دست نوشته های شخصی

قاعده ی تسبیب (2 و پایانی )

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:دوشنبه بیست و یکم اسفندماه سال 1391-10:45 بعد از ظهر

قصد و عمد در تسبیب :

در كتاب قواعد فقهیه ی آیت الله بجنوردی و قواعد فقه دكتر محقق داماد در مورد مستند قصد

و عمد بین روایات و اجماع قایل به تفكیك شده اند . بدین شرح كه اگر :

ـــ مستند روایات باشند كه ضمانت مسبب در ظاهر این روایات اطلاق دارند و قصد مسبب

    معتبر نیست و فقط باید موضوع برای ضمانت یا عنوان سبب بر فعل مسبب صدق كند . لذا

   اگر شخصی در غیر ملك خود چاهی حفر كند ( حقا به امید آنكه كسی در آن نیفتد ) و

   چیزی و یا شخصی در آن بیفتد ، حافر ضامن است .

ـــ مستند قاعده تسبیب را اجماع فقهاء قرار دهیم . حفر كننده اگر قصد تلف داشت ضامن

است و اگر نداشت ، ضامن نیست . بدین ترتیب قصد تلف در تسبیب شرط است . ( كه با

وجود روایات ، اجماع از دایره ی مستندات حذف می گردد . )

ماده ی 334 قانون مدنی :

[ مالك یا متصرف حیوان مسئول خساراتی نیست كه از ناحیه ی آن حیوان وارد می شود .

 مگر اینكه در حفظ حیوان تقصیر كرده باشد . لیكن در هر حال اگر حیوان بواسطه ی عمل

 كسی منشاء ضرر گردد ، فاعل آن عمل مسئول خسارت وارده خواهد بود . ] در این ماده كه

با فتوای مندرج در تحریر الوسیله مطابقت دارد . بدین لحاظ تقصیر قید شده كه در صورت عدم

تقصیر ، انتساب خسارت به مسبب احراز نمی گردد . نه اینكه تقصیر مسبب شرط تحقق

ضمان باشد .

نكته : به نظر می رسد می توان این حكم مندرج در ماده ی 334 قانون مدنی را به سایر

موضوعات تسبیب ( مثل حفر چاه ) تعمیم داد . بدین معنا كه ؛ « اگر شخصی چه در ملك غیر

و چه معبر عمومی چاهی و یا گودالی حفر كند ، اگر آن چاه را بدون حفاظ و علامت هشدار

رها كرده و كسی در آن بیفتد ، ضامن جبران خسارت وارده بر آن شخص است . زیرا یا نشان

از قصد بر تلف دارد و یا بی مبالاتی حفر كننده . ولی اگر چاهی در ملكی یا معبری حفر كند و

آنرا مشخص و محصور كند و یا با علامتی وجود آن را هشدار دهد و شخصی در آن بیفتد ،

حافر ضامن نیست .

و اما اطلاق روایات :

نظر به اینكه زمینه ی آن پرسش و پاسخ ها در متن  نیامده ، دادن عنوان « اطلاق » به این

احادیث مقرون به دقت نیست . گرچه از ظاهر روایات مطلق ضمان مسبب ( بدون تأكید بر

مقصر بودن یا نبودن ) برداشت می شود .

اجتماع مباشر و مسبب :

اگر در اتلاف به غیر ، مسبب و مباشر جمع شوند . ضمانت جبران خسارت وارده با كدام

است؟

ـ با مباشر است ؟

ـ با مسبب است ؟

ـ و یا با هر دو نفر ؟

محقق حلی در كتاب شرایع الاسلام در پاسخ به این پرسش بیان داشته ؛ [ اگر مسبب و

مباشر در تلف جمع شوند ، مباشر در ضمانت مقدم است ] . و در این خصوص مثالی

می زنند كه ؛ اگر كسی چاهی را در ملك دیگری بنا بر دشمنی بكند و شخص دیگری ،

انسانی را در آن چاه بیفكند ، ضمانت آنچه به سبب افكندن شخص در چاه به وجود آمده

است بر عهده ی مباشر یا اندازنده شخص در چاه است . لازم به ذكر است كه در همه ی

حالات اجتماع مسبب و مباشر نظر محقق حلی صائب نیست . لذا ذیلاً حالات مختلف اجتماع

مسبب و مباشر و ضمان هر یك را بیان می داریم .

1 ) . اگر مباشر ، فاعل مختار و عاقل باشد . و بداند كاری كه انجام می دهد ، تلف بر آن

      مترتب می شود . بدون شك در صورت اتلاف تنها او ضامن است و مسبب ضمانتی بر او

      نیست .

2 ) . اگر مباشر دارای اراده و شعور نباشد ، ضمانت بر عهده ی مسبب است . مثل اینكه ،

      شخصی در ملك غیر آتشی ( موجودی بی اراده و شعور =  مباشر ) بر افروزد و باد آتش

     را  منتشر كند و آتش مال دیگری را بسوزاند . در این حالت مسبب یا آن شخص آتش

     افروز  ضمانت جبران خسارت وارده را به عهده دارد .

و نیز اگر كسی در معبر چاهی حفر كند و حیوان یا دیوانه ای ( مباشر ) شخصی را به چاه

افكند و خودش یا مالش تلف شود . در این حالت نیز چون تلف كننده ی حقیقی حفر كننده

چاه است و تلف به سبب فعل او ایجاد شده ، ضامن جبران خسارت به آن شخص صدمه دیده

است .

3 ) . اگر مباشر كه كاری انجام می دهد ، عاقل مختار باشد ، ولی نداند كارش موجب تلف

مال غیر می شود چند صورت متصور است :

الف ـ اگر عملش از روی اكراه و فریب خوردگی نباشد ، ضامن است . زیرا عدم علم و آگاهی

        به ترتب اتلاف موجب عدم ضمانت نمی شود .

ب ـ اگر مباشر گول خورده باشد ( مثل ؛ پرستاری كه از روی جهل و نادانی دارویی داده كه

موجب صدمه به مریض شده ) ضامن است بنا بر قاعده ی « المغرور یرجع الی من غره »

ولی می تواند برای مالی كه به عنوان جبران به صدمه دیده داده به گول زننده ( دكتر ) رجوع

كند .

ج ـ اگر مباشر مكره باشد ، و عمل او موجب مرگ شخص نشده باشد ، ضمانت بر عهده ی او

نیست . لیكن اگر شخص به سبب عمل مكره بمیرد ، مباشر مكره ضامن پرداخت دیه متوفی

است . ( و یا قصاص شدن ) . بدین ترتیب اگر :

ـــ مكره موجب اتلاف جان و خون افراد شود ضامن است .

ـــ مكره فقط موجب تلف مالی ( غیر جانی ) شود . ضامن نیست در این حالت اكراه كننده

    ضامن خواهد بود .مثالهایی دیگر در ضمانت مسبب و :

1 ) اگر فردی چاقویی به دست دیوانه ای بدهد و دیوانه كسی را زخمی و یا بكشد . آن فرد

( مسبب ) ضامن است و ضمانتی بر مباشر ( دیوانه ) نیست .

2 )  اگر فردی در قفس درنده ای را باز كند و آن حیوان درنده انسان یا حیوانی را بدرد ، باز

كننده در قفس ( مسبب ) ضامن جبران تلف وارد شده است .

3 )  اگر فردی ماری را بسوی كسی كه خواب است / یا توانایی حفظ خود در مقابل مار را

      ندارد . / و یا قادر به فرار نیست ، بیندازد و مار او را بگزد ، آن فرد كه مار را انداخته (

      مسبب ) ، ضامن جبران اتلاف است .

4 )  اگر شخصی خدمتكار خود را وادار كند كه خانه ی دیگری را خراب كند ، آمر ( كارفرما )

      ضامن است و بر مباشر ( خدمتكار ) مسئولیتی نیست .

                                         *****************

كاربرد قاعده ی تسبیب در قانون مدنی : ( مبحث سوم ـ ماده 331 ـ

335 )

ماده 331 : هر كس سبب تلف مالی بشود باید مثل یا قیمت آن را بدهد . و اگر سبب نقص

یا عیب آن شده باشد ، باید از عهده ی نقص قیمت آن برآید .

ماده 332 : هرگاه یك نفر سبب تلف مالی را ایجاد كند و دیگری مباشر تلف شدن آن مال

بشود ، مباشرمسئول است ، نه مسبب . مگر این كه سبب اقوی باشد به نحوی كه عرفاً

اتلاف مستند به او باشد .

ماده 333 : صاحب دیوار یا عمارت یا كارخانه مسئول خساراتی است كه از خراب شدن آن

وارد می شود مشروط بر این كه خرابی در نتیجه عیبی حاصل گردد كه مالك مطلع بر آن بوده

و یا از عدم مواظبت او تولید شده است .

ماده 334 : مالك یا متصرف حیوان مسئول خساراتی نیست كه از ناحیه آن حیوان وارد می

شود . مگر اینكه در حفظ حیوان تقصیر كرده باشد . لكن در هر حال اگر حیوان به واسطه ی

عمل كسی منشأ ضرر گردد ، فاعل آن عمل مسئول خسارت وارده خواهد بود .

ماده 335 : در صورت تصادم بین دو كشتی و قطار راه آهن یا دو اتومبیل و امثال آنها ،

مسئولیت متوجه ی طرفی خواهد بود كه تصادم در نتیجه ی عمد یا مسامحه او حاصل شده

باشد . و اگر طرفین تقصیر یا مسامحه كرده باشند هر دو مسئول خواهند بود .

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قواعد دوازده گانه ی مبنای مسئولیت مدنی /قاعده ی تسبیب /(1)

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:دوشنبه بیست و یکم اسفندماه سال 1391-10:41 بعد از ظهر

سوم ـ قاعده ی تسبیب :

آقای دكتر مدنی در كتاب خود ، قاعده ی تسبیب را به عنوان سومین قاعده ی مبنای

مسئولیت مدنی جبران خسارت ذكر نموده است .

سخن ایشان :

هرگاه شخص مالی را بطور مستقیم تلف نكند ، اما برای تلف كردن آن سبب سازی كند ،

عمل او را اتلاف به تسبیب گویند . مسبب مسئول خسارتی است كه از این راه باعث شده

است . مسبب به كاری دست می زند كه زمینه ی اتلاف را فراهم می نماید .

خلاصه اینكه :

ـــ بین كاری كه مسبب كرده و تلف رابطه علیت وجود ندارد .

ـــ تسبیب در صورتی ضمان آور است كه در نظر عرف تجاوز وعدوان باشد .

ـــ در تسبیب بر خلاف اتلاف وجود تقصیر شرط ایجاد مسئولیت است .

                                              ************

تعریف تسبیب : آنست كه شخصی در تلف كردن مال و جانی خود دخالت نداشته بلكه

     سبب آن اتلاف بوده است مثل اینكه : شخصی در مسیر عام چاهی حفر كند و دام   

     دیگری ، در آن چاه بیفتد و بمیرد . تسبیب را اتلاف غیر مستقیم گفته اند .

سبب و علت :

سبب :آنست كه ؛ از وجودش ، وجود دیگری لازم نیاید ولی از عدمش ، عدم دیگری لازم

            بیاید .

علت : آنست كه ؛ از وجودش ، وجود دیگری لازم آید و از عدمش ، عدم دیگری .

توجه :

علت و سبب با وجود مشابهت ، دو چیز متفاوت هستند . بدین ترتیب ؛ در تسبیب

عمل مسبب مستقیماً و مباشرتاً مال دیگری را تلف نمی كند ، بلكه اگر مسبب آن عمل را

انجام نمی داد ، تلف مال دیگری رخ نمی داد .

فعل مسبب :

1 ـ فعل مثبت : فعلی است كه انجام آن سبب تلف مال دیگری گردد . مثل ؛ اینكه ، كسی

پوست موزی در خیابان اندازد و دیگری بر روی آن بلغزد و پایش بشكند .

2 ـ فعل منفی : ترك فعلی است كه سبب خسارت به دیگری شود . مثل اینكه ؛ مأمور راه

آهن به علت عدم تعویض به موقع خط راه آهن موجب تصادف دو ترن شود .چه ورود خسارت

به علت فعل مثبت باشد و چه منفی ، تسبیب محقق شده است . تسبیب قاعده ی مجزایی

ندارد و به دنبال شرح قاعده ی اتلاف می آید ولی در بررسی فقهاء از آن به قاعده ی تسبیب

نام برده اند .

مستندات قاعده ی تسبیب :

1 -  اتفاق و اجماء فقها مبنی بر ضمان ناشی از تسبیب .

2 – روایت / خبر

بررسی اخبار مستند قاعده ی تسبیب :

یكم – صحیحه ی حلبی : كل شیئ یضرُ بطریق المسلمین ، فصاحبه ضامن لما

یصیبه . (وسایل الشیعه ) .

حلبی می گوید ؛ از امام صادق حكم قضیه ی شخصی كه چیزی در راه دیگری قرار دهد ،

بطوریكه مركب آن شخص در برخورد با آن رم كند و صاحبش را به زمین زد چیست ؟ ایشان

پاسخ دادند ؛ هر چیزی كه درراه مسلمین به آنان ضرر بزند ، صاحب آن چیز ، ضامن پی

آمدهای آن خواهد بود .

توضیح :

حدیث گویا ست و تنها نقطه ی ابهامش در این است كه ضمانت را در قبال مسلمین ذكر

نموده است .

ـــ آیا ، چون محل طرح سئوال جامعه ی مسلمین بوده این حصر صورت گرفته ؟

ـــ و یا نه ، مسئولیت جبران فقط منجر به تسبیب در اتلاف مال مسلمان است . و لذا اگر

مركب غیر مسلمانی در این قضیه رم كند و زیانی به شخص برسد ، مسبب مسلمان ضامن

نیست ؟ در این صورت از این مستند نمی توان قاعده ای ساخت ، كه شامل بخشی از افراد

نمی شود .

دوم ـ صحیحه زراره : علیه ضمان لانّ كل ّ من حفر بئراً فی غیر ملكه كان علیه

ضمان ( وسایل الشیعه )

زراره می گوید : از امام صادق پرسیدم ؛ حكم قضیه ی شخصی كه در ملك دیگری ( غیر ملك

خودش ) چاهی كنده و عابری در حین عبور در آن بیفتد چیست ؟ ایشان پاسخ دادند ؛ حفر

كننده ضامن است . زیرا هر كس در ملك غیر خود چاهی حفر كند ، ضامن است .

توضیح :

حصری كه در مستند قبلی بود در این روایت نیست . مفهوم مخالف این بیان آنست

كه ؛ اگر كسی در ملك خود چاهی حفر كند و دیگری در آن سقوط كند ، ضامن نیست !! . به

نظر می رسد ، این پرسش در خصوص موردی خاص بوده ( منظور چاه كنی و آنهم در ملك

دیگری . ) و لذا بعید است به تنهایی بتوان آن را مستند قاعده تسبیب قرار داد . و نیز این

 روایت برای آنست كه ، مسبب را ضامن قلمداد كند ، نه مالك را . در حقیقت این حكم برای

بری الذمه نمودن مالك غیر مقصر است . زیرا وقتی كسی در چاهی كه در ملكی حفر شده

می افتد ، ابتدا ضمانت دامن مالك را می گیرد كه چرا چاه را بدون حفاظ و در پوش رها كرده

كه چونین اتفاقی افتاده . بعد معلوم می شود كه مالك حفر كننده چاه نیست . و حفر كننده

شخص دیگری است . در اینجاست كه ضمانت از مالك برداشته می شود و متوجه حافر می

گردد . پس از این حدیث نباید چونین استنباط گردد كه مالكیت رافع مسئولیت مدنی است هر

آنكه در ملك خود كه بدون حصار است چاهی بدون حفاظ حفر كند ، البته كه در صورت سقوط

كسی در آن ضامن است . ( خواننده محترم در تصور ملك ، ملك زراعی بدون حصار را در نظر

داشته باشد . )

نتیجه اینكه :

ـ اگر كسی در ملك خود چاهی بدون حفاظ و سرپوش حفر كند . ضامن سقوط

دیگری در آن چاه است .

ـ اگر كسی در ملك دیگری چاهی حفر كند ، مالك ضامن سقوط دیگری در چاه

نیست بلكه ضامن حافر است .

سوم ـــ موثق سماعه :

    سماعه می گوید از امام صادق در خصوص حكم كسی كه چاهی در خانه ی خودش

          حفر می كند و دیگری در آن می افتد پرسیدم . ایشان بیان داشته اند ؛ اگر چاه در

          ملك خودش باشد ، باعث ضمان نیست . اما اگر در ملك غیر یا معبر عام حفر شده

      باشد و دیگری در آن بیفتد ، موجب ضمان است . ( وسایل الشیعه )

توضیح :

در این روایت به پرسش سماعه توجه نمایید ؛ اگر كسی در خانه ی خود . . . . . پس مطلق

ملك رافع مسئولیت نیست ، بلكه اگر كسی در ملك محصور خود ( خانه ی خود و یا باغ خود و

 . . . . . ) چاهی كند و دیگری در آن بیفتد ضامن نیست . در پاسخ امام ، به نظر می رسد

منظور از ملك ، مطلق زمین در مالكیت نیست . بلكه چون در پاسخ « خانه » آمده منظور

اینست كه حافر بر آن خانه مالكیت دارد . بدین ترتیب این مستند نظریه ی نگارنده در حدیث

قبلی را نفی نمی كند .

چهارم ـ خبر سكونی : قال رسول الله ( ص ) ؛ من اخرج میزاباً أو كنیفاً أو اوتدواو

تداً أو أثق دابهً أو حفر شیئاً فی طریق المسلمین فأصاب فعطب فهوله ضامن (

وسایل الشیعه )

سكونی خبری را از امام صادق نقل می كند كه ایشان روایت بالا را از حضرت نبوی نقل كرده

 است . معنای حدیث اینست كه ؛ هر كس ناودانی یا گودالی در راه مسلمین ایجاد كند یا

میخ یا افسار مركبش را بكوبد ، یا چاهی در راه مسلمین حفر نماید و كسی به آنها اصابت

كند و به زمین بیفتد ، مرتكب این اعمال ضامن است . در این خبر ، موارد چندی كه ممكن

است سبب ورود خسارت به دیگری شود بر شمرده شده و بدین لحاظ جامعیت بیشتری به

قاعده ی تسبیب داده است . نكته ی قابل توجه معبر بودن محل سبب های منجر به زیان

است .

                                       *****************




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()