهود و

یادداشت   برداری نكات حساس .

3 ـ مصاحبه با موكل ( متهم ) و تحقیق از حوادثه و مورد اتهامی .

  1. ـ آماده سازی دلایل و مدارك ثابت كننده ی بی گناهی موكلش .

5ـ پیش بینی دلایل و مداركی كه ممكن است در دادگاه علیه موكلش

بكارگرفته شود و آماده   كردن خود برای رد آن دلایل و مستندات .

6 ـ تنظیم طرح و نقشه دفاع در فكر و اندیشه خود برای جلسه رسیدگی .

 

وكیل در جلسه رسیدگی دعوای جزایی :

1 ـ تعقیب جریان رسیدگی با كمال دقت و هوشیاری

2 ـ یادداشت برداری از سوالاتی كه قاضی از متهم می كند و جوابهای متهم .

3 ـ توجه دقیق به اظهارات شهود و در صورت لزوم یادداشت برداری .

4 ـ تعمق در دفاع نماینده دادستان از كیفر خواست .

توجه :

گاهی ممكن است آنچه را كه نماینده دادستان در مقام دفاع از كیفر خواست می

گوید و یا آنچه را كه شاكی ابراز می كند با محتویات پرونده به وضوح اختلاف داشته و در تضاد

باشد . در چونین حالتی می توان مورد را یادداشت و در دفاع با كمال نرمش این اشتباه را

متذكر شد . ولی شایسته تر آنست كه وكیل ، بی درنگ با لحن اعتراض آمیز و با صدای رسا

در همان لحظه ی وقوع گزارش خلاف سخن نماینده دادستان و یا شاكی را قطع و با شدت

آن اشتباه و كذب گفتاری را آشكار كند . و تلاش كند در بزنگاه احساسات قاضی و یا هیأت

منصفه ( در صورت حضور ) را بر انگیزد . و اگر مواجه با اعتراض نماینده دادستان و شاكی شد

پرشور و هیجان به اعتراض پاسخ دهد و تلاش كند احساس نفرت قضاوت و مستمعین را علیه

آندو تحریك كند . خلاصه اینكه صحنه ای پر جنجال و پر هیجان به وجود آورد . آنچه نباید از نظر

دور داشت اینست كه استفاده از روش تعرض و شدت به ندرت و در موارد استثنایی بكار

گرفته شود . زیرا نبایست تكرار این تعرضها موجب عصبانیت دادگاه و حضار را فراهم آورد .

تسلط بر اعصاب و حفظ خونسردی در عین جسارت و حرارت لازمه ی این گونه دفاع است .

 

دفـــــــاع اصلـــی :

دفاع در دادگاه كیفری به صورت بالبداهه صورت میگیرد . زیرا ؛

اولاً : محیط و مسیر دادگاه و رسیدگی دائماً در حال تغییر است .

دوماً : دفاع اغلب عكس العمل سئوالات و روحیات قضاوت است . لذا وكیل لازم است مطابق

 با پرسش ها و تغییر روحیات قضاوت ، بالبداهه دفاع خود را تغییر و از سرگیرد .

ـ وكیل ابتدا جریان وقوع حادثه را با مهارت تشریح می كند و علل ارتكاب جنایت را بر می

شمارد .

ـ توضیح دهد كه ؛ چرا متهم مرتكب چنین عملی شده است / تحت تأثیر چه حادثه ای قرار

گرفته كه مرتكب این عمل شده / چه محركی او را بدین عمل وا داشته است / چگونه شده

كه تصمیم به ارتكاب جرم گرفته است / امتناع از عمل ارتكابی چه عواقب و آثاری می

توانست داشته باشد . و . . . . . .

ـ در ضمن بیان ماوقع ، می توان بحث دفاع را هم با دلایل و مستندات دقیق آغاز كرد . و با

استفاده از محتوای پرونده و نكات حساسی كه یادداشت كرده است بی اساسی دعوی

شاكی و كیفر خواست را اثبات نماید .

ـ نكته دیگر در دفاع ، استفاده از تعابیر و تفسیر سخنان شهود در جهت نفع موكل می باشد .

و یا با جرح شهود از ارزش اظهارات آنان بكاهد و نیز با تطبیق گفته های آنان با اظهارات قبلی

خودشان و یا اظهارات دیگر شهود و یا محتویات پرونده ، تناقض گویی شهود را اثبات و اظهارات

آنان راكم ارزش و بلا اثر كند .

ـ وكیل در تمام مدت جلسه رسیدگی دقت كافی را مبذول دارد كه كلیه مقررات آیین دادرسی

كیفری كاملاً توسط دادگاه رعایت شود و اگر خطایی صورت گرفت فوراً تذكر دهد و مطالبه ی

سند نماید تا در مراحل بعدی رسیدگی ( تجدید نظر خواهی ) از این عدم رعایت تشریفات

رسیدگی به نفع موكل خود استفاده نماید .

ـ طریقه متقاعد كردن قضاوت در مرحله اول استفاده از استدلالهای منطقی است در جهت

واهی نشان دادن اتهام و یا اثبات پوچی آن . ولی گاه در پرونده ای وقوع جرم مسلم و آشكار

است كه جای انكار و استدلال مبنی بر رد آن باقی نمی گذارد . در این صورت ، وكیل بایستی

با تشریح و توصیف محیط ناسالمی كه متهم در آن زندگی می كند و بیان موجباتی كه وقوع

جرم را اجتناب ناپذیر جلوه دهد . هر قدر كه ممكن است در احساسات و روح و قلب قضاوت

رسوخ و عواطف آنان را به نفع موكل خود بر انگیزد .

ـ وقتی وكیل قصد برانگیختن عواطف قضاوت را دارد بایستی از ابزار فصاحت و بلاغت و شور و

حرارت در سخن استفاده نماید . آهنگ صدای خود را متناسب با موضوع تغییر داده و پرطنین

كند . و تلاش كند كلمات و عباراتی بیابد كه از دل برخاسته باشد تا لاجرم بردل نشیند . و

مستقیماً بر روی عواطف شنوگان اثر گذارد . در دفاع گاهی لازم است سكوتی كوتاه كرد تا

قاضی فرصت یابد در محل وقوع حادثه سیر كند و گاهی چنان عبارت را به سرعت بیان كند

كه قاضی شنونده مجال نقد و اشكال گیری در دفاع وكیل نیابد .

و در آخر صداقت و راستی در گفتار را فراموش نكنیم تا بدین وسیله بتوانیم اعتماد و اعتقاد

قضاوت را نسبت به خود جلب كنیم .

در اینجا سخن را در فن دفاع به پایان می بریم . و تنها به ذكر این نكته می پدازیم كه ؛ آنچه

بیان شد ، دستمایه ای است برای شروع دفاع كه صد البته باید به تجربه كامل گردد و خود

تجربه ای و دستورالعمل جدیدی شود برای دیگران .

 

                                                                                           موفق و پیروز باشید




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آیین نگارش حقوقی و فن دفاع ( 26 )

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:دوشنبه بیست و سوم فروردینماه سال 1395-04:58 قبل از ظهر

مرحله دوم ـ

علاقمند ساختن قاضی به منظور آماده كردن دادگاه برای توجه به استدلالها و

مستندات دعوی : شیوه به این صورت است :

1 ـ رعایت اختصار در بیان مطالب : باید دانست كه یك دفاع فشرده و مختصر بیشتر در

روح و فكر قاضی اثر می گذارد و توجه و علاقه ی او را بیشتر جلب می كند . فراموش نكنیم

هرچه عبارات كوتاهتر باشد ، بیشتر در حافظه ی قاضی باقی می ماند .

توجه :

رعایت اختصار و مختصر گویی بدین معنا نیست كه از سر و ته مطالب بزنیم و عباراتی

ابتر و مبهم تحویل قاضی دهیم . بلكه بایستی به پیچیدگی دعوی توجه داشت و اگر پرونده از

پیچیدگی برخوردار است اختصار جایز نیست بلكه به عكس بایستی توضیحات به حد كافی و

وافی طرح گردد زیادگویی وقتی ملال آور است كه در آن تكرارهای بلاوجه و توضیح واضحات

باشد . فراموش نكنیم اختصار در مكانی كه نیاز به توضیح كافی است نشانگر سطحی بودن

دفاع است .

چگونه مختصر بگوییم :

1 ـ زدودن حشو و زائدی كه موجب تطویل كلام می شود .

2 ـ پرهیز از بیهوده گویی . فیثاغورث گفته ؛ ارزش یك سخن بیهوده به مراتب كمتر از

سكوت و خاموشی است .

3 ـ پرهیز از تكرار كلام . ( جز در مواردی كه بخواهیم توجه دادرس را به نكته ای جلب كنیم . )

4 ـ پرهیز از تكرار طوطی وار جملات دیگران این عمل موجب ابتذال كلام و چه بسا موجب

خشم دادرس شود .

5 ـ عدم خروج از موضوع و فقط بحث نمودن پیرامون موضوع دعوی . ( گاهی خروج از موضوع

برای تغییر جو دادگاه شایسته است . ولی بایستی این خروج از بحث اصلی با مهارت و دقت

صورت گیرد تا موجب منحرف شدن ذهن دادرس از اصل موضوع نگردد . )

6 ـ توجه به عكس العمل دادرس . به محض اینكه متوجه شدید منظور شما را در آن بخش و

   یا در آن دفاع متوجه شده به بحث خود پایان دهید . و گر چه دلیل مفید دیگر باقی مانده

   باشداز بیان آن صرفنظر كنید .

 

7 ـ وقتی دادگاه به علت پیچیده و مبهم بودن موضوع انتظار توضیح بیشتری را دارد . بر

مختصرگویی خود اصرار نورزید بلكه با بیان عباراتی همچون ؛ [ شاید ضرورتی نداشته باشد

كه به عرض دادگاه برسانم كه . . . . . ] و یا ؛ [ از اینكه دادگاه محترم با كمال حوصله و دقت

توضیحات مرا استماع فرمودند ضمن تشكر و پوزش از تطویل كلام تلاش می كنم مختصر تر

 پیرامون مطلب بحث نمایم . . . . . ] و یا ؛ [ قبل از ختم دفاع اجازه می خواهم تنها یك مطلب

 را به عرض دادگاه برسانم و آن اینكه . . . . . ] توضیحات مورد لزوم خود را بیان دارد .

2 ـ دفاع پر شور و زنده و پر حرارت :

وكیل در محضر دادگاه و در مقام دفاع ( خصوصاً در دعاوی جزایی ) بایستی منعكس كننده ی

احساسات و عواطف موكل خود باشد . لذا بیاناتش علاوه بر منطبق بودن با واقعیت ، لازم

است پرشور و حرارت باشد تا بهتر حقیقت زندگی و دعوی را مهم سازد .

چگونه پرشور دفاع كنیم :

ـ سخن گفتن با حركت دست و جنبش و به هنگام آهنگ صدا را فرود و فراز كردن .

 ـ گاهی سئوال و جواب دو طرف دعوی را منعكس نمایید و در بیان، تلاش نمایید حالت و

روحیه ی گوینده را عیناً تقلید و توصیف كنید .

 ـ در موقع دفاع ، به بیانات خود جنبه ی سئوال و تعجب بدهید . مثلاً ، به جای آنكه بطور

عادی بگوید ؛ [ اگر متهم بی گناه بود در مقابل چونین حادثه ای فلان عكس العمل را داشت .

. . . . . ] بگوید : [ یك مرد شرافتمند و بی گناه ، در برخورد با چونین حادثه ی تأثر انگیزی چه

عكس العملی از خود نشان می داد ؟ مسلماً به سختی و با شدت اعتراض می كرد . حال

باید دید متهم چه كرده ؟ این شخص حتی كوچكترین عكس العملی كه رفع شبهه و سوءظن

از او بكند از خود نشان نداده است و این خود یك نوع اقرار ضمنی به ارتكاب عمل است . ]

3 ـ تنوع در طرز دفاع و آهنگ صدا :

قاعده ی دیگر برای جلب توجه ی دادرس ، متناسب با موقع و وضع دادگاه طرز دفاع و آهنگ

صدای خود را تغییر دهید و همواره از یكنواختی در صدا و شیوه ی بیان پرهیز نمایید . در این

خصوص لازم است نكات ذیل مورد توجه قرار گیرد ؛

ـ دادگاه حقوقی است یا جنایی

ـ سالن دادگاه وسیع و مجلل است یا در مكانی كوچك و ساده

ـ دفاع در دادگاه بدوی است یا استیناف

ـ در مقابل قضاوت / داوران / تماشاچیان سخن می گویید یا در دادگاهی خلوت و آرام

ـ در تمام مدت دفاع ، با در نظر گرفتن عكس العمل ؛ قضاوت ، تماشاچیان ، مستمعین و

وضعیت دادگاه ، با تمام دقت در آهنگ صدا و طرز ادای كلمات و حركات وژست های خود تغییر

و تنوع را رعایت كنیم . اگر لازم است قصه پردازی كنیم و آرام و بذله گو باشیم به اقتضاء

كلمات و جملات مهیج و گزنده بكار بریم و حالتی تهاجمی و جدی داشته باشیم . گاهی تند

و مشوش و پرطنین / و زمانی تمسخرآمیز و آرام و آهسته سخن بگوئیم . طرز بیان جملات

گاهی سرزنش آمیز و خشم برانگیز و زمانی ترحم برانگیز .

4 ـ شوخی و بذله گویی در موقع دفاع :

بذله گویی را اینگونه تعریف كرده اند كه عبارتست از ؛ بیان یك مطلب جدی بصورت ساده و

سبك و شوخی و مزاج .

گاهی لازم است برای خارج كردن حالت خشك و خسته كننده ی دادگاه ، وكیل در دفاع با

گفتن جمله ای نشاط برانگیز و یا لطیفه ای كوتاه و سرور و روح تازه ای به دادرس و

مستعمین ببخشد . زیرا دفاع هر قدر منطقی و جالب و مستدل باشد ، باز موجب ملال و

خستگی شنونده می شود .

تذكر :

مراقبت كنید این شوخی و بذله گویی به ابتذال نكشد و مقام وكیل را سبك سرجلوه

ندهد . بلكه هدف ایجاد نشاط در جلسه باشد تا مستمعین را به شنیدن دفاعیات خود علاقه

مند سازید .

5 ـ مانور در هنگام دفاع :

به هنگام دفاع با موقع شناسی و تسلط بر گفتار و رفتار و زیر نظر داشتن موقعیت دادگاه و

روحیه دادرسان مرتب هم چون سرداری در میدان مبارزه ، جایی كه لازم است ؛ پرشور باشید

و پرحرارت / گاهی به مخالفت برخیزید و گه نرمش و سازش پیشه كنید . / گاه تهاجم و حمله

كنید و گاه عقب نشینید . / گاه چهره ای خشن به خود بگیرید و گاه مهربان و بذله گو باشید .

/ و در آخر آنجا كه لازم است آرام شوید و سكوت پیشه كنید . / هر حركتی كه می كنید و یا

سخنی كه می گویید ، عكس العمل مستمعین را بررسی نمایید و تأثیر و یا بی توجهی آنان

را برای شیوه ی تداوم دفاع در نظر بگیرید .

6 ـ پرورانیدن موضوع :

منظور از پرورانیدن موضوع ، آمیختن دفاع ( در پرونده های پیچیده ) به مباحث ؛ كلی فلسفی

علمی ، اجتماعی و یا اخلاقی . مثل ؛ بحث از اصل نسبی بودن مالكیت ، تأثیر مالكیت در

روابط اجتماعی ، اصول تجاری در روابط مدنی ، تأثیر تحولات اجتماعی در تمایلات و مالكیت

های فردی . این عمل باعث آن می شود كه قاضی نیز در صدور رأی ، دادنامه را سرسری

تنظیم نكند . بلكه تلاش كند استدلالهایش بر اساس اصول و مبانی و قواعد علمی و فلسفی

استوار باشد .

بازهم توجه :

بیان این نوع مطالب در جای جای دفاع ، شائبه ی فضل فروشی و وعظ و اندرزگویی ایجاد

نكند . بلكه این مطالب بایستی جنبه ی ؛ تلقین و نقل قول و پیشنهاد داشته باشد .

 

مرحله سوم ـ متقاعد كردن دادگاه ( هدف غایی دفاع ) :

هدف نهایی از یك دفاع ، متقاعد كردن قاضی بر ذی حق بودن موكل و هم عقیده كردن با

استدلالها و مستنداتی است كه در دفاع كتبی و شفاهی ارائه شده است . و در دو مرحله

قبلی ، تلاش نموده تا به روشنی دعوی خود و شرح ماوقع را بیان كند و دادگاه را آماده سازد

تا به استدلالهای او در این مرحله گوش فرا دهد و آنها را بپذیرد .

شیوه ی متقاعد كردن دادگاه خود به بخشهای ذیل تقسیم می شود :

یكم ـ طرح ریزی دفاع

دوم ـ طرز بیان

سوم ـ وحدت و هماهنگی در دفاع

چهارم ـ اثبات دعوی

یكم : طرح ریزی دفاع

وكیل در این مرحله كه قبلاًاقدامات آماده سازی دادگاه را فراهم كرده ، برای شروع این

مرحله كه طرح مستندات و استدلالهاست ، بایستی شیوه ی دفاع در این مرحله را طرح

ریزی كرده باشد . و صحیح نیست در بیان هر استدلال ، از همان ابتدای دفاع ، مقصود و هدف

اصلی خود را بیان كند . و به دنبال این نباشد كه نظر خود را بر دادگاه تحمیل كند ؛ زیرا حس

احتجاج و ستیزه جویی و اعتراض قاضی را بر می انگیزد ، بلكه با تلقین استدلال ، فكر قاضی

را به سمت شیوه ی طراحی شده برای دفاع هدایت كند . در حقیقت در این مرحله ، وكیل

راههای مختلف استدلال و نتیجه گیری از موضوع را به قاضی یادآور می شود . در این طرح

ریزی ، جایی برای سوالهایی خالی بگذارد . این سوالات بایستی در كمال هوشیاری و دقت و

مهارت طرح ریزی شده باشد بطوریكه دادگاه را برای پذیرفتن استدلال ها و در نهایت قبول

 هدف و مقصود اصلی آماده سازد .

دوم ـ طرز بیان استدلال :

ظریفی ،وكلای دادگستری را در دفاع به دو دسته تقسیم كرده است :

ـ مرعوب كنندگان : آنانی كه به نیروی استدلال قوی و منطقی و لحن خشن و جدی و

جملات گزنده و كوبنده سعی در مغلوب كردن طرف مقابل دارند . 

ـ مجذوب كنندگان : آنانی كه با فصاحت بیان و رقت كلام و ظرافت در سخن و نرمش و نكته

سنجی سعی در مجذوب و متقاعدكردن طرف مقابل دارند .

از هر یك از این دو دسته باشید ناچار از ؛

ـ صداقت در كلام

ـ بیان ساده و اطمینان بخش در دفاع هستید .

یكی از معروفترین قضات فرانسوی در كتابی خطاب به وكلا می گوید ؛ [ من رمز كارم را در

اختیار شما می گذارم ، آنچه بیشتر مرا متقاعد می سازد ؛ لحن آرام و ساده و بی

پیرایه و لیاقت و صداقت و شرافت وكیلی است كه با ایمان به حقانیت خواسته ی

موكلش و فقط یه استناد دلایل و مدارك موجود در پرونده دفاع می كند . ]

كلید واژگان این توصیه ی قاضی فرانسوی كه در حقیقت دستوالعمل دفاع برای متقاعد كردن

قاضی است در موارد ذیل خلاصه می شود :

ـ لحن آرام و ساده و بی پیرایه وكیل

ـ لیاقت وكیل ( شایستگی علمی او )

ـ صداقت در گفتار ( پرهیز از فریب دادن قاضی )

ـ شرافت ( كه عامل راستی و بزرگ منشی وكیل است . )

ـ ایمان داشتن وكیل به حقانیت موكل

ـ دفاع فقط بر اساس مستندات و دلایل موجود باشد .

 

در طرز بیان دفاعیه سه عنصر اصلی وجود دارد ؛

1 ـ ایمان و اعتقاد : بدین معنی كه وكیل بایستی به حقانیت آنچه كه در مقام دفاع می

گوید ایمان داشته باشد . و سفارش شده ؛ هرگز وكالت و دفاع از موضوعی را كه خود ایمانی

به حقانیت آن ندارید نپذیرید . زیرا در این صورت قادر نخواهید بود دادرس را به گفته های خود

متقاعد كنید . آنچه در این بخش افزودنی است اینكه ؛ كافی نیست كه وكیل به گفته و

دعوی خود ایمان و عقیده داشته باشد ، بلكه باید با كمال علاقه مایل باشد این ایمان و

اعتقاد بر گفته هایش را در روح و فكر دادرس دادگاه نیز بوجود آورد . مكمل این امر ، دور كردن

فكر شكست احتمالی است در دفاع . وكیل نبایستی جز به موفقیت بیندیشد ونباید در خود

تزلزل و تردید راه ندهد .

2 ـ صداقت و درستی گفتار : وكیل بایستی این نكته را همواره در نظر داشته باشد كه

وقتی دادرس گفته های او را باور می كند كه او را صادق و امانتدار و پاكدامن بداند و به گفته

هایش اعتماد كند . وكیل بایستی با صداقت در گفتار و عمل به قاضی بفهماند كه با یك

انسان شرافتمند و راستگو و امین سروكار دارد . بدین ترتیب خیلی سهل خواهد توانست

قاضی را معتقد به دفاع خود نماید . در دفاع هزگز به دنبال فریب دادگاه نباشید . بلكه همواره

با درستكاری و صداقت و صمیمیت و دور از هر گونه نیرنگ و شائبه ای ، دادرس را در كشف

حقیقت راهنما باشید . و با ایجاد یك نوع رابطه ی معنوی متقابل ، این اطمینان را به قاضی

بدهید كه در مقام فریب او نیستد . فراموش نشود كه ؛ آنچه باعث نفوذ كلام و حیثیت و آبروی

وكیل می شود ؛ شرافت و صداقت و امانت داری اوست . بر خلاف این تصور غلط كه وكالت را

مجموعه ای از نیرنگ ها و ریاكاریها و صحنه سازی ها و دروغ پردازیها می دانند ، آنچه موجب

موفقیت و شهرت و معروفیت یك وكیل است ؛ درستی ، صداقت ، پاكدامنی و شرافت و

امانت اوست .

3 ـ طبیعی بودن دفاع : آنچه باید در دفاع مورد توجه وكیل باشد اینست كه ؛ دفاع و طرز

بیان او كاملاً طبیعی و به دور از هرگونه تصنع و ظاهرسازی باشد . اگر بخواهیم دفاع ما در

دادرس و شنوندگان نفوذ نماید و موثر باشد باید از تصنع و پیرایه و زوائد پرهیز كنیم .

توجه : سادگی در كلام و طبیعی بودن دفاع و گفتار نباید بهانه ی لا ابا لیگری و بكارگیری

كلمات عامیانه و زشت و مبتذل و جملات نامربوط و مهمل شود . لازم است كه وكیل در موقع

دفاع وقار و مقام و موقعیت خود را با بكارگیری كلمات مبتذل خدشه دار نكند . بیاد داشته

باشد كه استعمال كلمات مبتذل و عامیانه موجب سلب اطمینان دادرس و بی ارزش كردن

استدلال و دفاع می گردد .

 

سوم ـ وحدت و هم آهنگی دفاع :

هدف از دفاع كه مجموعه ای است از توضیحات و استدلال ها و تعابیر و تفسیرها از مقدمه  

تا نتیجه ، متقاعد ساختن قاضی است . یكی از لوازم تأثیر دفاع در قاضی ، وحدت و هم

آهنگی در نحوه ی بیان دفاع است . وكیل مجبور است برای تفهیم دادرس ، مقصود خود را از

جهات و زوایای مختلف تشریح و تجزیه و تحلیل نماید . این سلسله جهات بایستی هم چون

رشته ی محكم منطقی از استدلال های به هم متصل باشد و در تمام مدت دفاع این

 هارمونی و موزون بودن روال و ارتباط مطالب حفظ شود . كاملاً مراقبت شود كه دچار تناقض

گویی نشویم جملات و كلمات باید بطور موزون با روانی و صراحت تمام مقصود را بیان كند و

بین اندیشه ی وكیل و گفتارش هم آهنگی و وحدت كامل برقرار بماند .

توجــــــــــــه :

1 ـ اگر ضمن دفاع استدلال مورد نظر فراموش شود وكیل بایستی فوراً به شیوه ای دیگر

استدلال را دنبال كند .

2 ـ اگر ضمن دفاع اصطلاحی فقهی یا حقوقی فراموش شود ، باید بلافاصله اصطلاح

مشابهی جایگزین شود .

خلاصه اینكه ؛ وكیل ضمن دفاع نباید بگذارد كه دنباله ی فكر یا كلامش قطع شود . و یا در

بیان وقفه ایجاد گردد . ولی در عین حال مراقبت كند وحدت و هماهنگی دفاع بهم نخورد .

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آیین نگارش حقوقی و فن دفاع ( 25 )

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:دوشنبه بیست و سوم فروردینماه سال 1395-04:55 قبل از ظهر

فصل پنجم:

فن دفــــــــــــــــــــــــاع :

مقدمه :

وكیل و نماینده حقوقی واسطه و حایل بین موكل خود و دادگستری است . بدین معنی كه

بایستی خواسته ی موكل خود را با مواد قانونی و قواعد فقهی و منطقی منطبق سازد و

شیوه ای در ارائه ی آن بكارگیرد كه بتواند خواسته را مورد قبول قاضی سازد و او را در ذی

حق بودن موكل خود قانع كند . دادرس بر اساس توضیحات و دفاع وكیل است كه علت اختلاف

 منافع دو طرف دعوی را درك و حقیقت مطلب را كشف می كند و با صدور حكم این اختلاف را

حل و فصل می نماید . بدین ترتیب دفاع عبارتست از ؛ [ حد فاصل بین واقعیت و عدالت و

واسطه ی بین حقیقت و حق. ] در توضیح این تعریف از دفاع می تواند گفت ؛ وقتی بین دو

نفر اختلافی به وجود آید ، در حقیقت واقعیتی مورد خدشه قرار گرفته و عدالت در مورد آن

صورت نمی گیرد . وكیل با دفاع منطقی خود این واقعیت را آشكار و با اقناع دادگاه موجب می

شود كه عدالت در خصوص موكلش به اجراء در آید .

شرایط و اوصاف یك وكیل برای موفقیت در دفاع :

1 ـ اندوخته ی علمی لازم و كافی : این اندوخته علمی شامل ؛ حقوق ، علم اصول فقه ،

منطق ، فن نگارش و سخنوری ، ادبیات و دیگر موضوعات مرتبط همچون فصاحت و بلاغت در

بیان مطالب می باشد .

2 ـ توانایی در استدلال : بدین منظور كه بتوان دعوی را با استحكام و استواری طرح و دلایل

لازم را به كار گرفت .

3 ـ قوه ی تخیل و ابتكار : تا بتوان در صورت لزوم به فوریت دلایل جدید را در دفاع بكار برد و

جریان دعوی را به نفع موكل تغییر داد .

4 ـ قابلیت استنباط و توانایی در استنتاج : تا با این توانایی بتوان نقاط اصلی و حساس

پرونده را استنباط و استخراج و نتیجه گیری مناسب را بعمل آورد .

5 ـ داشتن طبع نقاد : داشتن طبع نقاد و توان نقد مطالب و استدلالهای طرف دعوی . این

امكان رابه وكیل می دهد كه بتواند مستندات و استدلالهای مقابل را مورد بررسی و نقد قرار

دهد و نقاط ضعف آن را روشن سازد و بسان حربه ای است در دست وكیل مدافع . هوده ی

دیگر این طبع ، بالا بردن قدرت تفسیر قوانین و بكارگیری مناسب ترین ماده ی قانونی در جهت

استقرار عدالت .

6 ـ صعه صدر و گسترش فكر : داشتن این روحیه این امكان را به وكیل می دهد كه در

مقابل جملات طرف مقابل دعوی از خود تحمل نشان دهد و آنگاه با یك جهش فكری ناشی از

گسترش فكری مسیر دعوی را به نفع خود تغییر دهد .

7 ـ قریحه روانشناسی : آشنایی با روانشناسی و داشتن این قریحه به وكیل به هنگام

دفاع این امكان را می دهد كه عكس العمل روحی طرف مقابل را زیر نظر داشته باشد و از

تأثیرپذیری و حساسیت او به نفع خود استفاده نماید . (هم چونین تأثیرات در دادرس )

8 ـ داشتن روحیه ی مقاومت ، مبارزه ، شجاعت ، جسارت و شهامت :

وكیل نه تنها در مقابل حملات طرف دعوی قرار دارد ، ممكن است از جانب موكل خود ،

 مقامات و افكار عمومی نیز تحت فشار قرار گیرد . و گاهی ناچار است به مقامی اعتراض و

یا در مقابل افكار عمومی كه بر علیه موكلش تحریك شده مقاومت نماید . لذا وكیل مدافع باید

آنقدر شهامت اخلاقی داشته باشد كه از این ناملایمات نهراسد و وظیفه مخاطره انگیز خود را

با صلابت و بدون تشویش و تردید و تزلزل انجام دهد . و خصوصیت استقلال فكر و آزادی دفاع

را همواره در خود حفظ نماید .

9 ـ كسب آگاهی های همه جانبه از طریق مطالعه ی مداوم :

دیگر از خصوصیات یك وكیل مدافع مطالعه ی آثار نویسندگان بزرگ در زمینه های حقوق و

مسایل قضایی و مطالعه ی معلومات عمومی و اطلاعات عمومی ، سخن فضلا و بزرگان

عرصه ی علم و ادب است . ولتر نویسنده بزرگ فرانسوی می گوید ؛ [ هر چه انسان

بیشتر نوشته های خوب را مطالعه كند ، بیشتر به خوب سخن گفتن عادت می كند

. ] . گاهی در دفاع ، قرائت شعری از سعدی و یا ضرب المثلی مرتبط و توضیح یك اصل علمی

یا اقتصادی به خوبی می تواند توجه قاضی را جلب و بر او تأثیر مثبت گذارد ضمن اینكه به

تشریح ماوقع و ذی حقی موكلش در دعوی هم كمك می كند .

تذكر :

نكته بسیار مهم در استفاده از این معلومات در دفاع آنست كه ؛ بیان این معلومات و

سخنان و شعرها به هیچ وجه نبایستی جنبه ی خود نمایی پیدا كند . زیرا اگر برای قاضی

این تصور حاصل شود كه وكیل بجای دفاع از موكل خود در فكر به رخ كشیدن وسعت معلومات

خود است . تأثیر منفی بر وی خواهد داشت . بایستی توجه داشت كه بیان این مطالب كلی

و علمی و عمومی با كمال تواضع و ظرافت بیان شود كه آن تصور برای قاضی پیش نیاید و

بگونه ای طرح موضوع كند كه به همه بفهماند كه این مطالب را فقط در جهت اثبات دعوی

بیان داشته است .

10 ـ علاقه مندی به شغل وكالت :

كه می تواند تمام نكات نه گانه فوق را در وكیل برانگیزد و به او آمادگی دفاع مؤثر و منطقی را

بدهد

هدف از دفاع :

دفاع اعم از شفاهی و كتبی در حقیقت یك هدف نهایی را دنبال می كند و آن ؛ اقناع

قاضی و هم عقیده نمودن او با خود كه حق از آن موكل اوست . ولی برای رسیدن به

این هدف نهایی ، دو مقدمه چینی لازم است ؛

یكم ـ توضیح دعوی و روشن كردن ذهن قاضی نسبت به اصل قضیه .

دوم ـ جلب توجه و علاقه قاضی به خود .

بدین ترتیب می توانیم دفاع را شامل سه مرحله اصلی بدانیم :

مرحله اول : توضیح دعوی

مرحله دوم : جلب توجه قاضی

مرحله سوم : قانع كردن قاضی كه حق با موكل اوست

هر یك از این مراحل دفاع در حقیقت لوازم و شیوه هایی دارد كه ذیلاً به شرح آن می پردازیم

 

مرحله اول : توضیح دعوی و روشن كردن ذهن قاضی

وضوح و شفافیت در بیان مطالب :

فصاحت و روانی در گفتار، ابزار بیان شفاف مطلب است .اظهارات در این مرحله از دفاع

بایستی واضح ، فصیح ، دقیق و صریح باشد . از كلمات و عباراتی استفاده شود كه بهتر و

كاملتر و دقیق تر فكر و موضوع دعوی را بیان كند . مدافعات در این شكل برای وضوح بخشیدن

به یك امر مبهم است  و وكیل در این جایگاه با دفاعش ، نقاط مبهم و تاریك پرونده را روشن

می سازد . فراموش نشود كه مبهم و مغلق گویی این شائبه را برای قاضی ایجاد می كند كه

وكیل مدافع با توسل به این عبارات رمزآلود و مبهم به دنبال كتمان حقیقت و مخفی داشتن

نقاط ضعف پرونده در نظر گاه اوست .

چگونه بیان شفاف داشته باشیم :

1 ـ لازمه ی وضوح در كلام و صراحت در بیان عقیده در یك متن دفاعیه آنست كه ؛

ــ  پرونده بطور كامل و دقیق مطالعه شده باشد .

ــ به جزئیات پرونده و دلایل و مدارك له و علیه دعوی به خوبی آگاه باشیم .

ــ علاوه بر دعوی ، بر شیوه و راه كار انتخابی دفاع مسلط باشیم .

ــ در بیان مطالب دفاعیه ، هرگز از موضوع خارج نشویم . ( بدیهه گویی اغلب از صراحت و

   روشنی بیان می كاهد ) .

ــ توجه به قاضی و دیگر شنوندگان متن دفاعیه و سنجش میزان توجه و دقت آنان به مطالب .

  واگر دید که دادرس و طرف مقابل استدلال و توضیح او  را درك نكرده اند، بر توضیح خود

  بیفزاید .در عین حال مراقبت  كند كه توضیح مجدد ، حمل بر ضعف در دفاع تلقی  نگردد.

2 ـ رعایت نظم و ترتیب در توجیه مطالب و حفظ به هم پیوستگی آن . لازمه ی دیگر برای

یك سخن شفاف است . بیان دفاعیه ،باید از یك جهت همچون دانه های زنجیر بهم پیوسته و

از سوی دیگر استوار و از منطق قوی برخوردار باشد . در مورد یك دفاع خوب گفته اند ؛ دفاع

خوب آنست كه ؛ [ محال باشد كه بتوان یك قسمت از نطق دفاعیه را جابجا كرد و یا

جمله ای را تغییر داد و یا یك كلمه را اصلاح كرد . ]

لازمه ی رعایت نظم و ترتیب در گفتار آنست كه قبلاً ، در فكر ،طرح دفاع ریخته شده  باشد . و

جای هر موضوع و استدلال به دقت تعیین گردد . وكیل با این شیوه بیان در حقیقت فكر قاضی

را در مسیری هموار و مشخص به سمت هدف كه همان روشن شدن موضوع دعوی و

حقانیت موكل اوست به پیش می برد بدون اینكه با بیانی مخدوش و مغشوش قاضی را از

شنیدن خسته كند و نسبت به دفاع او بی توجه نماید

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آیین نگارش حقوقی و فن دفاع ( 24 )

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:دوشنبه بیست و سوم فروردینماه سال 1395-04:51 قبل از ظهر

اركان یك لایحه دفاعیه :

 

یك لایحه دفاعیه شامل چهار ركن مشخص و متمایز از یكدیگر است . این اركان عبارتند از :

 

یكم ـ مقدمه

 

دوم ـ خلاصه جریان پرونده و سوابق امر

 

سوم ـ بحث در ماهیت موضوع

 

چهارم ـ نتیجه

 

گرچه علی الاصول ركن دوم و سوم از دو دیگر ركن لایحه طولانی تر خواهد بود . ولی در

 

نگارش ، دست نگارنده در بسط و توسعه بخشهای یك لایحه بر اساس شیوه و لزومات دفاع

 

باز است .

 

یكم ـ مقدمه :

 

اهمیت شروع دفاع و بیان مقدمه ی لایحه همان قدر پر اهمیت است كه اولین حضور و عبارت

بازیگر تئاتر بر روی صحنه . مقدمه در موفقیت نهایی وكیل بسیار مؤثر است و لذا لازم است

درتدوین آن كمال دقت و مطالعه را بكار برد . منظور از مقدمه ، شروع كوتاه و مختصر لایحه

است قبل از ورود به بحث اصلی . بنابراین بایستی این مقدمه ، كوتاه و مختصر و شامل

مسایل كلی و عمومی ناشی از طرح دعوی باشد . بایستی توجه داشت اثری كه مقدمه بر

روی قاضی می گذارد به آسانی قابل تغییر نیست .

 

ـ اگر وكیل خواهان هستید ؛ در مقدمه بطور خلاصه و كلی موضوع دعوی را شرح كنید و

نقشه و راهی را كه برای دفاع انتخاب كرده اید در این مقدمه بیان دارید . اظهارات در این

بخش بایستی حس كنجكاوی قاضی را بر انگیزد .

ـ اگر وكیل خوانده هستید ؛ پس از بیان مختصر دعوی خواهان ، نقطه ضعف های استدلال

او را بر شمارید و بی حقی خواهان را بر اساس آن استدلالات بلاوجه بدانید .

 

 

دوم ـ بیان سوابق امر و جریان موضوع ( شرح ماوقع ) :

 

در این بخش از لایحه نگارنده باید ؛ اوضاع و احوال و عواملی را كه موجب بروز اختلاف و دعوی

شده برای قاضی توضیح دهد . و نیز نتایج كه از این اختلاف ناشی شده بیان دارد . و بدین

ترتیب مقدمات را برای ورود به ماهیت دعوی فراهم سازد . این بخش از لایحه نیز نقش

مهمی در موفقیت وكیل در دفاع از موكل خود دارد . در حقیقت در این بخش به نوعی قصه

پردازی و واقعه نگاری است . و لذا نگارنده می تواند به سبك قصه پردازان ابتدا حادثه ی

اصلی را بیان نماید و آنگاه به شرح بپردازد . مثلاً ؛ [ در تاریخ 17 / 5 / 80 كشتزار موكل من به

علت نشست نفت دچار آلودگی و خسارات فراوانی شد . . . . ] .

 

ترتیب نقل حادثه :

سهل ترین و طبیعی ترین ترتیب نقل حادثه ، تبعیت از تاریخ وقوع حوادث است . یعنی وقایع را

 به همان ترتیب زمانی كه وقوع یافته نقل و مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم . به همین

ترتیب اسناد و مدارك مرتبط با حادثه را با ذكر شماره جهت سهولت مراجعه ی قاضی ذكر

كنید .

شیوه ی بیان سوابق :

ــ اظهارات باید ؛ واضح ، صریح ، دقیق ، منظم و متنوع باشد .

ــ با رعایت اختصار اگر در بیان مطلبی ناچار از اظهارات طولانی هستیم ( مثل ؛ نظریه

  كارشناسی و یا گواهی شهود ) تلاش شود آن گزارش یا نظریه را تقطیع و به اقتضای مطلب       در مكان مرتبط بیان داریم .

ـــ نقل و وقایع و حوادث بایستی كاملاً ؛ صادقانه ، طبیعی ، مطابق با واقع و منعكس كننده ی

كامل و دقیق واقعیت و حادثه باشد .

ـــ از ذكر مطلبی كه به صحت آن اطمینان ندارید اجتناب كنید .

ــ در بیان آن قسمت از وقایع كه به نفع موكل شما نیست سكوت نكنید و آن را صادقانه بازگو

    نمایید زیرا در صورت توجه قاضی به این كتمان ، نسبت به صحت نقل حادثه مظنون می        شود .

 

توجه :

نقل سوابق و وقایع توسط وكیل قصه پردازی نیست ، بلكه نقل حكایتی است برای

اینكه دعوی را اثبات كند .

در این قسمت از لایحه باید رئوس مطالب و هسته استدلالی كه باید در بخش بعدی

یعنی ؛ ماهیت دعوی بدان بپردازد و پیرامون آن به تفصیل بحث كند بنا نهاده شود .

 

سوم ـ بحث در ماهیت دعوی :

 

مراحل بحث در ماهیت دعوی :

 

الف ـ طرح مسئله : همین كه مسئله و موضوع دعوی به لحاظ ماهیتی با دقت و مهارت

طرح شود ، قاضی با مطالعه لایحه حسن تشخیص و هوش و تجربه ی وكیل را درك می كند

و در حقیقت با طرح دقیق مسئله چراغی فروزان می شود كه قاضی در پرتو آن می تواند

حقیقت را كشف و درك نماید . بنابراین مرحله اول بحث ماهوی دعوی ، طرح واضح و روشن

مسئله اصلی و اساسی است .

 

ب ـ نقل اصول و قواعد حقوقی و رویه های قضایی :

 

در این مرحله ، اصول و قواعد حقوقی و رویه های قضایی كه بر موضوع دعوی حكومت می

كند و با موضوع مرتبط است نقل می گردد .

ذكر چند نكته :

 

ـ وكیل باید به دادگاه بفهماند كه منظور از این توسل به قواعد و رویه ها جهت تقویت و تأیید

استدلال است نه فخر فروشی .

ـ در استناد به آراء وحدت رویه ، به آرای جدید و مرتبط استناد كند .

ـ لزومی ندارد در بیان قواعد فقهی ( مثل قاعده لاضرر . . . ) كل قاعده را به عربی ذكر كنیم .

بلكه به خلاصه آن قاعده را عنوان می كنیم . و اگر احساس كردید كه نیاز به توضیح است به

فارسی و در حد كفایت و اختصارباشد .

 

ج ـ انطباق اصول و رویه های اسنادی با مورد دعوی :

 

اكنون مرحله اسناد قوانین و اصول است به سود خود و در جهت اثبات دعوی . این مرحله

مهمترین و مشكل ترین مرحله تنظیم لایحه است . در این مرحله است كه بایستی قاضی را

در ذی حق بودن و مطابق قانون بودن خواسته متقاعد كنیم . در حقیقت انتخاب و بیان این

قواعد بایستی به گونه ای باشد كه اولاً ؛ دعوی را اثبات كند . ثانیاً ؛ استدلال طرف دعوی را

تضعیف و رد كند و سوم قاضی را در ذی حق بودن قانع كند .

ـ در اینجا لازم است به قواعد و مستندات طرف مقابل هم پاسخ داده شود . لازمه این كار

مطالعه دقیق پرونده و قوانین اسنادی طرف مقابل و بحث های حقوقی ذیربط است .

اینجاست كه لازم است به شیوه ی تفسیر قوانین آشنا باشیم تا بتوانیم با تفسیر صحیح

قوانین استنادهای قانونی طرف مقابل را رد نمائیم . نكته سنجی و روحیه ی نقادی ابزار یك

وكیل است در رد استدلال و مستندات طرف مقابل .

 

بكارگیری مدارك و دلایل : این مرحله در سه گام صورت می گیرد ؛

 

1ـ جمع آوری و انتخاب دلایل . ارزش گذاری و تفكیك آنها (مرتبط و غیر مرتبط )

 

2ـ طبقه بندی دلایل و مدارك به منظور حفظ تسلسل فكری و عدم از هم گسیختگی رشته ی

سخن . گاهی لازم است ابتدا از دلایل ضعیف شروع كرد و دلایل قاطع را در نتیجه ی نهایی

ارائه نمود . شیوه معكوس نیز وقتی كاربرد دارد كه وكیل مطمئن باشد همان یك دلیل محكم

قاضی را قانع می كند

 

3ـ طرز بیان دلایل . بایستی به نحوی باشد كه با هر دلیل قاضی را بیشتر با خود هم سو و

هم عقیده كند . و از كلماتی همچون ؛ مسلم است ، محقق است ، واضح و آشكار است كه . . . . . استفاده نمود تا بگونه ایی دلیل خود را بدیهی و حتمی جلوه دهد .

 

توجه :

اگر لایحه دفاعیه در مرحله تجدید نظر خواهی است . بخش دیگری باز كنید با عنوان

« رد مستندات قاضی صادر كننده رأی بدوی » . در این قسمت با كمال احترام ، یك بیك

مستندات قانونی صادر كننده رأی را بیان و آن رامورد نقد قرار دهید با این هدف كه اثبات كنید

رای اصدادی بر اساس قوانین مرتبط نبوده است . نكته حائز اهمیت رعایت احترام ، دقت ،

قوت در استدلال و نقد نظر قاضی محترم است .

 

چهارم ـ نتیجه یا آخرین قسمت لایحه ی دفاعیه :

 

در اینجا بحث و استدلال به پایان رسیده و باز كردن بحث جدید در این بخش مناسب نبوده

ملال آور و نوعی تكرار است . فراموش نكنیم كه نگارنده لایحه در مقدمه لایحه وعده داده بود

 كه دعوی را اثیات نماید . در این مرحله بایستی یادآوری كند كه به وظیفه ی خود عمل كرده

و لذا خیلی خلاصه و صریح خواسته را با توجه به استدلالات و مستندات ابرازی از محضر

دادگاه تقاضا نماید . در خاتمه ی این بخش از نوشتار ، بار دیگر متذكر می شوم كه به هنگام

دفاع و تنظیم لایحه دفاعیه این جمله را كه ؛ [ كافی نیست كه حق به جانب كسی

باشد ، بلكه باید بتواند ثابت كند كه حق به جانب او است . ] نصب العین قرار دهید و

همه ی تلاش خود را برای اثبات دعوی موكل خود و رد دعوی طرف مقابل بكار گیرید .

 

طرح ایرادات شكلی در لایحه دفاعیه :

 

گاهی لازم است كه اگر ایرادی به طرح دعوی وجود دارد و یا مانع قانونی بر سر راه روال

رسیدگی است . این ایرادات به موجب ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی در لایحه ی

تقدیمی مطرح گردد . محل نگارش این ایرادات در ابتدای لایحه و قبل از مقدمه است . بدیهی

است با مطالعه ی برگ دادخواست و محتویات پرونده و با عنایت به بندهای 11 گانه ی ماده

84 قانون اخیر الذكر می توان ایراد مرتبط را در این بخش از لایحه مطرح نمود .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()