تبلیغات
سفیر قانون - طرح شكایت در دیوان عدالت اداری(قسمت اول)
دست نوشته های شخصی

طرح شكایت در دیوان عدالت اداری(قسمت اول)

نویسنده :جواد مزروعی
تاریخ:سه شنبه پنجم بهمنماه سال 1389-01:01 بعد از ظهر

 

هوالعلیم

 

دیوان عدالت اداری و نحوه اقامه دعاوی اداری

 

گفتار نخست – كلیات :

دیوان عدالت اداری كه یكی از تشكیلات قوه قضاییه است به موجب اصل 173 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، در تهران مستقر و زیر نظر رییس قوه قضاییه می باشد . دیوان از بخش ها و یا واحدهای ذیل تشكیل شده است :

 

الف – شعب دیوان :

ü     هرشعبه دارای یك رییس و دو مستشار است كه به رسیدگی شكایات پرداخته و اقدام به صدور رأی می كنند . این آراء قطعی است .

 

ب – كارشناسان :

ü    كارشناسان در تخصص های مختلف و مورد نیاز دیوان عدالت بعنوان مشاور در تشكیلات دیوان قرار دارند . این مشاوران به حكم رییس قوه قضاییه به استخدام دیوان درآمده اند .

 

ج – شعب تشخیص :

ü     هرشعبه از یك رییس یا دادرس علی البدل و چهار مستشار تشكیل شده است . ملاك صدور رأی ، 3 رأی موافق اعضاء پنج نفره است .

ü    همانگونه كه گفته شد آراء صادره از شعب دیوان قطعی است ولی در صورتی كه رییس قوه قضاییه یا رییس دیوان ، آراء دیوان را اشتباه آشكار ( بیّن ) شرعی یا قانونی تشخیص دهد ، موضوع جهت بررسی به شعب تشخیص ارجاع خواهد شد . شعبه تشخیص در صورت وارد دانستن اشكال و اشتباه ، رأی را نقض و رأی مقتضی صادر می كند . این آراء قابل رسیدگی مجدد نمی باشند ، مگر اینكه رأی اصداری از شعبه تشخیص خلاف آشكار شرع باشد .

ü    همچنین اگر یكی از قضات و یا دو تن از سه قاضی شعبه بدوی صادر كننده رأی متوجه اشتباه شكلی یا ماهوی در رسیدگی منجر به صدور رأی شوند ، ضمن اعلام نظر مكتوب ، پرونده را به منظور ارجاع به شعبه تشخیص به دفتر رییس دیوان عدالت ارسال می دارند .

ü    اشخاصی كه آراء صادره از شعب بدوی دیوان را كه در مورد آنان صادر شده خلاف آشكار قانون و شرع دانسته و خواستار ارجاع پرونده به شعبه تشخیص باشند بایستی به رییس دیوان عدالت مراجعه و درخواست خود را تسلیم نمایند . آن مرجع پرونده را برای بررسی به شعب تشخیص ارجاع می دهد .

ü    اگر گزارش خلاف بین شرع و قانون بودن رأی به رییس قوی قضاییه یا حوزه نظارت قضایی ویژه یا دفتر نظارت و پیگیری تسلیم و تقاضای رسیدگی شود . این مراجع پرونده را به دیوان عدالت اداری ارسال می دارند . دیوان پس از بررسی و تهیه گزارش و اعلام نظر ، مورد را از طریق حوزه نظارت قضایی ویژه برای رییس قوه قضاییه ارسال می دارد ، رییس قوه قضاییه در صورتی كه رأی اصداری از دیوان عدالت را خلاف بیّن شرع یا قانون تشخیص دهد . پرونده را از طریق رییس دیوان به شعب تشخیص ارجاع می دهد .

 

د – هیأت عمومی دیوان :

ü    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری با شركت حداقل دو سوم قضات دیوان عدالت به ریاست رییس دیوان تشكیل می گردد . این هیأت به منظور لغو آیین نامه ها و مقررات دولتی و شهرداریها كه مخالف با قانون و شرع بوده و اشخاص حقیقی یا حقوقی نسبت به آنها به دیوان شكایت و تظلم خواهی نموده باشند و نیز صدور آراء وحدت رویه در موارد آراء متناقض و آراء مشابه از شعبات بدوی تشكیل می شود . ملاك در صدور رأی توسط هیأت عمومی ، نظر اكثریت اعضاء حاضر در جلسه رسیدگی است .

ü    توضیح اینكه ؛ تصمیمات قضایی قوه قضاییه / مصوبات و تصمیمات شورای نگهبان ، مجمع تشخیص مصلحت نظام ، مجلس خبرگان / شورای عالی امنیت ملی وشورای عالی انقلاب فرهنگی توسط هیأت عمومی دیوان مورد رسیدگی قرار نمی گیرد . این بدان معنی است كه این تصمیمات و مصوبات از مراجع مذكور قابل اعتراض و تظلم خواهی در دیوان عدالت اداری نیست .

ü    اثر ابطال آیین نامه و مصوبات توسط هیأت عمومی دیوان از زمان صدور رأی هیأت   می باشد ، مگر در در مصوبات خلاف شرع و یا جلوگیری از تضییع حقوق اشخاصی كه در این صورت هیأت عمومی اثر ابطال را از زمان تصویب مصوبه ( آیین نامه ، مقررات ، تصمیمات و ... ) قرار می دهد .

ü    رییس قوه قضاییه یا رییس دیوان عدالت هم اگر ازمغایرت یك مصوبه با شرع و قانون یا خروج آنها از اختیارات مقام تصویب كننده مطلع شود ، مراتب را در هیأت عمومی دیوان طرح و ابطال مصوبه را خواستار می شود .

هـ - واحد اجراء احكام دیوان عدالت :

ü    واحد اجراء احكام دیوان زیرنظر رییس دیوان یا یكی از معاونان ایشان به منظور اجرای احكام صادره از شعب دیوان تشكیل می شود . وقتی رأی دیوان به اشخاص حقیقی یا حقوقی محكوم علیه ابلاغ شود ، موظف است این حكم را اجراء نماید . در صورت استنكاف محكوم علیه از اجرای رأی ، شعبه بدوی صادر كننده رأی به درخواست محكوم له مراتب را به اطلاع رییس دیوان می رساند . رییس دیوان مورد را جهت اجراء به واحد اجراء ارجاع می دهد .

 

و- شوراهای حل اختلاف تخصصی :

ü    شوراهای حل اختلاف تخصصی به منظور ایجاد زمینه صلح و سازش و تسریع در حل و فصل دعاوی اداری در صلاحیت دیوان عدالت در محل دیوان عدالت اداری ، دستگاههای‌مستقر درتهران ، دستگاههای مستقر در مراكز استان ها تشكیل می شود این شورا از سه عضو ؛ قاضی دیوان / مدیر دستگاه اداری / معتمد تشكیل شده است و می تواند دو عضو علی البدل هم داشته باشد .

 

صلاحیت و اختیارات دیوان عدالت اداری

 

یكم – صلاحیت و اختیارات شعب :

  1. رسیدگی به شكایات از تصمیمات و اقدامات واحدهای دولتی / شهرداریها / تشكیلات و نهادهای انقلابی و مؤسسات وابسته به آنها .
  2. رسیدگی به شكایات از تصمیمات و اقدامات مأموران واحدهای مذكور در بند 1 .
  3. رسیدگی به اعتراضات و شكایات از آراء و تصمیمات قطعی ؛

ü     دادگاههای اداری .

ü     هیأت های بازرسی .

ü    كمیسیون هایی مانند ؛ كمیسیون مالیاتی ، شورای كارگاه ، هیأت حل اختلاف كارگر و كارفرما ، كمیسیون موضوع ماده 100 قانون شهرداریها ، كمیسیون موضوع ماده 56 قانون حفاظت و بهره برداری از جنگلها و منابع طبیعی منحصراً از حیث نقض قوانین و مقررات یا مخالفت با آنها .

  1. رسیدگی به شكایات ؛

ü     قضات .

ü     مشمولین قانون استخدام كشوری .

ü     مستخدمان مؤسساتی كه مشمول این قانون نسبت به آنها مستلزم ذكر نام است ( مثل شركت ملی نفت ایران )

از حیث تضییع حقوق استخدامی .

 

توضیحات لازم :

  1. خسارات‌وارده ازناحیه‌مؤسسات واشخاص اداری درشعب دیوان تصدیق می شود . آنگاه میزان خسارت در دادگاه عمومی تعیین و مطالبه می شود . بدین ترتیب در دعاوی مطالبه خسارت از مأمورین و مؤسسات دولتی ابتدا لازم است اصل ورود خسارت در شعب دیوان تصدیق شود . پس آنگاه با طرح دعوی در دادگاههای عمومی دادگستری مطالبه خسارت گردد .
  2. از آراء و تصمیمات مراجع قضایی اعم از دادگستری ، دادگاههای انتظامی قضات دادگاههای نیروی های مسلح نمی توان به دیوان عدالت اداری شكایت برد .
  3. حسب رای هیأت عمومی دیوان عدالت اداری به شماره 37-38-39 مورخ 10/07/1367 كه اشعار می دارد ؛ ؛ [ نظر به اینكه در اصل 173 قانون اساسی ، منظور از تأسیس دیوان عدالت اداری ، رسیدگی به شكایات ، تظلمات واعتراض مردم نسبت به مأمورین یا واحدهای دولتی تصریح گردیده ، و با توجه به معنی لغوی و عرفی كلمه « مردم » واحدهای دولتی از شمول مردم خارج ، وبه اشخاص حقیقی یا حقوقی حقوق خصوصی اطلاق می شود . و مستفاد از بند یك ماده 11 دیوان نیز اشخاص حقیقی و حقوقی حقوق خصوصی می باشد . علیهذا ، شكایات و اعتراضات واحدهای دولتی ، درهیچ مورد قابل طرح ورسیدگی در شعب دیوان عدالت اداری نمی باشد] .

دونكته :

-      ماده 11 مذكور در رأی هیأت عمومی مربوط به قانون دیوان عدالت قبلی است این ماده درقانون مصوب 1385 به شماره 13 تبدیل شده است .

-      بنظرمی رسد درمتن رأی هیأت عمومی لازم است « علیه مردم » پس ازعبارت             « شكایات و اعتراضات واحدهای دولتی » قرارگیرد تا مقصود رأی شفاف شود بدین ترتیب عبارت رأی به این شكل در می آید ؛ [شكایات و اعتراضات واحدهای دولتی علیه مردم ، درهیچ مورد قابل طرح . . . ] .

با توجه به متن رأی هیأت عمومی دیوان عدالت معلوم می شود كه :

-      این مردم هستند كه می توانند علیه دوائر و مأمورین دولتی اقامه دعوی نمایند ولی واحدهای دولتی نمی توانند علیه افراد (مثلاً كارمندان خود) در دیوان طرح شكایت كنند .

-      مقصود از « اشخاص حقیقی و حقوقی » در بند یك ماده 11 قانون دیوان عدالت قدیم و ماده 13 قانون عدالت مصوب 1385 (جدید) ، فقط اشخاص حقیقی و حقوقی حقوق خصوصی است . بدین معنی كه شركت های دولتی و ازجمله شركت ملی نفت ایران و شركتهای فرعی آن به علت اینكه جزء اشخاص حقیقی حقوق عمومی هستند و درزمره موسسات دولتی می باشند نمی توانند از شاغل سازمان خود به دیوان عدالت شكایت نماید .

  1. با عنایت به رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری به شماره ؛ هـ - /81/254 مورخ 28/07/1382 تقاضای ابطال آراء هیأت حل اختلاف اداره كارواموراجتماعی توسط وزارتخانه ها و دوائر وشركتهای دولتی قابل طرح در دیوان عدالت اداری نیست . بنابراین اگر كارگری برعلیه (مثلاً) شركت ملی نفت ایران درهیأت تشخیص وحل اختلاف اداره كار طرح دعوی كرد ورأی بر علیه آن شركت قطعی شد ، شركت ملی نفت ایران نمی تواند ابطال آن آراء را ازدیوان عدالت بخواهد . زیرا هر دو طرف دعوی یعنی شركت ملی نفت ایران و اداره كار دو نهاد دولتی بوده و علیه هم نمی توانند در دیوان عدالت اقامه شكایت نمایند .
  2. در صورت بروزاختلاف درصلاحیت بین دیوان عدالت اداری و سایرمراجع قضایی پس از كسب نظرمشاوران دیوان عالی اداری ، دیوان عالی كشور صالح به رفع و حل اختلاف است .
  3. درمواردی كه دیوان عدالت تشخیص دهد كه رسیدگی در صلاحیت دیوان نیست با صدور قرارپس از قطعیت آن ، پرونده را به مرجع صالح ارسال می دارد .

 

دستور موقت :

-      اگرشاكی ضمن طرح شكایت خود یا پس از آن مدعی شود كه اجراء اقدامات یا تصمیمات مأمورین و دوائر دولتی وآراء قطعی كمیسیون های خاص مثل كمیسیون ماده 100 قانون شهرداریها و یا خودداری از انجام وظیفه مأمورین و دوائر دولتی موجب ورود خسارت به وی شده است ( یا خواهد شد) كه جبران آن دشوار یا غیرممكن است ، این دعوی در شعبه رسیدگی كننده مطرح و دستور موقت مبنی بر توقف اجراء اقدامات ، تصمیمات و آراء و یا انجام وظیفه صادر می شود .

-      دستورموقت تأثیری دراصل دعوی ندارد . ولی تقاضای دستور موقت بایستی ضمن طرح دعوی اصلی در دادخواست بدوی مطرح گردد . تقاضای صدور دستور موقت در دادخواست جداگانه مسموع نیست مگر آنكه موجب آن بعداً حادث شده باشد .

-        مرجع رسیدگی به تقاضای دستور موقت ، شعبه ی رسیدگی كننده به اصل دعوی است .

-      اگر از دیوان عدالت درخواست ابطال مصوبه ای شده باشد و ضمن آن تقاضای صدور دستور موقت هم شده باشد . ابتدا پرونده به یكی ازشعب ارجاع تا درخصوص دستور موقت تصمیم گیری شود . آنگاه پرونده برای رسیدگی به اصل درخواست یعنی ابطال مصوبه به هیأت عمومی دیوان می رود .

-      اگر تقاضای دستور موقت به منظورجلوگیری از اجرای مصوبه و یا رأی وقتی به دیوان تقدیم گردد كه آن مصوبه ویا رأی اجراء شده باشد ، درخواست دستور موقت قابل استماع نخواهد بود .

-        دستور موقت دادنامه می شود و به مرجع طرف شكایت جهت اجرا ابلاغ می گردد.

-      مامورین و دوائردولتی مكلف به اجرای دستور موقت هستند و درصورت استنكاف متخلف به انفصال موقت ازشغل به مدت 6 ماه تا یكسال وجبران خسارت محكوم می شود .

اعاده دادرسی در دیوان عدالت اداری :

پس از صدور رأی ، هرگاه طرفین دعوی مدارك جدیدی بیابند كه موثر در تغییر رأی اصداری باشد ، می توانند با ارائه مدارك مذكور از شعبه صادركننده رأی تقاضای اعاده دادرسی كنند . شعبه مذكور خارج از نوبت به این تقاضا رسیدگی می نماید . واگرتقاضا را موجه تشخیص داد ، دستور توقف اجرای رأی معترض عنه را صادر می نماید .

                                                                                                (ادامه دارد )




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
وحید‎ ‎محتشمی
دوشنبه یازدهم فروردینماه سال 1393 02:25 بعد از ظهر
با سلام برخورد جدی در رابطه با کارکنان ادارات دولتی که درست و دقیق با مراجعات مردم برخورد کنند . هیچ درست نیست؟!‏‎ ‎
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر