تبلیغات
سفیر قانون - مطالب مرداد 1391
دست نوشته های شخصی

دوازده قاعده ی فقهی .قاعده ی لا ضرر (بخش دوم )

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:دوشنبه نهم مردادماه سال 1391-02:06 بعد از ظهر

معنای ضرر و ضرار :

 

   یکم ــ ضــــرر :

 

        ضرر را به : خلاف نفع ، نقص در حق ،سوء حال اعم از سوء حال نفس و بدن و مال و آبرو ، ضد نفع

 

       و مقابل نفع معنا کرده اند .

 

پرسش :

 

     « ضرر امری است وجودی یا عدمی ؟ »

 

    ـــ گفته اند که ضرر امری وجودی است . در این صورت ضرر در مقابل نفع قرار می گیرد.

 

    ـــ دیگری گفته ؛ ضرر امری عدمی است.در این صورت ضرر عدم نفعی است که در آن قابلیت نفع باشد

 

       اگر کالایی را به همان قیمتی که خریده ایم ، بفروشیم ، عرف می گوید که در این معامله نه نفعی

 

      حاصل شده ونه ضرری .ولی اگر قایل به عدمی بودن ضرر باشیم و آن را مقابل نفع بدانیم ، در چونین

 

      معامله ای ضرر وجود دارد .

 

  دوم ــ ضـــــــــــرار :

 

         ضرار را به ؛ مجازات برضرری که از جانب دیگری به انسان می رسد ، ضرر رسانی متقابل به

 

        یکدیگر ،ضرر رساندن به دیگری بدون اینکه برای ضرر رسان نفعی داشته باشد (بر خلاف ضرر که

 

        ضرر رسانی برای منتفع شدن ضرر رسان است )، مترادف ضرر ،در تنگنا قرار دادن دیگری ،زیان

 

        عمدی (ضرر زیان عمدی و غیر عمدی است )، زیان رسانی غیرارادی ....معنا کرده اند .

 

       به نظر می رسد ،ضرار بیشتر در معنای ؛تضییق و اهمال وبه سختی انداختن به کار می رود .آیه ی

 

      { ولا تمسکوهن ضراراً لتعدوا .....} بیان می دارد که وقتی زنی را طلاق دادید و به واقع قصد زندگی

 

      دوباره با او را ندارید ،برای آزار و رنج و در فشار قرار دادن زن ، به آنان رجوع نکنید .

 

 نکته : امروزه سخنی از « خسارت معنوی » است .خسارت معنوی ضرر است یا ضرار ؟ در عرف گفته

 

            می شود :فلانی در معامله ضرر کرد ،فلانی دارویی را که برایش ضرر داشت مصرف کرد .ولی

 

            عرف به کسی که نسبت به دیگری هتاکی کرده نمی گوید که به او ضرر زده است .بنابراین

 

            می توان گفت که هتاکی به دیگری ضرار یا خسارت معنوی از مصادیق ضرار است  .

 

 

 بررسی نظر فقیهان در مورد این قاعده :

 

   همانگونه که گفته آمد ،در این نوشته متن حدیث را ، در رایج آن یعنی : { لاضرر و لاضرار فی الاسلام}

 

   بکار برده ایم .در این بخش از گفتار نظر پنج تن از فقیهان دیروز و امروز را در معنا و کاربرد این حدیث و

 

   قاعده مورد بررسی قرار می دهیم .بعضی از این فقها « لا » در لا ضرر را ، « لا نفی جنس » گرفته اند

 

   و برخی « لا ناهیه » .

 

نظر یکم ــ نظر شیخ انصاری :

 

      مستفاد از نظر شیخ انصاری در کتاب رسایل و رساله ای مخصوص در قاعده ی لاضرر اینست که :

 

    مفاد قاعده ی لاضرر [ نفی حکم ضرری ] است .بدین معنی که ؛هر حکمی که از طرف شارع تشریع

 

    می شود ، اگر مستلزم ضرر باشد (اعم از ضرر جانی و مالی ) طبق این قاعده ، حکم برداشته می

 

    شود .مثلاً :

 

       ـــ حکم است که برای اقامه ی نماز بایستی وضو بگیریم .شخصی مصرف آب برای سلامتی اش

 

          زیانبار است. طبق این قاعده ، وجوب وضو برای این شخص برداشته می شود .( زیرا حکم ضرری

 

         در اسلام نیست ).

 

       ــــ در بیع که عقدی لازم است ،فسخ ممکن نیست.ولی اگر شخصی از معامله ای مغبون گردد ،

 

          چون حکم لزوم عقد بیع موجب ضرر او شده ، بر اساس این قاعده ،حکم « لزوم » برای مغبون

 

          برداشته می شود و مغبون می تواند معامله را فسخ کند .

 

  حاصل کلام شیخ اینست که : در اسلام ضرر وجود ندارد .زیرا وقتی حکم ضرری وجود نداشت ، سببی

 

  برای ضرر نیست وچون سبب محقق نشود ، مسبب ( به فتح ب ) هم محقق نمی گردد.

 

  شیخ انصاری در نظر خود ، « لا » در قاعده ی لاضرر را ،لای نفی جنس گرفته و کلمه ی حکم را در تقدیر

 

  عبارت قاعده می داند .بدین ترتیب به نظر شیخ عبارت قاعده تقدیراً به صورت : لاحکم ضرر و لا ضرار

 

  فـــــــی  الاسلام می باشد.

 

توضیح نگارنده :

 

      این برداشت از حدیث و قاعده ی لاضرر ،با داستان سمرة بن جندب همخوانی دارد .زیرا؛ سمره مالک

 

     نخل بود وسرکشی به نخل از حقوق او و موجه ،ولی چون این سرکشی به نخل ( استفاده از حق

 

     مالکیت اش ) موجب ضرار خانواده ی مرد انصاری می شد ،پیامبر با صدور دستور قلع نخل وبیان عبارت

 

     ؛ لاضرر و لاضرار فی الاسلام در حقیقت حکم مالکیت بر اموال رادر خصوص سمرة بن جندب برداشت

 

     و وی را تنبیه کرد .می بینیم که در این قضیه هیچ خسارتی جبران نشده است .بنابراین با این

 

    برداشت از حدیث ، نمی توان مسئولیت مدنی جبران خسارت را نتیجه گرفت .

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

12 قاعده ی فقهی /حقوقی ـــ یکم قاعده ی لا ضرر ( بخش اول )

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:چهارشنبه چهارم مردادماه سال 1391-09:13 بعد از ظهر

                                                     به نام خداوند جان و خرد

 

       قواعد دوازده گانه ی فقهی ، مبنای مسئولیت مدنی

 

       و پرداخت خسارت :

 

      آغازین سخن :

 

        استاد فرزانه جناب آقای دکتر سید جلال الدین مدنی در جلد سوم حقوق مدنی به اختصار ،

 

         قواعد دوازده گانه ای را به عنوان مبنای مسئولیت و خسارات بر شمرده اند .برآن شدم تا در

 

         این نوشته ، این قواعد فقهی را مورد بررسی قرار داده و توضیحاتی برآن بیفزایم .

 

    تعریف قاعده ( norm) :

 

         قاعده در فقه ، آن قانون بسیار کلی را گویند که منشاء استنباط قوانین محدود تر و یا مبنای

 

       قوانین متعدد دیگر باشد .مثل قاعده ی « لا ضرر » .

 

       براساس سخنی منسوب به امام هشتم که : « علینا القاء الاصول و علیکم التفریع » وضع

 

       قواعد عام واصول کلی با معصومین بوده واستنباط حکم و مصادیق جزیی کار فقیهان .

 

  یکم ــ قاعده ی لا ضـــــــرر :

 

     منشاء این قاعده حدیث نبوی است که در کتب فقهی به چند صورت ذیل بیان شده :

 

            ـــ لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام

 

            ـــ لاضرر و لاضرار علی المؤمن

 

           ـــ ....... فانه لا ضرر و لا ضرار

 

     در این گفتار عبارت اول یعنی ؛ لا ضرر و لاضرار فی الاسلام  مبنای بحث قرار گرفته است .

 

    استاد مدنی بیان داشته اند که : در حقوق اسلام قاعده ی لاضرر قاعده ی ریشه ای است

 

    در هر مورد که ضمان قهری عنوان می شود، با این قاعده متوسل می شود .این قاعده قلمرویی

 

   وسیع تر از مسئولیت مدنی دارد .به بیان ایشان مستفاد از این حدیث و قاعده ای است که :

 

         ـــ هیچ ضرری در اسلام وجود ندارد .

 

        ـــ مقصود نهی از ضرر رسانیدن به دیگری است.

 

        ـــ در این حدیث ، حکم ضرر دار نفی شده بدین معنی که ؛ هیچ حکم زیانباری در شرع وضع

 

          نشده است .

 

       ـــ چون هیچ ضرر جبران شده ای را نمی توان ضرر نامید ،بنابراین هدف شارع این بوده که

 

هیچ  ضرری بدون جبران وجود ندارد .نتیجه اینکه ؛ هر ضرری را بایستی جبران کرد .

 

         با بیان نظرات فقهای مختلف در معنا و مفهوم این قاعده خواهیم دید که آقای مدنی در

 

توضیح خود بین نظرات جمع کرده اند .

 

  داستان صدور این قاعده ( شأن صدور قاعده ) :

      

      گفته شده که : شخصی به نام سمرة بن جندب در جوار خانه ی مردی انصاری نخلی داشته

 

که راه دستیابی به آن نخل از خانه ی مرد انصاری می گذشته .سمره همه روزه به بهانه ی سر

 

کشی به  نخلش ،مزاحمت برای اهل خانه فراهم می کرده است .مرد انصاری شکایت به حضرت

 

رسول می برد وچون سمره به توصیه های رسول مبنی عدم مزاحمت توجهی نمی کند ، پیامبر به

 

او می گوید: { ای سمره تو مرد ضرر رسانی (سختگیر )هستی ، بر مؤمن ضررو ضراری نیست .}و

 

مرد انصاری را می گوید :{برو نخلش را بکن و نزدش بیفکن که در اسلام ضرر و ضراری نیست .}

 

یک پرسش :

 

     اگر مصدر صدور قاعده ی لاضرر این داستان باشد،ومنظور از عبارت : لاضرر و لا ضرار .....آن

 

باشد که  نباید به کسی زیانی وارد کرد و اگر ضرری رساندی بایستی جبران ضرر کنی (یعنی

 

مسئولیت مدنی )

 

    ،آیا در این داستان جبران ضرری صورت گرفته ؟ظاهر داستان می رساند که پیامبر سمره را

 

مجازات  کرده است و انصاری هم به پرداخت بهای نخل ملزم نشده .پس مسئولیت مدنی چگونه از

 

این حدیث  نتیجه گرفته شده است ؟ .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()